آزادی طبیعی، آزادی اقتصادی

نویسنده : هما حسین زاده رنجبر(ورودی ۱۳۹۳ علوم اقتصادی - اقتصاد نظری)
چکیده : درنگی بر اندیشه بنیان گذار اقتصاد آزاد
هما حسین زاده اقتصاد ۹۳
نشریه ایران طی شماره های آتی مقوله اقتصاد بازار و جهانی شده در نسبت با شرایط و لوازم ایران را شرح و بسط خواهد داد.
پیگیری مطالب اقتصادی این نشریه که از مبانی شروع کرده و به روبنای اصلی نظریات اقتصاد آزاد ختم میشود شما را در به دست آوردن یک دید کلی از الگوی اقتصادی مطلوب کشور و شناخت چهره اقتصادی احزاب کشور مدد خواهد رساند.

شتاب تحولات زندگی انسان در چند قرن اخیر، تکاپوی بی سابقه ای در قیاس با طول تاریخ بشر پدید آورده است که پیوسته بر دغدغه های انسان امروزی می افزاید. اگر گفته شود که علم اقتصاد عامل اصلی و دغدغه تراز اول عصر حاضر باشد، گزاف نیست. در تحلیل اهمیت و تاثیر اقتصاد بر شناخت جهت گیری های تحولات کنونی، آشنایی با اندیشه های پایه گذاران آن از مقدمات به شمار می رود. در ردیف اندیشمندان اقتصاد، آدام اسمیت، موسس مکتب کلاسیک،‌ به گونه ای در شکل گیری اندیشه های اقتصاددانان پس از خود موثر بوده است که عنوان پدر علم اقتصاد را کسب کرد. دو اثر مهم از او به ترتیب زمانی، « نظریه احساسات اخلاقی» به عنوان پایه فلسفی کتاب مشهورش« تحقیقی در ماهیت و علل ثروت ملل» به جا مانده است. لذا بر این اساس، نظری بر آرا و اندیشه های وی می گذرانیم.
آدام اسمیت در سال ۱۷۲۳ میلادی در شهر کرکالدی چشم به جهان گشود. از آنجا که اسمیت از خانواده ای معتبر بود، در نوجوانی برای تحصیل به دانشگاه گلاسگو فرستاده شد (به نظر می رسد به دلیل درک همین تفاوت فرصت های اجتماعی در تجربه زیسته خود، بعدها در ثروت ملل تنها تفاوت بین یک فیلسوف و باربر را این مساله ی فرصتها بداند و از مساوات ابنا بشر سخن براند). در مدت تحصیل، فرانسیس هاچسن، استاد فلسفه اخلاقی بیش از هر استاد دیگری بر تشکیل اندیشه های اسمیت موثر بود. هاچسن از مبلغان فلسفه حقوق طبیعی بود که مطابق آن، به موازات نظم طبیعت بیجان و مادی، نظمی طبیعی بر حیات افراد و جماعات بشر حاکم است.
رویکرد اصلی اسمیت در تقابل با سوداگران(مرکانتیلیستها) بود آنچنانکه در کتابش اشاره میکند:«تقسیم نیروی کار سبب بزرگ افزایش در رفاه عمومی است و این متناسب با نیروی تولید مردم است نه آن چنان که احمقانه تصور می شود متناسب با مقدار طلا و نقره». اسمیت معتقد است اصل مصرف، هدف عمده کوششهای اقتصادی و گردش چرخ بازرگانی است. مهمترین ویژگی کلی مکتب سوداگری توجه و علاقه مخصوص آن به مسائل مربوط به مبادله کالاهاست و کمتر توجهی به موضوع تولید (چه رسد به توزیع درآمد) دارند. آنها بر این عقیده بودند که برای کسب حداکثر سود باید تفاوت بین ارزش کل صادرات و واردات حداکثر شود. در نتیجه باید مقدار و قیمت صادرات بیشترین مقدار ممکن باشد و واردات را تا حد ممکن کم کرد.
اسمیت معتقد است که امید به افزایش رفاه شخصی و پیشرفت فردی و اجتماعی تنها به اتکا حس نوع دوستی افراد، امیدی واهی است و اگر آن چنان باشد که افراد منافع خود را نیز در جهت انجام کار خیر و پیشرفت اجتماع بدانند، نتیجه اش مطمئن تر و بهتر خواهد بود. این اصلی است که در ثروت ملل تاکید بسیار یافته است. افراد در کوششهای شخصی خود، ضمنا و بدون آنکه خود خواسته باشند، چرخ اجتماع را به حرکت می آورند و به رفاه آن می افزایند. پس مانند « دستی نامرئی» خود را به پیشبرد آنچه منظور خود او نبوده است( یعنی توسعه رفاه اجتماعی) رهنمون می گردد. یعنی به تعبیر فلسفی خود-دوستی و حس همدردی در تضاد نبوده و یکدیگر را تقویت می کنند. در چارچوب احساسات اخلاقی، تضاد در نظم طبیعی وجود ندارد و اگر ما در مشاهدات خود چنین تضادی را می بینیم به این دلیل است که در اجتماعی زندگی می کنیم که از نظم طبیعی خارج شده است. استقرار حقیقت نظم طبیعی فقط بوسیله «عدم دخالت دولت» در اجتماع بدست می آید. نظام آزادی طبیعی چون در اجتماع ویژه ای پیاده شود ممکن است بلافاصله سبب گردد که آزادی طبیعی یک طبقه از دیگری بیشتر باشد. آزادی فقط رفع ممانعت نیست بلکه ایجاد وسیله هم است( به طور مثال فقط اجازه ورود به مهمانخانه مجلل نیست بلکه استطاعت آن هم است) و اینها مشکلاتی است که استقرار نظم طبیعی اسمیت در جهان واقعیت با آن مواجه می شود.
از کتاب ثروت ملل چنین بر می آید که عوامل اصلی رشد و توسعه اقتصادی از نظر اسمیت در افزایش جمعیت و نیروی کار، تقسیم کار، تراکم سرمایه و پیشرفت فنی است. اسمیت به کسانی که سرمایه خود را در خدمات غیرمولد بکار می اندازند حمله می کند و آنان را برای افزایش رفاه کشور مضر میداند:« سبب بلافصل افزایش سرمایه، صرفه جویی است نه تولید. تردیدی نیست که آنچه با صرفه جویی گرد می آید در فعالیتهای تولیدی ایجاد می شود. هر اسرافگری دشمن اجتماع و هر صرفه جویی خدمت گزار آن است.» این تاکید بر صرفه جویی پس انداز همان است که کینز در برابر آن قیام کرد و آن را علت بیکاری و رکود زمان خود دانست. حال آنکه این تاکید در فضای توسعه اقتصادی ( نه در تعادل و رکود) بیان شد و به دلایل مختلف آن زمان امکان احتکار وجود نداشت.
کتاب ثروت ملل، اقتصاد سیاسی، جامعه شناسی تاریخی و مشاهدات عینی را بگونه ای با هم آمیخته است که اغلب نمی توان با صرف نظر از دیگری بررسی کرد. پس از اسمیت، ریکاردو که به نظر می رسد در ریاضیات متبحرتر و در فلسفه رتبه کمتری از اسمیت داشت، میراث اسمیت را از متن تاریخی و اجتماعی آن جدا کرد و با افزودن بر درجه انتزاع و تعمیم در نظریات اقتصادی، تاکید بر ظاهر صرفا علمی آنها گذاشت. به این ترتیب دقت نظری علم اقتصاد افزوده شد ولی اهمیت علمی و تطبیق پذیری آن با دنیای واقعی کاهش پذیرفت و نهایتا مسیر تحقیق و بحث اقتصاد را به بیراهه ای کشاند که هنوز هم علم اقتصاد با آن دست به گریبان است. ذکر این نکته حائز اهمیت است که اسمیت قرن هجدهم در وضعیتی به بیان نظریاتش پرداخت که انقلاب صنعتی در روابط تولید و فنون کشاورزی انگلستان که از قرن ۱۶ آغاز شده و در قرن ۱۷ شدت گرفته بود، در قرن ۱۸ سریع و همگانی گشت.
در پایان به گفته دکتر محمد علی کاتوزیان بسنده می کنیم که:« هنوز هم از آدام اسمیت- یعنی روش بحث و تحقیق و تحلیل او و روح اثر او – می توان چیز یاد گرفت اما به شرط اینکه بر خلاف معمول ناشی از ذوق زدگی یا تصور کشف حقایق مطلق نباشد.»

( برداشتی از کتاب «آدام اسمیت و ثروت ملل» نوشته محمد علی همایون کاتوزیان)

شناسنامه نشریه