کیفیت سنجی کارامدی جمهوری اسلامی به بهانه تولد ایران

نویسنده : رضا باقری پورگلوسالاری(ورودی ۱۳۹۴ علوم سیاسی)
کلمات کلیدی : ایران,بحران,پیشرفت
چکیده : لوئیس پای” در کتاب «بحران ها و توالی های توسعه سیاسی» در مقام ترسیم چالشگاه های یک دولت-ملت «nation-state» اقدام به تاسیس یک دستگاه مفهومی ساخت یافته از بحران های پنجگانه مینماید.ضمن تطبیق چارچوب مفهومی ذکر شده بر ایران چهار دهه اخیر، به چرایی انتشار ایران میپردازیم

“لوئیس پای” در کتاب «بحران ها و توالی های توسعه سیاسی» در مقام ترسیم چالشگاه های یک دولت-ملت «nation-state» اقدام به تاسیس یک دستگاه مفهومی ساخت یافته از بحران های پنجگانه مینماید. این چارچوب مفهومی البته از گستردگی مصداقی بالایی برخوردار است به گونه ای که کمتر کشوری شاید پنجه در پنجه این پنجگانه بحران آفرین نیافکنده باشد. در این بین ایران اما به سبب آنکه بستر تجربه تاریخی ما بوده است، زمینه مناسبی برای تطبیق و فهم محتوا برای ما فراهم میکند.
متقدم ترین بحران از نظر پای، بحران هویت می باشد. تولد این بحران مصادف با ریزش نظام ارزشی مشترک و پس زدن مفاهیم وحدت ساز است. بحران خلق ترکمن، الاهوازیه، کوموله های کرد و ... نوعی هماوردگاه ایرانی این بحران است که جمهوری اسلامی با تخریب ذخیره اجتماعی آنها در دو بعد عملی و روانی، تا حد قابل قبولی از آن پیروز به درآمد. مفاهیم امت واحده، اخوت اسلامی و... نیز مولود همین نوع چالش است.
در بحران دوم نهادهای نمایندگی و سازوکارهای تصمیم ساز یک کشور سیبل هجمه قرار میگیرند. خروش این بحران غالبا به علت واکنش سیستم مستقر به گروهیست که میل به سطوح فوقانی قدرت کرده اند. تجربه های بنی صدر، منافقین و وقایع دهه ۷۰ از نمودهای ایرانی این بحران است که با موفقیت طی شد.
فقدان مکانیزم توزیعی کارآمد و نظام ناعادلانه پخش کالا نیز موید بحرانی به نام بحران توزیع است که به گواه اکثریت قاطع کارشناسان، دولت سازندگی مقطع تجربه این بحران در ایران بود. جستجوی راه برون رفت از این بحران به راحتی مردم را مجاب به انتخاب دولت های نهم و دهم میکرد.
چهارمین بحران که البته ماهیتی نرم افزاری دارد بحران مشروعیت است. در این مرحله، ساخت حکومت ائم از وجوه دینامیک و استاتیک آن شانیت خود را از دست میدهند. میتوان وقایع ۸۸ را ذیل این بحران طبقه بندی کرد. جمهوری اسلامی البته ضمن هدایت و کانالیزه کردن رانه این بحران، از آن به خوبی درجهت تثبیت، تقویت و مشروعیت نهادهای حکومتمندی دمکراتیک و الهیاتی خویش بهره برد.
با گذشت چهار دهه از استقرار نظام جمهوری اسلامی اینک به مصاف بحرانی جدید آمده ایم. این بحران که لوئیس پای از آن به عنوان بحران نفوذ یاد میکند ناظر به عدم تناسب فی مابین نیاز شهروندان و پاسخ حکومت می باشد. این بحران و مجموع بحرانهای دیگر البته گسسته از یکدیگر نیستند و برهم کنشی واضحی میان آنها موجود است. فی المثل آمار بالای بیکاری موجد بحران توزیع می شود؛ این معضل چنانچه با پاسخ مناسبی روبرو نشود در قامت بحران نفوذ ظاهر میگردد. این بحران که مبین ضعف و رخوت سیستماتیک نظام است خود موجب زایش بحران مشروعیت می شود.


سکانس دوم
شما به عنوان خواننده این مقاله میتوانید حب یا بغض جمهوری اسلامی را در سینه داشته باشید؛ لکن آنچه که در این زمینه قابل اعتناست اینست که اینک و پس از گذران چهار دهه زیست سیاسی در شرایط فوق العاده، اسلام حکومت ساز و ولایت فقیه واقعیتی تثبیت شده میباشند. این ریخت از نظام سیاسی شطرنج ثبات و تداوم را به حدی خوب بازی کرده است که بتواند بدون واهمه، دست به ایجاد اسناد چشم انداز بیست ساله بزند. امروز برخلاف اساتید، دانشجویان و سیاستمداران بریده از متن وبطن جامعه، برای مردم این کشور بیش از آنکه چگونگی نصب ولی فقیه مهم باشد کارایی چرخ دنده های ماشین حکومت(قوای مجریه و مقننه و قضائیه به همراه بروکراسی دنباله رو این قوا) مهم است. حتی اگر اولی بودن مباحث نظری اینچنینی مانند مشروعیت را بپذیریم، مطابق با یافته های روانشناسانه، سیاستشناسانه و جامعه شناسانه قطع به یقین بحث های سی-چهل نفره داخل کلاس های درس نمیتوانند منشاء مشروعیت مضاعف نظام تلقی گردند همانطور که توانایی نفی مشروعیت نظام را هم نخواهند داشت. درگیری و چالش های نظری بی فایده اهالی دانش، یادآور دوران اسکولاستیک اروپایی و تعالیم بی سر وته مکتب مدرسی است. شکاف های طبقاتی مشرف به انفجار و سیل تحصیل کردگان بیکار را لق لقه های زبانی اساتید حوزه و دانشگاه و گعده گیری های این تشکل و آن تشکل دانشجویی حل نمیکند. علی رغم تمام دستاوردهایی که به بهانه آنها میتوان جمهوری اسلامی را ستود نباید کتمان این واقعیت کرد که صدای جیغ بحران نفوذ در گوشه گوشه ایران شنیده میشود. ما در آینده ای که با چشمان خود شاهد آن خواهیم بود با چندین ابربحران مواجهیم که هر کدام برای پیچیدن طومار یک کشور کافیست. بحران آب،بیکاری،جمعیت و بانک من جمله بزرگترین آنانند.

“ایران” چه میگوید؟
بهتر بود برای جذب خواننده بیشتر و کسب جوایز کشوری مطالبی جذاب و جنجالی که تراوش شده از روزمرگی ایرانیان و جهانیان است را برایتان تیتر بزنیم. ازفیلترینگ دنیای مجازی بگوییم، از سخنرانی ترامپ و یا حتی از لباس های علی صادقی در جشنواره فیلم فجر. اینجا ولی روایتی دیگر خواهید شنید. اینجا ایران از ایران برایتان حکایت میکند. مطابق با چارچوب مفهومی ای که در ابتدا برای شما تصویر کردم، ما یعنی تیم سی – چهل نفره این نشریه که به نام نامی ایران عزیز مزین گشته راه اعتلای مستمر کشور را در یک کلمه میدانیم: کارآمدی. این روزها ادعای بی طرفی و فراجناحی بودن سکه رایج سیاست ایران است.سکه ای که تقلبی است و مانند بسیاری از واژه های مثبت دیگر از معنا تهی گشته است. ما در این نشریه زخم های ریز و درشت مام وطن را به مقیاس بضاعت دانشجویی به شما نشان میدهیم. مرهمش را هم معرفی خواهیم کرد؛ و از سابقه خود به عنوان سند بی طرفی بهره خواهیم برد.
این تیم سی-چهل نفره علاقه زیادی به گسترده تر شدن دارد. از آشنایی و همکاری با شما خوشوقت خواهیم شد.

شناسنامه نشریه