تکنیک‌های مهار خشونت و تروریسم در اندیشه ایرانی

کلمات کلیدی : خشونت،تروریسم،اندیشه،ایران
چکیده : تروریسم همواره یکی از مهم‌ترین معضل‌های جهانی بوده و در عصر حاضر این امر، نسبت به دوره‌های گذشته هر چه بیشتر عینیت پیداکرده است و به یکی از نگرانی‌های مهم نظام بین‌الملل تبدیل‌شده است. شوربختانه تعداد چشمگیری از اقدامات تروریستی در داخل سرزمین‌های اسلامی و حتی منتسب به آن‌ها شکل می‌گیرد. این خود زمینه رویارویی اسلام و غرب را دامنه زده است و حتی در بسیاری از موارد این اقدامات به مسلمانان نسبت داده ‌شده است. انقلاب اسلامی ایران و ظهور و تقویت گروه‌های مقاومت، باعث شده است تا ایرانیان نیز از این اتهام در امان نمانند و در برخی از موارد به آن‌ها نیز برچسب تروریسم الحاق شود و این روند در دهه‌های اخیر رو به گسترش بوده است. به‌گونه‌ای که حادثه 11 سپتامبر و گروه‌هایی تندرو نظیر داعش، باعث شده است تا انگشت اتهام به‌سوی مسلمانان نشانه رود. این نشانه رفتن خود باعث شده است تا اسلام هراسی نیز در کشورهایی غربی چه از جانب دولت‌ها و حتی از جانب جامعه رشد کند و گسترش یابد. به‌گونه‌ای که ایران را نیز در پی
تکنیک‌های مهار خشونت و تروریسم در اندیشه ایرانی
(مطالعه موردی: سیاست‌نامه خواجه نظام الملک طوسی)
رضا سرحدی دانشجوی دکترای علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد

جستارگشایی
تروریسم همواره یکی از مهم‌ترین معضل‌های جهانی بوده و در عصر حاضر این امر، نسبت به دوره‌های گذشته هر چه بیشتر عینیت پیداکرده است و به یکی از نگرانی‌های مهم نظام بین‌الملل تبدیل‌شده است. شوربختانه تعداد چشمگیری از اقدامات تروریستی در داخل سرزمین‌های اسلامی و حتی منتسب به آن‌ها شکل می‌گیرد. این خود زمینه رویارویی اسلام و غرب را دامنه زده است و حتی در بسیاری از موارد این اقدامات به مسلمانان نسبت داده ‌شده است. انقلاب اسلامی ایران و ظهور و تقویت گروه‌های مقاومت، باعث شده است تا ایرانیان نیز از این اتهام در امان نمانند و در برخی از موارد به آن‌ها نیز برچسب تروریسم الحاق شود و این روند در دهه‌های اخیر رو به گسترش بوده است. به‌گونه‌ای که حادثه 11 سپتامبر و گروه‌هایی تندرو نظیر داعش، باعث شده است تا انگشت اتهام به‌سوی مسلمانان نشانه رود. این نشانه رفتن خود باعث شده است تا اسلام هراسی نیز در کشورهایی غربی چه از جانب دولت‌ها و حتی از جانب جامعه رشد کند و گسترش یابد. به‌گونه‌ای که ایران را نیز در پیوند با تروریسم معرفی کرده‌اند و حتی انقلاب اسلامی ایران را نیز در برخی از موارد تحت عنوان بنیادگرایی نام‌گذاری می‌کنند و از شیعه به‌عنوان خشونت‌طلب نام می‌برند. به‌تازگی شاهد آن هستم که در برهه‌های زمانی متفاوت، محدودیت‌ها و تحریم‌هایی از جانب جوامع غربی بر ایرانیان اعمال می‌شود که نتیجه‌ی تکوین اسلام هراسی با بهره‌گیری از رسانه‌ها، تحریک افکار عمومی و بهره‌گیری از احزاب راست افراطی در جوامع غربی می‌باشد. در نوشتار حاضر به نسبت بین تروریسم و اندیشه ایرانی و تکنیک‌های مهار تروریسم در سیاست‌نامه خواجه نظام الملک طوسی می‌پردازیم.
تروریسم
تروریسم از ریشه لاتین""Terror به معنای ترس و وحشت گرفته‌شده است. تروریسم را می‌توان اعمال فردی یا گروهی دانست که از راه ایجاد ترس و وحشت و به کار بستن زور می‌خواهند به هدف‌های سیاسی خود برسند. هم‌چنین کارهای خشونت‌آمیز و غیرقانونی حکومت‌ها برای سرنگونی مخالفان خود و ترساندن آنان نیز در ردیف تروریسم قرار دارد که از آن به‌عنوان «تروریسم دولتی» یاد می‌شود. ریشه اصطلاح ترور به این معنا، مربوط به دوران انقلاب فرانسه، یعنی سال‌های ۱۷۹۲ و ۱۷۹۴ م. مشهور به دوران ترور است؛ بنابراین عبارت ترور این‌گونه قابل‌تعریف می‌باشد: ایجاد هراس در توده مردم یا گروهی از مردم به‌منظور در هم شکستن مقاومتشان و برقراری نظام یا فرایند سیاسی بر پایه این ترس، از طریق به‌کارگیری اقدامات حاد و خشونت‌بار (پور حسن، 1394: 32- 40). در چارچوب این مقاله و متناسب با مطالب آن، به نظر می‌رسد مناسب‌ترین تعریف، تعریف است که در طرح یا پیش‌نویسی که انتشارات دانشگاه کلمبیا در سال 2004 در باب مفهوم تروریسم منتشر نمود، آمده بود. مطابق این تعریف، تروریسم عبارت است از:
«استفاده غیرقانونی با بهره‌گیری تهدیدآمیز از نیرو یا خشونت فردی و یا گروهی سازمان‌یافته علیه مردم یا دارایی آن‌ها به ‌قصد ترساندن یا مجبور کردن جوامع و حکومت‌ها، اغلب به دلایل ایدئولوژیک یا سیاسی؛ بنابراین تروریسم عبارت است از تهدید به یا استفاده از خشونت اغلب بر ضد شهروندان برای دستیابی به اهداف سیاسی برای ترساندن مخالفان یا ایجاد نارضایتی عمومی.» (پور سعید، 1388: 147- 148).
تکنیک‌های مهار خشونت و تروریسم در سیاست‌نامه
مطالعه متن‌های کهن فارسی، از جمله متن‌هایی که شامل داستان‌های عبرت‌آمیز (اندرزنامه) و سرگذشت پادشاهان و امیران و بزرگان کشور ماست به جوانان ایرانی امکان می‌دهد که از سوابق ادبی، علمی و علمی کشور خودآگاهی یابند. یکی از متن‌های مهم ایرانی در دوره میانه شکل می‌گیرد. در این دوره زمانی وضعیت سیاسی_اجتماعی جدیدی در جهان اسلام شکل می‌گیرد که نقش مهمی در جهت‌گیری‌های جریان‌های فکری در باب امور مختلف ایفا می‌کند که امنیت در این دوره به‌عنوان یکی از مهم‌ترین محورهای اندیشه سیاسی پدیدار می‌شود. در دوره میانه می‌توان اندیشه سیاسی ایران را به سه جریان تقسیم کرد که این سه جریان عبارت‌اند از: حکمت، اندرزنامه و عرفان. یکی از مهم‌ترین جریان‌هایی که در اندیشه سیاسی اسلام ریشه می‌کند، اندرزنامه است. در راستای نوشتار حاضر بر پایه کهن‌ترین منابع مکتوب بررسی خود را می‌آغازیم. از مهم‌ترین این اندرزنامه‌ها می‌توان به سیاست‌نامه خواجه نظام الملک اشاره کرد که این رساله مهم‌ترین و اجرایی‌ترین آداب مملکت‌داری این دوره محسوب می‌شود (اسلامی و خرمشاد، 1392: 3-1).
در این رساله برای دولت کارکردها و وظایفی در نظر گرفته‌شده است که در صورت تحقق این دستورات، دولت در معنای واقعی خود محقق شده که سعادت جامعه و دوری از خشونت و درگیری را فراهم می‌آورد. به‌نحوی ‌که خواجه در سیاست‌نامه به صورتی بدیهی می‌نویسد: «خداوند در هر دوره‌ای خلقی را برمی‌گزیند و او را به هنر پادشاهی مزین می‌کند. مصالح جهان با او آرام می‌گردد و بندگان به آرامش می‌رسند. وضع آشفته و فتنه از طریق قدرت مطلقه پادشاه به سکون می‌انجامد و عدل او امنیت را به دنبال دارد. اگر فتنه و آشوبی به پا خیزد خلق را در آتش هرج‌ومرج خود می‌سوزاند» (سیرالملوک، 1347: 12). در دیدگاه خواجه، پادشاه برقرارکننده امنیت و عدالت است، اما این مهم هنگامی محقق می‌شود که پادشاه در انجام وظایف خود غفلت نکند. خواجه در این خصوص می‌نویسد: «واجب است بر پادشاهان از احوال رعیت لشکر و دور و نزدیک خویش بر رسیدن و اندک و بسیار آنچه رود بدانستن. اگرنه چنین کند عیب باشد و بر غفلت و خوار کاری و ستم‌کاری حمل کنند» (سیرالملوک، 1347: 85). پرواضح است که خواجه در این گزاره برای دوری از جنگ و خشونت در جامعه، پادشاه و حکمران را وا می‌دارد تا احوال رعیت و لشکر خود را به‌صورت مرتب مورد بررسی قرار دهد تا ستم‌کاری پیش نیاید و جامعه از میانه‌روی خارج نشود. همچنین در خصوص قضاوت در فصل سوم سیرالملوک می‌نویسد: «چاره نیست پادشاه را از آن‌که هر هفته‌ای دو روز به مظالم بنشیند و داد از بیدادگر بستاند و انصاف بدهد و سخن رعیت بگوش خویش بشنود بی‌واسطه‌ای و چند قصه که مهم‌تر بود باید که عرضه کنند» (سیرالملوک، 1347: 18). همچنین در راستای شاخص‌هایی که پادشاه برای دوری از آشوب در جامعه باید به‌طور صحیح به آن‌ها عمل کند می‌نویسد: «چون روزگار نیک فراز آید پاک مذهبان را برکشته و ظالمان را دست کوتاه کنند و از پادشاه لشکر و رعیت ترسنده باشند و بی‌فضلان و بی اصلان را عمل نفرمایند و کودکان را نکشند و تدبیر با پیران و دانا آن کنند و سپهسالاری به پیران کارکرده دهند مرد را به هنر خریداری کنند نه به زر، دین را به دنیا نفروشند، همه کارها به ‌قاعده خویش باز برند و مرتبت هر کس را به‌اندازه او دیدار کنند و هر کس را بر اندازه کفایت او عملی باشد و هر چه برخلاف این رود پادشاه رخصت ندهد» (سیرالملوک، 1347: 72). خواجه تأکید می‌کند که اطرافیان پادشاه باید از میان دانایان باشند تا به وی در تصمیم‌گیری و امور کشور کمک کنند. همچنین از نظر خواجه، پادشاه باید دادگر، قضاوت و برقرار کردن عدالت در میان رعیت باشد و باید در میان خلق حضور پیدا و دادگری کند. این امر به‌قدری در جلوگیری از جامعه به سمت آشوب و خشونت اهمیت دارد که در جوامع امروز نیز یکی از خواسته‌های بسیار مهم مردم می‌باشد. درواقع خواجه در این قسمت تکنیکی ارائه می‌دهد که مانع از افتادن جامعه در ورطه آشوب می‌شود.
نتیجه‌گیری:
خواجه نظام الملک برای رسیدن به جامعه آرمانی و برای رهایی از مشکلات اجتماعی سیاسی، عقیدتی جامعه خود و نیز جهت ذکر تکنیک‌های ارزشمند جلوگیری از خشونت و تروریسم بیشتر بر دادگری پادشاه، مشورت با دانایان، اصل شایسته‌سالاری و عدم همکاری با نادانان تأکید می‌کند.
منابع
1-پورحسن، ناصر (1394)، آمریکا و تروریسم هسته‌ای، تهران: انتشارات سخنوران.
2-پور سعید، فرزاد (1388)، تحول تروریسم در روابط بین‌الملل، فصلنامه مطالعات راهبردی، زمستان 1388، سال دوازدهم، شماره 4، صص 145- 170.
3-اسلامی روح‌الله و خواجه سروی غلامرضا (1392)، تکنولوژی‌های قدرت در سیاست‌نامه خواجه نظام الملک. فصلنامه پژوهش‌های راهبردی سیاست، سال اول، شماره چهارم، ص1- 26.
4-خواجه نظام الملک طوسی (1347)، سیاست‌نامه (سیرالملوک).‌به اهتمام هیوبرت دارک، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

شناسنامه نشریه