بافت غریب

نویسنده : مصطفی غلامی(ورودی ۱۳۹۴ علوم اقتصادی - اقتصاد نظری)
چکیده : شاید برای شما هم این سوال به وجود آمده باشد که چرا مدیران ارشد شهری جلو بروز این اتفاقات را نگرفتند؟ چرا اجازه دادند ابنیه تاریخی این بافت تخریب شود؟ چرا مردم را مجبور کردند که از این منطقه بروند؟ چرا شهر را به به کابوسی برای زائرین مبدل ساختند؟
بافت غریب

شهر به مثابه نمود ظاهری عقید افراد یک جامعه است و روح این کالبد بینش تک تک اعضای این شهر است. مشهدالرضا، پایتخت معنوی ایران، شهری که سالیانه بیش از پانزده میلیون زائر را پذیراست. آدم‌ها از جای‌جای این مرز‌و‌بوم می‌آیند تا به زیارت امام هشتم شیعیان نائل شوند. آمده اند جلا بگیرند و نفسی تازه کنند.
اما اکنون زائر در مشهد به هیچ عنوان آرامش خاطر ندارد. مشکلات گوناگون اقتصادی و هنجاری باعث شده تا تشرف به حرم مقدس علی‌ابن‌موسی‌الرضا برای عده کثیری از هم‌وطنان سخت و دشوار شود.
از نگاه اقتصاد‌محور حاکم بر مدل جذب مسافر در بنگاه‌های اقتصادی بگوییم یا از بی‌تدبیری مدیران شهری جهت اداره این شهر. از هر کجا که داستان غمگین بافت ثامن مشهد را شروع کنیم خدا می داند که پایانش چه خواهد بود. همه چیز شاید از آنجایی آغاز شد که مدیران شهری با شعار نو‌سازی و بهسازی بافت اطراف حرم آمدند تا چهره‌ی به اصلاح فرسوده این شهر را عوض کنند. به ادعای خودشان می‌خواستند شهر را مناسب و در شان زائرین حضرت بسازند. اما اتفاقی که افتاد نوسازی این بافت نبود. ساختمان و ابنیه هزار‌ساله بافت یکی پس از دیگری جای خود را به برج‌ها و هتل‌ها می دادند. کوچه‌ها و خیابان‌ها پر شد از مغازه‌ها و فروشگاه‌ها.
دکتر مرتضوی عضو هیئت علمی دانشگاه رضوی چنین می نویسد:«شما با یک بافت فرسوده‌ای مواجه بودید و آمدید این را بازسازی کنید. چون واقعا قابلیت حجم روزافزون زائر و مجاورین را نداشت.ولی چون براساس مدل‌های تجربه شده‌ی غربی بود، پاسخ‌های اشتباهی به این مسئله دادید و خود این، مسائل دیگری را در پشت سرش ایجاد کرد. نه تنها باعث نوسازی آن منطقه بعد از 25 سال نشد و مساله را حل نکرد؛ بلکه مسائل دیگری را هم این‌جا ایجاد کرد. یکی‌ این بود که هویّت آن منطقه را از یک ساخت مسکونی به یک ساخت خالی از سکنه تبدیل کرد.تمام انگیزه‌ها را در اطراف حرم به انگیزه‌های اقتصادی تبدیل کرد. مشکلات حاشیه‌ی شهر را زیاد کرد.جابه‌جایی افراد در طول روز را زیاد کرد. و اساساً حرم امام رضا علیه‌السلام را از مدار زندگی روزمره‌ی مشهدی‌ها خارج کرد.»
به دنبال این تخریب‌ها و هتل‌سازی‌های پی‌در‌پی، دیگر خانه‌ای برای سکونت مجاورین باقی نماند و مردم منطقه‌ی ثامن مجبور شدند که این بافت را ترک کنند. به دنبال این کوچ عمومی و اجباری مردم این ناحیه ناهنجاری‌های زیادی در این منطقه به وجود آمد که مهم ترین آن‌ها مسئله امنیت بود.
دکتر ظهوریان مدیر دفتر مطالعات شهرداری مشهد در این رابطه می نویسد:«مردم را از اطراف حرم دور کردند. در نتیجه یک منطقه‌ای که باید ذیل نور امام رضا (علیه السلام) کم آسیب‌ترین منطقه شهر باشد، بالاترین درصد آسیب‌های اجتماعی را دارد. چرا؟ چون «سکنه» ندارد. «محلّه» ندارد؛ مردمی که هم را بشناسند. کاسب‌هایی که هم را بشناسند. این شناخت، خودش یک کنترلی ایجاد می‌کند. جلوی جرم را می‌گیرد. شما حیا می‌کنی که جرمی مرتکب شوی. یک فرد غریبه هم که وارد محلّه می‌شود، همه حسّاسیت دارند رویش.»
مهندس بهروز پاکدامن؛ مدیر عامل مهرازان می گوید:«جمعیت این ناحیه در سال73 بیش از 57 هزار نفر بود ولی با قرار گرفتن در طرح و تخریب خانه های قدیمی به حدود 21 هزار نفر در سال 90 رسید. این در حالی است که بسیاری از مردم در خود محله شاغل بودند و عملاً هویت شغلی و کالبدی محله از بین رفت. ایجاد نارضایتی اجتماعی به ویژه در میان آن بخش از ساکنان و شاغلانی که ناگزیر به فروش ملک خود شدند هم از دیگر پیامدهای اجتماعی این به ورطه انداختن مردم بود. از دیگر معضلات اجتماعی به تشدید ناامنی اجتماعی در نتیجه تخریب و رهاسازی بافت تملک شده در طول دوره اجرای طرح بود. هم اکنون هم ساکنان باقیمانده از آلودگی و گرد و خاک و سر و صدای ناشی از ساخت وساز در رنج هستند. هیچ توجهی به منافع اقتصادی و مطالبات مردمی ساکن و شاغل در این بافت نشد و مجریان و مسئولان خود را بی‌نیاز از جلب مشارکت مردمی در اجرای طرح دیدند.»



شاید برای شما هم این سوال به وجود آمده باشد که چرا مدیران ارشد شهری جلو بروز این اتفاقات را نگرفتند؟ چرا اجازه دادند ابنیه تاریخی این بافت تخریب شود؟ چرا مردم را مجبور کردند که از این منطقه بروند؟ چرا شهر را به به کابوسی برای زائرین مبدل ساختند؟

شناسنامه نشریه