کیفیت وجودی جن از نظر ملاصدرا

نویسنده : مهدیه نزاکتی علی اصغری(ورودی ۱۳۹۱ حکمت متعالیه)
کلمات کلیدی : ملاصدرا، جن
چکیده : موجودات مجرد و مثالی و ویژگی های آنها از جمله مسائلی هستند که در بسیاری از موارد در تعارض با قوای تعقلی انسان قرار می گیرند. برخی که با رد اشراقیات فقط به عقل بشری و دست آوردهای علمی آن معتقدند، وجود این موجودات را انکار می کنند. یکی از این موجودات مهم غیرمادی جن است. موجودی اسرار آمیز که ذهن انسان را به خود مشغول داشته است. جن موجودی است دارای جسم لطیف و نامرئی که فقط در مواردی خاص در کالبدهای مختلف متمثل و متجسم می شود. مراد از تمثل جن، مرئی شدن آن در قوه حس و ادراک انسان به شکل صور مختلف و بدون تبدّل ماهیت است و مراد از تجسم جن، دارای کالبد جسمانی بودن، قابل حس و لمس و اشاره و رؤیت شدن و اشغال کردن فضا می باشد؛ درست مانند انسان! چنانچه در آیات و روایات هم آمده است و از نظر عقلی هم با توجه به خلقت اولیه جن که از آتش و هوا و نفسی همراه با جسمی لطیف است، ممتنع و محال نمی باشد.
با استناد به متون دینی در کنار انسان ها و سایر موجودات جسمانی و عالم مادی، موجودات آلی عوالم فرامادی و عوالم غیر مادی هم وجود دارند که از حوزه ی ادراک حواس پنجگانه ظاهری انسان خارج هستند. جن به عنوان یکی از این موجودات از اعصار گذشته بین ملل و اقوام عالم وجود داشته و در طی قرن ها در فرهنگ عموم مردم ریشه گرفته است. از منظر قرآن جن شبیه ترین موجودات به انسان است که دارای اختیار، ادراک، علم، مسئولیت و تکلیف می باشد. اما آنچه در اذهان مردم درباره این موجود نامرئی وجود دارد اولاً به افسانه و خیال نزدیک تر است تا واقعیت. درثانی با عناوینی چون جن گیر، احضارکننده ارواح، رماّل و فیلمهایی که حاکی از حضور و تجسم جنیان و شیاطین در زندگی روزمره است، همراه می باشد و کمتر، تحقیقِ مستدلی درباره نوع حضور فیزیکی جن در زندگی و نحوه تمثل و تجسم آنها انجام شده است. ضرورتِ تحقیق در این موضوع و جای خالی آن در فضای علمی جامعه سبب شده است تا این نوشتار به تبیین واقعیت و چگونگیِ موجودیت جن از دیدگاه فلسفه ملاصدرا بپردازد.
جن به فتح جیم از اجتنان و به معنای پوشیدگی و پنهان است و تمام مشتقات این واژه نیز بر انواع استتار، پنهانی و پوشیدگی دلالت دارد. به همین دلیل به موجود مستور در رحم مادر هم جنین گویند و خداوند فرشتگان را که از حواس مخفی هستند، با لفظ جن یاد می کند. اما امام فخر رازی میان جن و ملک عموم خصوص مطلق برقرار می نماید. هم چنین جنت را از جهت اجتنانش جنت خوانده اند، چنانکه خداوند متعال فرموده است: «چیزهایی در جنت وجود دارد که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به دل هیچ انسانی گذر نکرده است». استتار جن، یکی از انواع استتار است که پوشیدگی همراه با ظهور می باشد. بعضی از تفاسیر، واحد جن را جنی مانند روم و رومی و جمع آن را جِنَّه دانسته اند. جان هم به معنای، یک نوع جن و هم نوعی مار (مارسفید) آمده است. در شانزده سوره از قرآن کریم من جمله، انعام، اعراف، هود، حجر، اسراء، کهف، نمل، سجده، سبأ، صافات، فصلت، احقاف، ذاریات، الرحمن، جن و ناس، از جن سخن گفته شده است. در آیات قرآن با سه واژه الجن، جان و الجنة به مطالبی درباره جن اشاره شده است. واژه جن 22 بار واژه جانّ 7 بار و واژه جنّه هم 3 بار مجموعاً در 31 آیه آمده اند. وجود آیات متعدد در سور مختلف و اختصاص یک سوره به نام جن، هم نمایانگر واقعیت داشتن آن و هم اهمیتی است که قرآن به این موضوع داده است و آوردن لفظ جن با انسان در هفده آیه مشخص کننده برخی تشابهات میان جن و انسان می باشد. مانند خوردن و تولید مثل؛ چنانچه پیامبر (ص) هم فرموده اند: «کثافات و استخوان-ها، غذای جنیان است».
ملاصدرا آراء فلاسفه در مورد ماهیت جن را به دو دسته تقسیم می نماید؛1- گروهی که جن را جوهر قائم به نفس و موجودی مجرد و غیرمادی، آگاه به اخباری خاص و قادر بر انجام کارهایی خارق العاده می دانند که در نظر این گروه میان جن و ملک و شیطان تفاوت جوهری نیست و هر سه از حیث جوهر یکی هستند با این تفاوت که اگر پاک و نورانی و نیک خواه باشند ملائکه و صالحان جن و اگر ناپاک و تیره و شرور باشند شیاطین هستند. 2- گروهی که جن را دارای جسمی لطیف یا عِلوی یا هوایی می دانند مانند ملاصدرا که قائل است اینان به جز کالبد لطیف دارای جوهر نفسانی هم هستند و می گوید؛ صالحان آنان با ارواح و نفوس پاک بشری و شرور آنها با ارواح و نفوس پلید انسان ها مرتبط می باشند. هم چنین وی از لحاظ کالبد و بدن، آنان را انواع مختلفی شمرده است مانند نوعی که دارای نفوس ناقص متعلق به کالبدهای مثالی هستند یا نوعی که دارای نفوس قوی متعلق به کالبدهای اجسام دخانی ناری هستند و یا نوعی که دارای نفوس شریر و بدکار به نام شیطان هستند و انواعی دیگر. وی در رد نظر مخالفین وجود جن می گوید: دلیل آنان برای رد وجود جسمانی جن است نه وجود مطلق آن و سپس در اثبات وجود جن به نقل آیات 12 و 13 سوره سبأ، 33 الرحمن و 7 صافات و بیان داستان حضرت سلیمان می پردازد. در تطبیق نظر فلاسفه در وجود جسم لطیف جن با علم روز باید گفت که در علم طبیعی هم اثبات شده است که موجودات مادی، منحصر در موجودات سه بعدی نیستند و تا چهارده بعد برای آنها شناسایی نموده اند که بر طبق این نظر امکان دارد موجودی مادی باشد، اما قابل رؤیت نباشد. نظر ملاصدرا برخلاف فلاسفه قدیم که تنها موجودات را منحصر در یک نوع سه بعدی و قابل رؤیت می دانستند و معتقد بودند که هر چه قابل رؤیت نباشد جسم نیست، بُعد زمان را به ابعاد موجودات مادی اضافه می نماید تا تأییدی بر نظر دانشمندان باشد. شهید مطهری هم در ذیل این سخن می گوید: این مسئله که آیا می شود یک شی جسم باشد و غیرمرئی، در علم قدیم جزء مشکلات بود، ولی امروزه جسم یعنی شیئی که دارای جوهر و ابعاد است. در عقیده صدرا از نظر عقلی هم امری محال و ناممکن نیست که موجودی که دارای وجودی در جهان حس و وجودی در جهان غیب و تمثیل(مثال) دارد با بعد جسمانی اش برای برخی افراد در برخی اوقات قابل تجسم و لمس و اشاره باشد و فضا اشغال کند و برخی کارها را مانند انسان از طریق کالبد جسمانی انجام دهد. آنان به دلیل نوع لطافت جسم از طرفی قادرند با انبساط به حالت نازک و جدا و نامرئی درآیند و سریع طی طریق نمایند و هم قابلیت انجام افعال بیشتر و تغییر صورت را دارند و انسان که موجودی سه بعدی است و تنها توانایی مشاهده موجودات سه بعدی را دارد، قادر به حس آنها نیست. از طرفی هم قادرند با انقباض و حالت تکاثف و جمع و ستبر، مجسم و قابل رؤیت شوند مانند هوا که گاهی با تکاثفش و بدون کمک بخار دریا به حالت ابر و قابل مشاهده درمی آید و گاهی با لطافتش غیرقابل رؤیت می شود، ولی مشاهده صورت حقیقی آنها توسط خیال و حس مشترک کار انبیاء است که نفوس ناقص انسانها از عهده آن برنمی آید و فقط برخی از این نفوس قادرند با قوه ی ادراکی و به اذن خداوند و بدون این که این موجود نامرئی تغییر ماهیت دهد، به صور مختلفِ اضافی نه حقیقی، مجسم کنند و با وی صحبت نمایند؛ مانند ظهور جبرئیل برای حضرت مریم(ع) به صورت بشر که قوای ادراکی آن حضرت، وی را به صورت محسوس یافت که در خارج از ادراک ایشان در صورتی غیر صورت بشر بود. فرایند این تمثل را ملاصدرا چنین تبیین می-نماید: «فرشته و شیطان دو صورت دارند: صورت حقیقی و صورت اضافی که صورت حقیقی آن دو را به نور نبوت می توان ادراک نمود. چنانچه وقتی رسول الله(ص) از جبرئیل خواست تا خود را بر صورت حقیقی به او بنمایاند، حضرت را به کوه حرا وعده داد و در حالی که جبرئیل، کرانه خاور و باختر را سراسر فراگرفته بود بر حضرت ظاهر شد. حضرت(ص) بار دیگر جبرئیل را در سدرة المنتهی به صورت حقیقی مشاهده نمود. البته گاهی هم او را به صورت اضافی و ممثل که معمولا به شکل دحیه کلبی که مردی نیکو چهره و از صحابه بود مشاهده می نمود. هم چنین شیطان را در بیداری به صورت اضافی و ممثل و با چشم خود می دید، سخنانش را می شنید که این حالت، قائم مقام حقیقت صورت وی بود. ابن سینا هم در کیفیت وجودیِ جن می گوید: موجودی زنده، هوایی، ناطق و دارای جرم شفاف و به اشکال گوناگون است. آیه الله جوادی آملی هم در بحث «سحر و ساحری» بیان می کنند که اگر ساحر یا کاهنی ادعا کند با ارواح یا فرشتگان یا جنیان ارتباط دارد و به همین خاطر قادر به انجام اثر خاصی است؛ گرچه این مدعا راه اثباتی حتی برای خود وی هم ندارد، اما ثبوتاً امکان چنین ارتباطی وجود دارد به این معنا که وی یا با خود او و یا با مثال متصل و صورت مخلوق روح او ارتباط برقرار کرده است. ملاصدرا در مورد ویژگی های جن می گوید: 1- مانند انسان دارای روحی است که از مبدأ فعال بر وی افاضه شده است؛ با این تفاوت که طبق آیه 17 سوره حجر «و جنیان را از آتش بی دود آفریدیم» ارواح آنها در جرمی لطیف که بیشترین آن آتش و هواست، جا دارد ولی در بدن آدمی غلبه با آب و خاک است؛ اما این شباهت میان جن و انسان است که در هر دو میان روح و جسم شان تأثیرات متقابلی وجود دارد. او همین امر را باعث تفاوت میان جن و ملائکه هم می داند، زیرا ملائکه را از جنس نور می داند نه آتش. هم چنین جن را مرکب از وجودی در جهان حس، وجودی در جهان غیب و تمثیل می داند. 2- او را دارای نفسی زمینی و نیرومند می داند؛ اما نه مانند نفوس حیوانات و درندگان، درشت خو و کم ادراک و نه مانند انسان ها و استعدادات آنها، متعلق به اجرام متراکم زمینی و نه به لطافت نفوس مجرد و پاک که به جهان بالاتر بپیوندد. او قائل است ایشان با جنبه ناری شان و کمالات شان بازهم قادر به ترقی به عالم عقل نیستند و فقط در عالم تخیل و وهم هستند و کمالاتشان هم مناسب با همان عوالم است. 3- فعلیت صورت شان با فعلیت صورت انوار آسمانی مخالف است. به همین دلیل است که طبق آیه 9 سوره جن و آیات 8 تا 10 سوره صافات از آسمان رانده شده اند و هر گاه برای ربودن حرفهای فرشتگان به آسمان نزدیک شوند هدف پیکانهای آتشین قرار می گیرند و از بین می روند. 4- بیشتر در مکان های تاریک و غارها و حمام و بیابان های بی آب و علف و دشت های خالی از سکنه و ساختمان های کهنه قدیمی دیده می شوند. وی در ذکر علت این امر می گوید؛ نفسی که مدام به دنبال راحتی و لذت و خوشی و فرار از زحمت و ناراحتی است در مکان های شلوغ با به کارگیری قوای خاصی به ادراک حسی اطراف و اشیاء می پردازد که همین امر سبب ناراحتی و زحمت وی و ضعف رسیدگیِ آن به سایر قوا و به خصوص قوه متخیله که نزدیکترین قوه به عالم ملکوت است، می شود. در نتیجه با ضعف خود و غفلت از رسیدگی به قوه متخیله که رسیدگی به آن، توان و نیروی زیادی می طلبد، قادر به رؤیت و ادراک جن نمی باشد؛ ولی در مکان های خلوتِ یاد شده که نفس، مشغول به قوه ای نیست با تمام نیرو مشغول قوه متخیله و ادراک متخیلات و تمثلاتِ عالَم مثال که در حس مشترک که مانند آینه عمل می کند و عکس تمثلات عالم مثال را منعکس می نماید، مشغول می گردد و قادر به تمثل جنیان می شود که چون کار قوه خیال نمایش غیرواقعیات و کم و زیاد نمودن واقعیات است، جنیان را با تعدادی غیرواقعی و صور و اشکالی متفاوت مشاهده می کند. 5- جنیان انسان ها را پیوسته می بینند، در حالی که به جز عرفا و اولیاء و انبیاء که خداوند حاجب میان آنان و اینان را برداشته است، بقیه ی انسان ها قادر به دیدنِ همیشگیِ آنها نیستند. 6- قادرند خیال و تمثیلی که واقعیت ندارد را ایجاد نمایند، مانند ابلیس که از جنیان است. 7- قادرند به درون انسان ها نفوذ کنند. 8- حساب و کتاب دارند و معصوم نیستند، چون جنس شان با فرشته ها متفاوت است. 9- دارای عمری طولانی می باشند که ابن سینا در علت این امر می گوید؛ چون موجودی مثالی و دارای جرم شفاف هستند، نسبت به موجودات مادی اصطکاک کمتری دارند که در نتیجه فرسودگی آنها به تعویق می افتد و عمر طولانی می کنند.
منابع
ابن سینا، حسین بن عبدالله، الاشارات و التنبیهات، تحقیق دکتر سلیمان نیا، قاهره، دارالمعارف، چاپ سوم، 1971.
ابن سینا، حسین بن عبدالله، حی بن یقظان، ترجمه و شرح منسوب به جوزجانی، به تصحیح هانری کربن، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ سوم، 1366.
ابن منظور،جمال الدین محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، داراحیاء التراث العربی ، 1408.
جوادی آملی، تفسیر موضوعی قران کریم، قم، مرکز نشر اسراء، چاپ اول، 1378.
راغب اصفهانی، حسن بن محمد؛ مفردات الفاظ قران، تهران، مرتضوی1362؛98.
صدرالدین شیرازی، محمدبن ابراهیم، مفاتیح الغیب، ترجمه و تعلیق محمد خواجوی، تهران، مولی، چاپ اول، 1363.
طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، تهران، المرتضویه، 1395.
مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، قم و تهران، صدرا، چاپ پنجم، 1387.

شناسنامه نشریه