مصاحبه با معاون فرهنگی و آموزشی دانشکده دامپزشکی

نویسنده : مصطفی جباری(ورودی ۱۳۹۰ دکتری عمومی دامپزشکی),سیدحمید علوی(ورودی ۱۳۹۱ دامپزشکی)
کلمات کلیدی : دانشکده داامپزشکی، دانشجویان، آموزش
چکیده : این مطلب گفتگویی است صمیمی و البته چالشی با معاونت محترم آموزشی و فرهنگی دانشکده دامپزشکی استاد دکتر محمدی که طی آن ایشان از خاطرات گذشته خود و چگونگی آغاز فعالیت در حیطه دامپزشکی و دانشکده مشهد و فراز و نشیب های آن در طول این مدت و بررسی نقاط قوت و نقاط ضعف کنونی جامعه دامپزشکی و ایضا فضای دانشکده دامپزشکی مشهد و راه حل های ایشان در این حوزه و توصیه های مفیدشان به دانشجویان در حال تحصیل .که طی این موضوعات گریزی هم به فضای بازار کار در بیرون و فضای تحقیقاتی درون دانشکده زده شد . دغدغه های فرهنگی دانشکده نیز از جمله موضوعات مهمی هستند که طی این مصاحبه به آن ها پرداخته شد.
ورد به دامپزشکی؛ یک اتفاق یا یک انتخاب
اولین اتاق راهروی حوزه مدیریت در هر روز محل رفت و آمد تعداد زیادی از دانشجویان و اساتید و ... است . جایی که در آن بنا به تجربه شخصی "دکتر محمدی" با چهره ای صمیمی پذیرای انواع مراجعات و درخواست ها ست...
دکتر "غلامرضا محمدی" که دانشجویان پیش از اینکه ایشان را با نام استاد " بیماریهای داخلی دام بزرگ" بشناسند به عنوان " معاون آموزشی و فرهنگی "دانشکده با ایشان آشنا می شوند از جمله اساتیدی هستند که از ابتدا ی تاسیس دانشکده حضور داشته و تاکنون سوابق مدیریتی و حرفه ای زیادی را در کارنامه خود دارند . با ایشان برای گفت و گویی صمیمانه پیرامون موضوعات مختلف همراه شدیم...
*آقای دکتر برای شروع لطفا مقداری از خودتان و بالاخص سرگذشت تحصیلی تان و اینکه چه شد دامپزشک شدید بفرمایید؟
من متولد پنجم آذر ماه سال 1342 هستم. در یک خانواده کارمندی. پدرم در آنزمان در اداره راه شهرستان قوچان خدمت می کردند . پس ازچندی ساکن شهر مشهد شدیم و بنده مراحل ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان را در این شهر گذراندم. دبیرستان من هم دبیرستان فردوسی واقع در خیابان تهران (خیابان امام رضا ع فعلی) بود . پس از آن در سال 1361 در حالی که دو سال از انقلاب فرهنگی می گذشت بنده در اولین کنکور شرکت کردم که از بین رشته هایی همچون پزشکی دندانپزشکی و داروسازی و ... تنها میتوانستیم دو انتخاب داشته باشیم که من ازین بین دو رشته پزشکی و دامپزشکی را انتخاب کردم. و به دلیل علاقه ذاتی به حیوانات و اینکه در بچگی در خانه ای بودیم که با حیوانات سر و کار داشته و حداقل غریب نبودیم باعث شد که علاقه و آشنایی ما بیشتر باشد باز جدای از این صحبتها مفید بودن این رشته را زمانی که در محیطهای روستایی قرار میگرفتیم و احساس میکردیم از این رو که یک دخالت مثبت در بحث امور دامپزشکی تا چه حد میتواند در معیشت مردم مفید باشد و این ها انگیزه مرا برای این انتخاب تقویت می کرد .
*پیشرفت دامپزشکی را در طول این سالها چگونه ارزیابی میکنید و اینکه چه آینده ای را برایش متصور هستید؟
ببینید محیط آموزشی دامپزشکی با آنچه در جامعه میگذرد تا حدی متفاوت است . یعنی شاید آن پیشرفتی که در محیطهای آموزشی اتفاق افتاده خیلی بیشتر باشد . مثلا در باب پیشرفت علمی علی رغم تمامی مسائل حدا قل در تدریس منابع به روز و در مبانی تئوریک تفاوت چندانی را با آنچه که باید باشد نداریم حتی شاید تنوع دانشی ما در داخل خیلی بیشتر از خارج باشد
اما بحث ما بیشتر در رابطه با تکنیک است که برمیگردد به صنعت موجود در محیط ما . برمیگردد به مسائل بیرون از دانشگاه . اگر به همان نسبتی که مسائل در داخل دانشکده ها پیش رفت در رابطه با مراکزی همچون سازمان دامپزشکی یا شبکه دامپزشکی و ... هم اتفاق می افتاد و با توجه به شرایط تغییر ات بهتری میکردند به مراتب شرایط امروز بهتر بود. یکی از مشکلاتی که امروزه من در بیرون میبینم دخالت نامناسب افرادی در این حرفه ست که دانش آموخته ی این رشته نیستند. و این خودش یک تهدید است و مطمئن باشید اگر چنین امری در هر حوزه ای بخواهد اتفاق بیافتد وضعیت آن حوزه از دامپزشکی نامطلوب تر خواهد شد. شما در نظام پزشکی نگاه میکنید که سازمانی مثل وزارت بهداشت حمایت میکند نظام مهندسی (آن بخش که مربوط به خود ش است ) را میبینید که از دانش آموخته های این حرفه حمایت میکند اما در بحث دامپزشکی با این وجود که دانشجویان آن چیزی حدود220 واحد را در عرض 6 تا 6 سال و نیم میخوانند و علی رغم تلاش زیاد بعدا که وارد محیط کار میشوند ما هیچ حمایتی را از این دانش آموخته ها نداریم .به هر حال یک بخش هم همین قضیه است که باید محیط های بیرونی هم وظیفه خودشان را در قبال دانش آموختگان انجام دهند
و متاسفانه مسئله ای دیگر ی که دانش آموختگان ما را تهدید میکند بحث مراکز متعدد آموزش دامپزشکی چه دولتی و چه غیر آن است که بعضا مشاهده می شود که بسیاری از این ها حتی حداقل های لازم را از نظر تعداد اعضا هیئت علمی - فضا های آموزشی و فضاهای آزمایشگاهی و ... ندارند که این تهدیدی بزرگ بالاخص برای افرادی که از مراکز معتبر فارغ التحصیل می شوند می باشد
*آقای دکتر با اتمام این سال شما حدود 13 سال است که معاون آموزشی و فرهنگی دانشکده دامپزشکی هستید. چه خصوصیت ها و مسائلی در طول این سالها بین دانشجویان مشترک بوده است؟
بله من از سال 1381 معاون آموزشی فرهنگی دانشکده هستم و خاطره ای که دارم هم اینست که دانشجویان اینجا از بهترین دانشجویانی هستند که وارد دانشگاه فردوسی می شوند و همیشه از این قضیه خوشحال بودیم که میزبان بهترین ها بوده ایم.و اما خصوصیتی که طی این سالها در بین دانشجویان به چشم میخورد این است که تعداد زیادی از این ها ورودشان به این دانشکده را بیشتر از سر اتفاق می دانند تا انتخاب . و این موضوع مسئله ای را موجب می شد که نتوانند ارتباط لازم را با این رشته برقرار کنند و از امکانات بالاقوه موجود استفاده کنند . و در ادامه افت نتایج تحصیلی آن ها را موجب می شد در حالی که اگر به سوابق آنها در طول دوره دبیرستان و ... نگاه می کردید می دید که افراد بسیار موفقی بوده اند. اما بالاخره از بین همین دانشجویان عزیز ما بودند افرادی که وقتی متوجه میشدند که به چه علت به این دانشکده آمده اند هدفدار درس می خواندند و امروز هستند ازین افراد که نسل دوم و سوم از اساتید دانشکده ما را تشکیل می دهند و یا اینکه در بازار کار بیرون از افراد موفقی محسوب می شوند و یا اینکه وارد دستگاه های اجرایی شدند و این سابقه تحصیلی موجب موفقیت آنها شد. و حتی هستند افرادی که مهاجرت تحصیلی کرده و اکنون در جای دیگری مشغول خدمت کردن هستند.


*صحبت دانشکده شد...چه چیز در طول این سالها دانشکده ما را به یکی از برتین دانشکده های کشور تبدیل کرده است؟
من فکر میکنم آن هدفگذاری که در سال 1370 در دانشکده صورت گرفت و نیروی انسانی که جذب شد و سعی شد که از بین حدود 400 تقاضایی که در آن سال داشتیم کادر اولیه دانشکده به خوبی انتخاب شود خیلی موثر بوده و از این رو سوابق تحصیلی و شئونات افراد و نوع نگاه شان به آموزش عالی سبب شد که در آینده نتایج بالنده خود ر انشان بدهد. و با اینکه ما در یک ساختمان استیجاری در خیابان پامچال پذیرای اولین دوره دکتری عمومی بودیم اما در عین حال خیلی ضابطه مند کار شد و استراتژی های دانشکده به خوبی طراحی شد. و در طی این مدت سعی شد خیلی از استایدی که در آنزمان به عنوان مربی وارد شده بودند برای دوره های تکمیلی به کشورهای خوبی مهاجرت کنند و در داخل یا خارج ازین فرصت ها بهره مند شوند و در کنار این ها حضور ما در دانشگاه بزرگی مثل دانشگاه فردوسی و ایضا مجاورت امام هشتم (ع) در مجموع موجب این شد که دانشکده خوبی داشته باشیم و البته برنامه داشتن بطور پیوسته برای اموری همچون پذیرش دانشجو هیئت علمی و یا ایجاد رشته جدید و جریانی هم که در بحث آموزش و پژوهش داشتیم علی رغم تغییرات بیرونی جریان قانون مندی بود و این هم به نوبه خود از عوامل موفقیت ما به شمار می رفت
*خوب یکی از اساتیدی که اخیرا از جمع ما رفتند "مرحوم دکتر باسامی " هستند که از همکاران قدیمی دانشکده هم محسوب می شدند چه گفتنی هایی از ایشان دارید که برای بچه ها هم مفید باشد؟
مرحوم آقای دکتر باسامی انسانی شریف و صادق بودند و برای ایشان شاید زمان 24 ساعت در طول شبانه روز زمان کمی بود! یعنی فعالیتی که ایشان میکردند بسیار بیشتر از این ظرف زمانی بود. کاش که دست اجل اجازه میداد که از وجود و خدمات ایشان بیشتر بهره مند می شدیم . نکته ی دیگر این بود که ایشان به تقاضایی که از صنعت بیرون می آمد هیچ موقع نه نمی گفتند . و شاید اگر ایشان " نه " گفتن را بیشتر بکار می بردند اینقدر بار زحمات زیاد بر خودشان تحمیل نمی کردند . و خداوند رحمت کند ایشان را... !
*با توجه به اینکه شما هم تجربه فعالیت سازمانی داشته و هم زمان در صنعت و دانشگاه مشغول هستید به نظرتان پیوند این سه حوزه با هم در وضعیت مطلوبی است؟
واقعیت باید گفت که خیلی تلاش میشه اینها کنار هم قرار بگیرند اما در واقع این اتفاق بیشتر در همایش ها می افتد . و بعد از آن هر کدام راه خودشان را میروند و عملا باید گفت هرکدام دنبال مسائل خودش هست . و البته تنگنا های اقتصادی و ... هم بی تاثیر نبوده.
و امروزه برآیند اینها در یک جهت نیست چراکه هرکدام از یک برنامه مشترکی پیروی نمی کنند و تابع سیاست های سازمان مربوط به خود یا تحت تاثیر بخش خصوصی اند لذا به نظر بنده چنین اتفاقی نیافتاده است
*یک بحثی که خیلی در رشته ما مطرح است بحث" کارآمدی برنامه درسی دکتری دامپزشکی " و از طرفی شیوه تدریس و مطالب آموزشی و بالاخص موضوعات پژوهشی و مقالات است که عده ای معتقدند با آنچه در واقعیت به آن نیاز داریم متفاوت است...شما تا چه اندازه با این موضوع موافقید؟
برنامه ای که هم اکنون ما در دوره دکتری عمومی دامپزشکی داریم حاصل نظرات بزرگان این رشته در سال 1360 یعنی 4 دهه پیش بوده است و احتمالا دورنمای 10 ساله هم داشته اند اما هم اکنون وضعیت بسیار متفاوت است اگر یک زمانی مقاطع تحصیلی ما فقط دکتری عمومی بود لکن هم اکنون ما دوره های زیادی را اعم از کاردانی کارشناسی کارشناسی ارشد دوره های دستیار تخصصی و همچنین دکتری تخصصی Phd داریم . خوب مسلما با توجه به این مقاطع که قرارست بستر مبارزه با بیماریها را فراهم کنند و تولید کم هزینه را به ارمغان بیاورند و از طرفی تغییرات بیرونی که در فضای دامپزشکی دنیا در جریان هست باید مجموعا در برنامه درسی مورد بازبینی قرار بگیرند . خوب خوش بختانه در دانشکده ما این مسئله را با توجه به اختیاراتی که به ما به عنوان یک دانشکده برتر داده شده در کمیته ای مورد مطالعه قرار داده ایم که جلسات آن هم بطور منظم و هفتگی در حال پیگیری است و امیدوارم که خروجی این جلسات برنامه آموزشی مناسبی برای دانشجویان و اساتید باشد.
در مورد موارد پژوهشی هم همانطور که گفته شد حوزه آموزش صنعت و مراکز تصمیم گیر هر کدام را ه خودشان را می روند ... میدانیم که خوب هست پژوهش همیشه مسئله محور باشد خوب وقتی ما میبینیم که صنعت مشکل خودش را به ما عرضه نمی کند نتیجه آن می شود که پژوهش های ما آن مصرف کننده لازم را نداشته و لذا کارهای ما به سمت سلیقه های پژوهشگر می رود و بعد می بینید که خروجی آن هم چاپ یک مقاله در یک ژورنال خواهد بود و این البته می تواند در رابطه با یک ژورنال معتبر خارجی یا یک مجله منطقه ای باشد . خوب باز هم اگر ارتباط بین این سه حوزه یک ارتباط مناسبی می بود شاید این مسئله به خوبی حل می شد.

* خیلی از بچه ها دوست دارند از زبان یک دامپزشک موفق و باتجربه درباره بازار کار در حوزه دام بزرگ در کشور بدانند ... و اینکه چگونه باید خودشان را برای یک حضور موفق در این عرصه آماده کنند ؟
من فکر می کنم اگر دانشجویان ما بدانند که این وظیفه سنگینی را که در طول این دوره آموزشی بر دوششان است چگونه باید به سرانجام مطلوب برسانند خیلی میتواند -حتی در این شرایط- کمک کننده باشد. در واقع برای هر واحدی که شما می گیرید یک سبقه ی آموزشی لازم هست یعنی شما روزی که تحصیل را در این دانشکده شروع می کنید اگر چنانچه دانش آموز موفقی نبوده باشد نمیتوانید این دوره را بخوبی آغاز کنید خوب مسلما اینجا هم هر واحدی را که ما میخوانیم باید به یک مرحله ای ما را برساند و اگر قرار باشد این واحد ها هیچ دست آوردی برای ما نداشته باشد لذا در دوره درمانگاهی هم نتیجه مطلوبی نخواهد داشت . من همیشه گفته ام بین یک نفر که قرارست تکنسین شود با شما که قرارست دامپزشک شوید خیلی تفاوت وجود دارد چرا که شما قرارست با تفکر طبابت کنید . اگر این مطالعاتتان یک جهت خوبی داشته باشد میتواند به نتیجه مطلوب برسد همیشه گفته ام مهمترین زمان زمان حال است و باید همیشه از این فرصت ها استفاده مناسب ببریم .
*همانطور که اشاره هم شد یکی از مسائل جدی که بین بچه ها مطرح است بحث کم انگیزگی و یا کم علاقگی نسبت به رشته است و از طرفی آمار تغییر رشته یا انصراف و یا افتادن دروس و ... هم در دانشکده ما بالاست.به نظر شما این آسیب تا حدی با آگاهی دادن در جلسات معارفه ورودی ها یا کارهای مشابه از سوی معاونت آموزشی قابل پیشگیری نیست؟
البته من برای افزایش تعداد مشروطی می توانم به شما یک عددی بدهم ولی در رابطه با سایر چیز ها یک مقدار بحث کیفی است. و اما درباره مشروطی ها باید بگویم که بله ما یک زمانی 3 درصد دانشجویان دکتری عمومی مان مشروط بودند اما الان این رقم به 10 درصد افزایش پیدا کرده. البته همانطور که میدانید خیلی از این درصد برمیگردد به درسهای دوره علوم در مانگاهی که در این دوره با توجه به افزایش سطح نمره قبولی و شرط معدل بر اساس مقررات اگر چنانچه دانشجو بخواهد وقت کمتری را در قبال این دروس سنگین بگذارد مسلما با مشکل روبرو خواهد شد.
ولی در رابطه با بحث بی انگیزگی حقیقت من این را توجیه نبودن دانشجو و روشن نبودن تکلیف او با خودش می دانم . بالاخره او در این دانشکده آمده است که یا صرفا مدرکی را بگیرد و یا اینکه دامپزشک موفقی هم بشود آمده تا در این رشته فرد موثری بشود. بی انگیزگی در واقع از بی هدفی صورت می گیرد. در جلسات معارفه البته ما این را می گوییم اما راستش این کار باید توسط اساتید هم صورت بگیرد . در شرایط فعلی احساس می شود که نقش استاد راهنما کم رنگ است و این می تواند بهبود یابد .ضمن این که ارتباط دانشجویا ن با اساتید (بالاخص اساتید راهنما) میتواند بیشتر باشد و آنها که به هر حال محرم دانشجویان اند میتوانند علاوه بر مسائل درسی پاسخ گوی مسائل غیر درسی هم باشند. و دانشکده هم برنامه فعال تر کردن نقش اساتید راهنما را در دستور خود دارد که امیدواریم دانشگاه هم بتواند با تصویب آن کمک شایانی به این قضیه بکند
من فکر می کنم نا آگاهی و نا امیدی هم موثر است و این در همه ابعاد در حال منتقل شدن است اما ما باید بدانیم که ناامیدی هیچگاه مشکلی را حل نکرده و ما باید بتوانیم از فرصت هایمان بهترین استفاده را بکنیم...واگر ما و دانشجویان ما هدف مند باشند این انگیزه ها تقویت خواهد شد
*خوب همانطور که میدانید" موضوعات فرهنگی" بخش مهمی از مسائل دانشکده ماست... معاونت فرهنگی دانشکده چه برنامه هایی را در این باره مد نظر دارد و چه اقداماتی در مورد آسیب هایی همچون اعتیاد به سیگار و ... مشکلات روحی مثل افسردگی ها و بالاخص آسیب های روانی ناشی از ارتباطات دختر و پسر و فضای اختلاط انجام می دهد؟
اولا دانشگاه به صورت متمرکز در زمینه فرهنگی برنامه های منظم و مستمری را دارد و دفتر مقام معظم رهبری هم باز در این زمینه متولی امر هستند و امور را انجام می دهند.
اما بنده خیلی به آگاهی یافتن دانشجو ها معتقد هستم. بالاخره آسیب هایی هست هرچند کمتر نسبت به بیرون منتهی با این وجود ما مشکلاتی را داریم .خوب در رابطه با مسائل اعتقادی دفتر نهاد پیگیر و متمرکز بر این موضوع است و اما غیر از آن عمده مسائل مربوط به شکستهای عاطفی است که برخی جوانان ما با آن برخورد می کنند که با تماسی که با دفتر مشاوره دانشگاه گرفته شد تقاضا کردیم که برای استفاده بهتر از امکانات مشاوره ای آنها کارشناسان خبره آنها در این زمینه در دانشکده حضور داشته باشند و دانشجویانی که فکر می کنند برایشان مفید است به آنها مراجعه کنند .لذا ما چنین برنامه هایی را در جهت کاهش آسیب های تهدید کننده با محوریت آگاهی بخشیدن انجام می دهیم .
*لطفا اولین چیزی که بعد از شنیدن این کلمات به ذهنتان میرسد برایمان بگویید:
بسیج دانشکده : دفاع مقدس دانشجو: فرزند بی ادعای ملت بودجه طرح پژوهشی: وسیله ای برای فارغ التحصیلی دانشجو
الگوی کاری دکتر محمدی: پاسخگو بودن جاده زندگی : یکطرفه است دامپزشک ایرانی: سرباز تولید
دکتر برجی : استاد جوان دانشکده آقای عرفانی : مسئول آموزش خستگی ناپذیر دانشکده
*آقای دکتر از فرصتی که کریمانه در اختیار ما گذاشتید متشکریم و امیدواریم بتوانیم زحمات شما و همکاران دانشکده رو با سعی و تلاشمان جبران کنیم...
اگر صحبت یا پیامی برای دانشجویان دارید بفرماید :
جهت مشاهده این پیام لازم است " بار کد " مربوط به آن را با گوشی همراه خود دریافت نمایید :

شناسنامه نشریه