سخن سردبیر

کلمات کلیدی : سردبیر،سرمقاله،سخن
چکیده : منافع ملی واژه ای نسبتا مدرن در تاریخ سیاسی محسوب میشود. خاتمه جنگ جهانی دوم که منجر به نگارش عهدنامه وستفالی شد آغاز شکل گیری دولت های مدرن بود.
به گواه تاریخ، ایران از روزگاران دیرین پروژه ملت سازی خود را به تکمیل رسانده بود و اقوام، مذاهب، گروه های زبانی و نژادی گوناگون، همگی هویت ملی خود را فرای از دیگر خرده هویت ها میبینند و در درجه اول خود را ایرانی معرفی میکنند.
رجال سیاسی همواره برای نقش بستن چهره ای مثبت از خود در اذهان جامعه و توجیه رفتارها و سیاست گذاری های نادرست خود در پشت نقاب نام ایران و منافع ملی اش پنهان شده و سعی در کاربست ابزار گونه از این مفهوم داشته اند.
حال پرسش اساسی این جا است که شاخص های ما برای مطابقت یک رفتار سیاسی با منافع ملی کدام است؟ معیار های میهن دوستی در عمل چیست؟
پیش فرض نگارنده در این نوشتار این است که منافع ملی دارای 4 مولفه کلی است که میزان ما برای سنجش هرگونه کنشی بر آن اساس است.
یاور از ره رسیده با من از ایران بگو
از فلات غوطه در خون بسیاران بگو
باد شبگرد سخن چین پشت گوش پرده ها است
تا جهان اگه شود بی پرده از یاران بگو
منافع ملی واژه ای نسبتا مدرن در تاریخ سیاسی محسوب میشود. خاتمه جنگ جهانی دوم که منجر به نگارش عهدنامه وستفالی شد آغاز شکل گیری دولت های مدرن بود.
به گواه تاریخ، ایران از روزگاران دیرین پروژه ملت سازی خود را به تکمیل رسانده بود و اقوام، مذاهب، گروه های زبانی و نژادی گوناگون، همگی هویت ملی خود را فرای از دیگر خرده هویت ها میبینند و در درجه اول خود را ایرانی معرفی میکنند.
رجال سیاسی همواره برای نقش بستن چهره ای مثبت از خود در اذهان جامعه و توجیه رفتارها و سیاست گذاری های نادرست خود در پشت نقاب نام ایران و منافع ملی اش پنهان شده و سعی در کاربست ابزار گونه از این مفهوم داشته اند.
حال پرسش اساسی این جا است که شاخص های ما برای مطابقت یک رفتار سیاسی با منافع ملی کدام است؟ معیار های میهن دوستی در عمل چیست؟
پیش فرض نگارنده در این نوشتار این است که منافع ملی دارای 4 مولفه کلی است که میزان ما برای سنجش هرگونه کنشی بر آن اساس است.
1.تمامیت ارضی و حفظ پهنه جغرافیایی : سرزمین به عنوان یکی از 4 مولفه اصلی یک کشور و مهم ترین ویژگی آن است. فلات ایران از دیرباز محل زندگی اقوام مختلفی بوده است که همگی خود را در ذیل هویت ایرانی (آریایی) معرفی میکردند.
یکی از عوامل حیاتی و قدرتبخش به کشورها در نظام بین الملل گستره جغرافیایی آن ها است. به همین جهت مرزهای جغرافیایی خط قرمز تمامی دولت ها است. در این میان هرجریان، گروه، حزب، ایدءولوژی و اندیشه ای که با بهانه احقاق حقوق قومیت ها و گروه های زبانی به دنبال چند تکه کردن ایران و تغییر آن به ایرانستان میباشند لزوما در تقابل با منافع ملی قدم برمیدارند. این نکته بهد معنی بی توجهی به خورده فرهنگ هایی که خود را درون هویت ملی تعریف میکنند نیست و لزوم توجه بیش از پیش به این مناطق مخصوصا نواحی مرزی برهمگان روشن و مبرهن است.

2. زبان و خط پارسی. زبان شاکله تاریخ شفاهی و خط ایجاد کننده تاریخ مکتوب ملت ها است که هیچ عنصری به اندازه آن در فرهنگ مشترک یک ملت برجسته و شاخص نیست. زبان پارسی میراثی است که در طول تاریخ مکتوب 3000 ساله با کوشش شعرا و نویسندگان و پایداری در برابر هجوم بیگانگان یونانی، ترک، عرب امروز به دست ما رسیده است. پاسداری از بنیان ها و گسترش آن در میان جهانیان برعهده نسل امروزی ایران میباشد.
هیچ فرد ایران دوستی به دنبال نابودی زبان های محلی اقوام در ایران نیست چرا که آن ها سازنده بخشی از هویت و فرهنگ ایرانی هستند. ولی زبان پارسی به عنوان زبان مشترک و رسمی کشور ایران یکی از عوامل سازنده وحدت ملی و یکی از خطوط قرمز هر ایران دوستی است.

3.تاکید بر هویت ایرانی: هویت حس جمعی مردمانی است که خود را متعلق به سرزمین و سرگذشت تاریخی خاصی می دانند. هویت ایرانی از یک تجربه تاریخی و سنت فرهنگی مشترکی حکایت دارد که در سرزمین جغرافیایی فلات ایران ایجاد شده و در طول زمان بسط و تکامل یافته است. هویت اساسا با طرح مفهوم "من" شروع شده و با ایجاد مفهوم "ما" در برابر دیگری به ظهور میرسد. نکته حایز اهمیت این جا است که طرح مفهوم ما به معنی پذیرفتن دیگری و ایجاد دشمنی و کینه توزی با او نیست. بلکه اساسا مفهوم هویت با نگاه به درون و با هدف کمک به اعتلای فرهنگی مطرح میشود.

4.پاسداشت مفاخر و فرهنگ تاریخی: احترام و توجه به تاریخ گذشته و بزرگان سرزمینی به معنی ماندن در گذشته و تقابل با مفاهیم نو و مدرن نیست. نگاه به گذشته اساسا برای حرکتی شکوهمند در اینده است. هیچ ملتی در طول تاریخ با کنار گذاشتن فرهنگ و حافظه تاریخی خود نتوانسته رو به جلو حرکت کند.
سراغاز شکل گیری دولت های مدرن و قدرتمند غربی اساسا طرح همین پرسش بود که چرا و چگونه طریق انحطاط را پیمودیم؟
این سوالی است از گذشته و با نگاه به اینده که دغدغه اصلی متفکرین در کشورهای در حال توسعه است.
مسئله ای که امروز جامعه ایرانی را تهدید میکند سکوت در برابر غصب و سرقت اثار، شخصیت ها و رویداد های تاریخی و فرهنگی ملت ایران است.
امروز در شرایطی هستیم که همسایگان ایران با میراث فرهنگی ان به دنبال تاریخ سازی برای فرهنگ خود هستند و روشنفکران ما با ابزار فراملی گرایی(انترناسیونالیستی) به دنبال گذار از فرهنگ ایرانی و رسیدن به فرهنگی بی هویتی و جهانی هستند.

شناسنامه نشریه