خواجه نظام

کلمات کلیدی : خواجه نظام،زندگی نامه
چکیده : دریای سپهر این بوم از دیرباز درخششگاه مروارید‌هایی بوده است که پیشینه این خاک را می‌آراستند. خوی پاک و سرشت اهورایی مردمان ایران‌زمین گواه زیش و زایش و پرورش مه‌اندیشان و سترگ‌خردانی بوده است که ستون‌های کاخ سپنتایی ایران را در درازنای هزاران سال استوار گشتاندند. سرزمین ایران زیشکده بخردان و بزرگانی چون کوروش بزرگ، زرتشت پیامبر، آریوبرزن، آذرپاد مهراسپندان، بزرگمهر، یعقوب لیث، امیرکبیر و ... بوده است که خامه بر نوشتن بزرگی‌ها و سترگی‌هایشان ناتوان و هنگامه تنگ است. به گواه هزاره، یکی از مروارید‌های زرنشان خردی پیشینه ایرانشهر که خواجه نظام‌ الملک است. بر این گشتم که خامه‌ام را برای نوشتن مهانکاری‌های این گوهر درخشنده خردگرا، بسیج کنم.
خواجه نظام

پارسا حریری دانش آموز پایه دهم
رشته تجربی، دبیرستان سراج کرمانشاه

دریای سپهر این بوم از دیرباز درخششگاه مروارید‌هایی بوده است که پیشینه این خاک را می‌آراستند. خوی پاک و سرشت اهورایی مردمان ایران‌زمین گواه زیش و زایش و پرورش مه‌اندیشان و سترگ‌خردانی بوده است که ستون‌های کاخ سپنتایی ایران را در درازنای هزاران سال استوار گشتاندند. سرزمین ایران زیشکده بخردان و بزرگانی چون کوروش بزرگ، زرتشت پیامبر، آریوبرزن، آذرپاد مهراسپندان، بزرگمهر، یعقوب لیث، امیرکبیر و ... بوده است که خامه بر نوشتن بزرگی‌ها و سترگی‌هایشان ناتوان و هنگامه تنگ است. به گواه هزاره، یکی از مروارید‌های زرنشان خردی پیشینه ایرانشهر که خواجه نظام‌ الملک است. بر این گشتم که خامه‌ام را برای نوشتن مهانکاری‌های این گوهر درخشنده خردگرا، بسیج کنم.
«ابوعلی حسنِ توسی»، شناخته شده به نام «خواجه نظام الملک» در خاندانی نژاده و ناب‌زاده که از دهگانان سرزمین مهر و خورشید(خراسان) بودند، در شهر توس دیده بر گیتی گشود. خواجه نظام الملک پس از پرورش و رشد در خاندانی ناب و نامی تا سن بیست سالگی را به دانش‌اندوزی و فراگیری خرد سپراند. او دانش‌های دینی و آیینی و شگرد‌های ادبی را آموخت و چون استادی گشت که استادان را استاد بود. در آغاز زیست خود و در اوج نیروی جوانی و شادابی، دبیری توانا و درخور بود. در هنگامی که پادشاهان غزنوی واپسین دیدار را با شیشه فرمانروایی خویش داشتند، خواجه بیست‌و‌یک سال بیشتر نداشت و پس از یورش ترکان سلجوقی به کار دیوانی برای آنان شد. در سده پنجم شهریاران سلجوق گستره سترگی که دربرگیرنده بخش بزرگی از خاورمیانه و همه فلات ایران بود را چیره گشته بودند. بی‌آروینی در کارهای دیوانی و دانش‌های کشورداری، آنان را ناگریز نمود تا از گوهران بخرد ایرانشهری در فرمانروایی خویش بهره برند. خواجه که استاد و سردمدار این گوهران بود، به دستگاه فرمانی این چیره‌گران بی‌آروین(بی تجربه) اندر شد و گواه پایداری و استواری و نیروی ایرانشهر گشت و این شاهان تازه شاه شده را در دو جهان خاور و باختر به همگی شناساند. دیگر کار بزرگ خواجه که نمی‌توان از آن ناآگاه گشت، بازگرداندن شکوه و شوکت و ارج هنگامه ساسانیان بر ایرانشهر است. خواجه استاد استادان بود که برای واژه «شگرد»، چمی نو آفرید. او توانست تبار‌های ایرانی که در پهنه گسترده «کاشغر» تا «آناتولی کانونی» هستند را با درفش آرامش و آسایش بار دیگر پیوسته و هم‌آماج کند. خواجه در بیست‌ونه سال وزارت شکوهمندش چنان شایستگی در گرداندن دیوان و فرمان از خویش نشان داد و انگشت شگفتی را بر دهان دیگران نهاد. به گونه‌ایی که شهریار خویش پرست سلجوقی در برابر خرد او سر فرود می‌آورد. به همین گواه، او را «خرد درخشنده ایرانشهر» نام می‌نهم. کارهای این ایرانشهری، آنقدر ارزشمند و بلندفر است که هرکس می‌خواهد پیشینه گیتی را دانا شود، باید پیشینه هنگامه ساسانیِ سلجوقی نمای ایران را بداند.
در گاهی که وزیر آلپ ارسلان بود، بر پسر کوچک شاه هم که ملکشاه بود، دانش و آروین و نیک‌سگالی می‌افروخت و استاد و آموزگار او بود. پس از مرگ آلپ ارسلان، خواجه دانا ملکشاه را بر اورنگ شاهی نشاند و به گواه جوانی و خامی ملکشاه، خودش کشور پهناور ایران را می‌گرداند. او با خرد و اندیشه‌اش که از گوهر والای مهر میهن پرتو می‌گرفت، توانست نادرستی‌های فرمانی، بدی های هازه و همبودگاه(جامعه) ایرانشهر، شورش‌ها و نا‌کارآمدی‌های بسیاری را ویرایش کند و ایرانشهر آن هنگامه را به چم راستین ، پیراست.
بزرگترین، ارجمندترین، سپندترین و خردمندانه‌ترین کاری که شاید بتوان آن را هوشمندانه‌ترین کار پیشینه ایرانشهر بدانیم، ساخت‌وساز و آفرینش دانشگاه‌های نظامیه بود. خواجه نظام الملک، با این کاردانی و چاره‌گری توانست ایرانشهر را به کانونی دگردیسی کند، که از هرسوی آن پرتوی روشنایی دانش به چشم می‌آمد. از ایران زری ساخت که دانش را زاینده بود. ایرانشهر به گواه اندیشیدن این بزرگمرد، کانونی گشت که جویندگان خرد از سوی سوی گیتی، تشنه دریای آگاهی در دانشگاه‌های نظامیه بودند. دانشگاه‌های نظامیه در جای جای ایرانشهر بر افراشته گشته و ایران دانشکده‌ای از دانشگاه‌ها شده بود. برجسته‌ترین نظامیه‌ها در شهرهای بغداد، موصل، نیشابور، بلخ، هرات، مرو، آمل، گرگان، بصره، شیراز و اصفهان نهاده گشته بودند. خواجه، نظامیه‌ی نیشابور را برای «امام الحرمین» ساخت و او نیز شاگردان خردگرایی چون "امام محمّد غزالی" را برای آینده ایرانشهر و گیتی ساخت. دو فرمان زرنشان خواجه که او را بیشتر و بیشتر در سپهر ایرانشهر جاودان گشتاند و میوه مهرمیهن او بود، نخست جایگزینی سالشماری خورشیدی به جای سالشماری ماهی بود. فرمان دوم این دلیرمرد ایران زمین، گواه گشت تا شاهنامه فردوسی بزرگ هزاران بار نوشته شود و این نبیگ ارزنده و سپندگون که زاینده دوباره شیرین زبان پارسی است در دل و روان ایرانیان مانا گردد. خواجه با فرمان نویساندن شاهنامه گواه سهش بالندگی خامگان گشت که چنین نبیگ تازی اوژنی(تازی افکن) را می‌زایند.
خواجه نظام الملک که شگرد آفرین روزگار خویش بود، پیرو اندیشه پادشاهی‌های یکپارچه بود و روش فرمانگردانی ساسانیان را ناب و آرمانی می‌دانست. خواجه از پاسداران همبستگی این مرز و بوم بود. با هر گروه و گردآوری گسسته‌گر و گسسته‌خواهی به سختی به جنگ و نبرد می‌پرداخت و در درازنای وزارت زرنشان خویش از هر تلاش و کوششی در این جستار کوتاه گذار نگشت. در دوره وی چند و چونی و چگانگی بازرگانی ایرانشهر به اوج خود رسیده بود و بازرگانی ایران، یزدان اریکه(عرش اعلی) جهان بود. این درحالی است که به گفته پاپ اوربان، مردم اروپا از گرسنگی جان همدیگر را می‌ستاندند و شکم یکدیگر را پاره می‌نمودند. ایرانشهر در آن گاه مانند درختی پربار و سرسبز از دور دیده می‌شد که باغبانی به نام خواجه نظام الملک با دلسوزی و مهر به گوهرِ ایرانی، خرد خویش را بر این خاک ارزشمند می‌افکند.
یکی دیگر از ارزشمندترین آفریده‌های این خردمند، نبیگ «سیاست نامه» یا همان «سیرالملوک» است. این نبیگ راه روش فرمانروایی و کشورداری را از زبان و خامه کسی بازگو می‌کند که خود کشور داری را به کشور داران آموخته بود. این نبیگ به فرمان ملکشاه سلجوقی در سده پنجم خورشیدی به دست مهراز شگرد ایران نوشته گشت و از شاهکارهای ادبی و فرمانی زبان پارسی است. بخش‌های گوناگون نبیگ را اندرزها، داستان‌های پندآموز، نوشته‌های قرآنی، گفته‌های کسان نامور و ... سان داده است. در واپسین سال‌های زندگیِ پرشکوه‌اش با ملکشاه دچار گوناگونی‌ها و پادورزی‌های شده بود، که گواه گشت از جایگاه وزارت کنار گذاشته شود.
خواجه نظام الملک در روزی شوم که مام میهن بر خویش اشک ریخت و خاک پاک ایران زمین شیون و زاری را پیشه کرد و سپهر آریا چون آبنوس گشت، در نزدیکی نهاوند بدست کسی که جامه صوفیان بر تن داشت به کوب چاقو زخمی گشت و روز پس از آن روان خویش را به مینوی سپند ارزانی داشت. این همه شایستگی و شکوه و خرد و سترگ‌منشی‌ها با هم به زیر خاک رفت. ملکشاه هم نزدیک به یک ماه پس از درگذشت خردمند ایرانشهر، جان داد. برخی پیشینه دانان جانگیری خواجه را به ترکان خاتون منسوب می‌کنند. زیرا خواجه با جانشینی پسر کوچک ترکان خاتون برای شاهی پادورزی نشان داد.
خواجه نظام الملک را با فرنام‌ها (لقب‌ها) و پاژنام‌های(لقب‌های) بسیاری می‌شناختند، که به زیر است:
«وزیر کبیر» (چون در دستگاه سلجوقیان بزرگترین وزیر بود)،
«خواجه بزرگ» (زیرا که استادی ملکشاه را در گاه جانشینی بر دوش داشت)،
«تاج‌الحضرتین» (جایگاه وزارت دو شهریار سلجوقی)،
«صدرالاسلام»،
«اتابک» (فرنامی که ملکشاه پس از تاجگذاری بر او نهاد)،
«رضی امیرالمونین» ( این فرنام را خلیفه عباسی «المقتدی بامرالله» در سال ۴۷۵ به وی اهدا نموده بود)،
«قوام الدین» ( این فرنام را دین مداران(روحانیان) به وی داده بودند)،
«نظام الملک» ( توده مردمان بیشتر وی را با این فرنام می‌خواندند)
خواجه نظام الملک را می‌توان گوهر تابناکی دانست که روشنایی‌اش در سپهر سپهران زبان زد مردمان گیتی بوده است. برماست که این تنان سترگ پیشینه ایرانشهر را ارج نهیم و یادوآره‌های ایشان را جشن بگیریم. به سخنی ساده‌تر هم اگر نام شاه را بر روی خواجه نگذاشتند. امّا ایران در زمان آلپ ارسلان و ملکشاه، یک شهریار بیشتر نداشت که او هم خواجه نظام الملک توسی بود. خواجه نظام الملک توسی را می توان مهر سپهر ایرانشهر خواند.

پارسا حریری-23 فروردین ماه 1397

آبشخورها:
لمبتون، آن. «از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانان». در تاریخ ایران کمبریج. ج. ۵. ترجمه حسن انوشه. تهران: مؤسسه انتشاراتی امیرکبیر، ۱۳۸۸.
کتاب سیاست‌نامه، تصحیح هیوبرت دارک، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب، چاپ دوم، ۱۳۴۷
کتاب سیاست‌نامه، سایت سازمان کتابخانه‌ها و موزه‌ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی
اخوان کاظمی، بهرام. «عدالت و خودکامگی در اندیشه سیاسی خواجه نظام‌الملک طوسی». دانشکده حقوق و علوم سیاسی (دانشگاه تهران)، ش. ۵۴ (۱۳۸۰): ۵–۲۸.
قادری، حاتم. اندیشه‌های سیاسی در اسلام و ایران. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، ۱۳۹۲.
پناهی سمنانی؛ حسن صبّاح، چهره شگفت‌انگیز تاریخ
حلبی، علی‌اصغر. تاریخ تمدن اسلام: بررسی‌هایی چند در فرهنگ و تمدن اسلامی. تهران: چاپ و نشر بنیاد، ۱۳۶۵.
ذبیح‌الله صفا. تاریخ ادبیات در ایران، جلد دوم. ص ۹۰۶.
دائرةالمعارف پارسی (به سرپرستی غلامحسین مصاحب)
کتابشناسی ادبیات فارسی در زبان فرانسه»، انتشارات سخن‌گستر و معاونت پژوهش و فناوری دانشگاه آزاد مشهد، ۱۳۹۳
مرتضی راوندی؛ تاریخ اجتماعی ایران، پوشینه دوم
سیاست نامه (یا سیر الملوک): خواجه نظام الملک طوسی، مصحح عزیزالله علیزاده، تهران: فردوس، ۱۳۸۶، ۳۳۶ صفحه. شابک: ۴-۳۲۱-۳۲۰-۹۶۴-۹۷۸.
ذبیح‌الله صفا. تاریخ ادبیات در ایران، جلد دوم. ص ۹۰۶.
رستگار فسایی، منصور؛ اثنی‌عشری، اطلس: هویت ایرانی در ادب فارسی تا حمله مغول. در نشریه: مجله علوم اجتماعی و انسانی دانشگاه شیراز ۱۳۸۴.

شناسنامه نشریه