تبیین رابطه سازماندهی سیاسی فضا و خاستگاه حکومتها در انتخابات

کلمات کلیدی : حکومت، ساماندهی فضا، حقوق مدنی، انتخابات
چکیده : نظریههای متعددی از زمان پیدایش حکومت درتاریخ بشر بیان شده است و در مورد منشأ و خاستگاه آن اندیشمندان و نظریهپردازان تأملاتی نموده‌اند. هر یک از حکومتها روش خاصی را برای ساماندهی فضای حاکمیتی خود انجام دادهاند. که چگونگی ساماندهی فضای حاکمیتی این حکومتها و اساس مشروعیت و فرمانروایی آنان سؤال این تحقیق میباشد. این مقاله علاوه بر بررسی ماهیت حکومتها به اصول و نحوه ساماندهی فضای کشور، ارکان و عناصر آن باتوجه به رویکرد امروزی مفهوم انتخابات در قالب حقوق شهروندی و حکمروایی شهری میپردازد. یافتههای تحقیق حاضر این است که حکومت مفهومی همیشگی و دائمی بوده و بدون جامعه سیاسی ومدنی مفهومی ندارد. حال استمرار و بقای حاکمیتی این حکومتها از روشهای متفاوتی تأمین شده است که رویکرد امروزی آن با شکلگیری حقوق سیاسی مردم از طریق برگزاری انتخابات فراهم میشود.
حقوق شهروندی
یکی از نظریهپردازان نامآور در زمینه نظریههای شهروندی، تی.اچ مارشال (1350) است. او معتقد است که حقوق شهروندی در سه قرن اخیر در سه بخش پدیدار شده است (عاملی،1380 :6):
1. حقوق مدنی: حقی که امکان تملک دارائیها و التزام به قراردادها ،آزادیهای حزبی و آزادی فکر، اندیشه و بیان را فراهم میکند. ایجاد توقعات برابر و قضاوت بیطرفانه در نظام حقوقی، نسبت به همه شهروندان، از جمله حقوق شهروندی مدنی است.
2. حقوق سیاسی: حقوقی که امکان مشارکت مردم را در تصمیمات عمومی کشور با تشکیل احزاب سیاسی و برگزاری انتخابات فراهم میکند. همچنین این امکان برای هر یک از شهروندان فراهم میشود که امکان دسترسی مستقیم به موقعیتهای سیاسی در مقام رهبری احزاب ،دولت و یا سایر حلقههای قدرت را بدست آورند.
3. حقوق اجتماعی: حقوقی که امکانات رفاهی، حمایتی از فرد و خانوادههای آسیبپذیر را، به منظور ایجاد تعادل در زندگی رفاهی آنها فراهم میآورد. همچنین شامل فراهم آوردن شرایط مساوی بهرهمندی از امکانات آموزشی مسکن و سلامتی برای همه اعضای جامعه میباشد .
مشارکت سیاسی و انتخابات
مفهوم مشارکت سیاسی، درگیری فرد در سطوح مختلف فعالیت در نظام سیاسی از عدم درگیری تا داشتن مقام سیاسی است و اساس مشروعیت نظامهای سیاسی، مشارکت ملی افراد جامعه در زمینههای سیاسی، اقتصادی و غیره است. مشروعیت سیاسی یک کشور آنگونه که موریس دو ورژه می گوید «تطابق رژیم با اجماع عمومی اساس رابطه نظام سیاسی با جامعه است» و بدین دلیل، مشروعیت خود به خود رابطه مستقیمی با دموکراسی دارد. به عبارت دیگر اعمال حکومت زمانی مشروع تلقی میشود که انعکاس اراده عمومی باشد. مادامی که در جامعهای همگان، اعم از اقلیتهای قومی و اقشار پایین از حقوق سیاسی برخوردار نباشند، نمیتوان با معیارهای دموکراسی قائل به مشروعیت نظام سیاسی موجود بود. به عبارتی شرط رسیدن به مردمسالاری، مشارکت شمار ممکن مردم در شکلگیری قدرت است تا درجهت وصول به مناسب و منظورهای سیاسی، راه ورود همگان مهیا شود. بنابراین نهاد انتخابات از شرایط لازم تحقق مردمسالاری محسوب میشود (حافظ نیاو دیگران، 1388: 224-225).

نتیجهگیری
حکومت مفهومی همیشگی و دائمی بوده و بدون جامعه سیاسی و مدنی مفهومی ندارد. انسانها در طول تاریخ به انحاء مختلف تشکیل حکومت داده که در مقاله حاضر به آن پرداخته شد. هر یک از این حکومتها روش خاصی را برای ساما-ندهی فضای حاکمیتی خود بکار برده و مشروعیت و فرمانروایی خود را بر اساس اصولی تنظیم و اجرا نمودهاند. بدین طریق استمرار و بقای حاکمیتی حکومت خود را از روشهای متفاوتی تأمین و حفظ کردهاند. تحوّلات بوجود آمده بعد از قرون جدید و انتظارات حاکم، امروزه نحوه ساماندهی فضای کشور، ارکان و عناصر آن با توجه به رویکرد نوین مفهوم انتخابات در قالب حقوق شهروندی و حکمروایی شهری شکل داده است. به عبارت دیگر، اعمال حکومت زمانی مشروع تلقی میشود که انعکاس اراده عمومی باشد. مادامی که در جامعهای همگان، اعم از اقلیتهای قومی و اقشار پایین از حقوق سیاسی برخوردار نباشند، نمیتوان با معیارهای دموکراسی قائل به مشروعیت نظام سیاسی موجود بود که رویکرد امروزی آن با شکلگیری حقوق سیاسی مردم از طریق برگزاری انتخابات فراهم میشود.


منابع:

. آقا علی، قدرتاله (1387)، ماهیت سیاست و دولت، مجله رشد، دوره یازدهم شماره4، سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی دفتر انتشارات کمک آموزشی.
. ارسطو (1364)، سیاست، ترجمهی حمید عنایت، تهران، شرکت سهامی کتابهای جیبی.
. پرهیزگار، اکبر و غلامرضا کاظمیان(1384) رویکرد حکمروایی شهری و ضرورت آن در مدیریت منطقه کلان شهری تهران، فصلنامه پژوهشهای جغرافیایی، شماره 16
. پیران، پرویز (1382)، سیاست اجتماعی و توسعه اجتماعی و ضرورت آن در ایران، رفاه اجتماعی، تهران، شماره 10.
. پیران، پرویز (1385) ، شهروندی از حقوق تا مسئولیت، مجله نامه، تهران، شماره 53.
. حافظنیا، محمدرضا ومرادکاویانی راد (1388)، افقهای جدید در جغرافیای سیاسی، تهران سمت
. عاملی، سعید رضا (1380)، تعامل جهانی شدن، شهروندی و دین، نامه علوم اجتماعی، شماره 18
. قاضی، ابوالفضل (1375)، حقوق اساسی و نهادهای سیاسی، جلد اول، چاپ ششم، تهران، انتشارات تهران
. منتظری، حسینعلی (1374)، مبانی فقهی حکومت اسلامی، ترجمه محمود صلواتی، تهران، نشر متفکر.
. میرحیدر،دره (1386)، مفاهیم بنیادی در جغرافیای سیاسی،تهران، انتشارات سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح
. نوروزی،محمدجواد (1388)، فلسفه سیاسی اسلام، قم، چاپ نگارش.
. وینسنت، اندرو (1387)، نظریههای دولت، ترجمهی حسین بشیریه، تهران، چاپ غزال

. Mehta Dinesh(1998),urban governance
. Hyden,Goran ,(1995) Governance and the study of poblitics in Goran Rienner, Hyden and Michael Bratton (eds),governance and polities in Africa Boulder,lynne

شناسنامه نشریه