چرا ازدواج؟

چکیده : ازدواج مثل یک وانت 1000 است که فقط 1000 کیلو بار را می تواند جابجا کند، به عبارت دیگر ازدواج می تواند بخشی از نیازهای ما را تأمین کند نه همه ی نیازهای ما را...
ادامه از شماره ی قبل - در قسمت قبل گفتیم برای رسیدن به ازدواجی آگاهانه، لازم است به شناختی سه گانه دست پیدا کنیم: شناخت ازدواج، شناخت خود و شناخت دیگری. در این قسمت می خواهیم به معرفی دقیق تر از ازدواج بپردازیم:
1. ازدواج یک ابزار نیست که کارکرد مشخصّی داشته باشد، بلکه موقعیت و بستری را برای رسیدن هر چه بهتر ما به هدف هایمان تأمین می کند. به عنوان مثال، خودکار ابزاری است که کارکرد آن نوشتن است؛ اما جلسه مشاوره یک ابزار نیست، بلکه فضای جلسه مشاوره، فضای امن، راحت و حمایت کننده است و انسان در این فضا ارتباط بهتری برقرار می کند، از دانش و تجربه مشاور برای حل مسائل خود استفاده می نماید. پس میتوان گفت جلسه مشاوره، ازدواج و... مثل یک کاتالیزور تسریع کننده و فراهم کننده شرایط برای رسیدن انسان به اهدافش می باشد. ازدواج شرایط رشد روانی را فراهم می کند چون انسان مجبور به تغییر نگرش و تغییر رفتار می گردد، و همچنین انسان را به موجودی متعهّد بدل می کند.
2. شاید این عبارت طنز آلود را شنیده باشیم که ازدواج مثل قلعه ای است که افراد داخل آن دوست دارند در باز شود و از آن خارج گردند و عدّه ای هم که بیرون هستند، آرزو دارند که داخل قلعه را ببینند و تجربه کنند. این جمله در خود حقیقتی دارد و جلوه ای از ازدواج را باز گو می کند. شاید بتوان گفت ازدواج پدیده ای متناقض نماست. در یک روی سکّه شادی، هیجان، جذابیت و در روی دیگر آن تعارضات، سختی ها و محدودیت ها وجود دارد که برای همگان مشهود است. چنین وضعیتی از طرفی باعث کشش افراد به سمت ازدواج می شود و از طرفی پس از ازدواج و رویارویی افراد با مشکلات و مسایل آن، باعث فرار آن ها از ازدواج می گردد. با شناختن ازدواج به این صفت، و آگاهی از این ویژگی، انتظارمان از ازدواج و نحوه رویارویی مان با این پدیده منطقی تر و سنجیده تر خواهد بود.
3. در منابع اسلامی، ازدواج، محلّ آرامش معرفی شده است: «از نشانه های او این است که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و درمیانتان مودّت و رحمت قرار داد.» (سوره روم، آیه 20)
اما از طرفی شاید شخصاً به این نتیجه رسیده باشیم که ازدواج منبع استرس است. این وضعیت و این تناقض چگونه قابل تحلیل است؟ همه ی ما واقعی بودن این مسأله را تجربه کرده ایم و دلایل زیادی وجود دارد که می تواند استرس زا مساله ازدواج را تأیید کند.
دو دلیل عمده برای استرس زا بودن ازدواج وجود دارد؟
الف) همواره تغییر در هر شرایط، با فشار روحی همراه است. هرچه تغییر اساسی تر و بنیادی تر باشد فشار و استرس همراه آن نیز بیشتر خواهد بود. مثلاً در عوض کردن کفش کهنه و پوشیدن کفش جدید، علی رغم تمیز و شیک بودن احساس فشار می کنیم، گاهی حس می کنیم که به اندازه کفش قبلی احساس راحتی نمی کنیم و ممکن است دوست داشته باشیم همان کفش قبلی را بپوشیم و از فشار خلاصی یابیم. ازدواج یک تغییر بنیادی و پایه ای است. از جمله ی این تغییرات ارتباط با فردی از جنس دیگر، خانواده و فرهنگی متفاوت است.
ازدواج در ذات خود محدودیت دارد و محدودیت یعنی فشار، به عبارتی پس از ازدواج انتظار داریم همه ی تصمیم گیریهای یک زوج از کانال زوجیت آن ها عبور کند؛ پس آن آزادی به شکل قبلی وجود ندارد. زوج احساس می کنند به خاطر این پیوند باید نسبت به فرد دیگری نیز متعهد باشند، باید مسئولیت پذیرتر باشند، به غیر از نیازهای خود به نیازهای دیگری نیز توجه داشته باشند. زوج کمکم از خانواده اصلی خود استقلال بیشتری پیدا می کنند و این استقلال یعنی حرکت از جایی که برایشان قابل پیش بینی بود به جایی که دقیقاً قابل پیش بینی نیست و این یعنی فشار و استرس!
ب) دومین دلیل استرس زا بودن این پدیده که چهارمین ویژگی ازدواج نیز هست، این است که ازدواج یک پدیده ی ایده آل نیست. گاهی اوقات جوان ها و حتّی خانواده ها به ازدواج، به چشم راه حل همهی مشکلات، درمان همه بیماریها، رفع همه کمبودها، از جمله کمبود های عاطفی، مالی، افسردگیها و تنهایی ها نگاه می کنند. اما پس از ازدواج متوجه می شوند ازدواج پاسخ مناسبی برای همه ی آن نیازها نبوده است. لذا احساس ناکامی می کنند و این ناکامی برای انسان تولید فشار می کند.ازدواج مثل یک وانت 1000 است که فقط 1000 کیلو بار را می تواند جابجا کند، به عبارت دیگر ازدواج می تواند بخشی از نیازهای ما را تأمین کند نه همه ی نیازهای ما را...
در اینجا سوالی پیش می آید که هدف از ازدواج چیست؟ چرا درمنابع اسلامی ازدواج منبع آرامش تلقّی شده است؟ پاسخ به این سوال در شاخصه بعدی ازدواج مطرح می شود...

شناسنامه نشریه