سیستان توسعه یافته، تمرکز زدایی از شهرهای بزرگ

نویسنده : رضا سرحدی قهری(ورودی ۱۳۹۳ علوم سیاسی)
چکیده : امروزه شهرهای بزرگ و یا شهرهایی که از آن ها می توان به عنوان متروپل نام برد، به شدت رشد کرده اند و تمامی امکانات را به خود اختصاص داده اند. همین امر سبب شده است تا معضلات و مسایل ناشی از رشد شهر گرایی و تمرکز نامطلوب نظیر کمبود مسکن، مساله حاشینه نشینی و تخریب محیط زیست هر روز بیشتر و بیشتر شود. از طرف دیگر شهرهای کوچک از توسعه بازمانده و در مسیر پیشرفت به کندی حرکت می کنند.

امروزه شهرهای بزرگ و یا شهرهایی که از آن ها می توان به عنوان متروپل نام برد، به شدت رشد کرده اند و تمامی امکانات را به خود اختصاص داده اند. همین امر سبب شده است تا معضلات و مسایل ناشی از رشد شهر گرایی و تمرکز نامطلوب نظیر کمبود مسکن، مساله حاشینه نشینی و تخریب محیط زیست هر روز بیشتر و بیشتر شود. از طرف دیگر شهرهای کوچک از توسعه بازمانده و در مسیر پیشرفت به کندی حرکت می کنند.
این مشکلات باعث شده تا بسیاری از دولت ها به توسعه و عمران منطقه ای روی آورند. توسعه منطقه ای به این معناست که در محدوده ی یک کشور عمران و توسعه تمام مناطق مورد نظر باشد و از عمده اهداف توسعه منطقه ای می توان به ایجاد تعادل منطقه ای، عدالت اجتماعی و تمرکز زدایی از کلان شهرها نام برد (فنی، 1375: 20). یکی از مهم ترین راهکارهایی که در حال حاضر در کشورهای مختلف به اجرا در می آید، توسعه شهرهای کوچک به عنوان یکی از مهم ترین راه های مقابله با عدم تعادل و توازن در توسعه شهرها قلمداد می شود و از این طریق می توان از مهاجرت های بی رویه به سمت کلان شهرها جلوگیری نمود.
در این میان شهر زابل دارای شرایط مناسب و خوبی برای رشد و توسعه یافتگی و به دنبال آن تمرکززدایی از شهرهای بزرگ است که همیشه مورد غفلت دولتمردان جمهوری اسلامی ایران بوده و هیچ زمانی توسعه سیستان محروم علی رغم دارا بودن پتانسیل بسیار خوب برای توسعه مورد توجه قرار نگرفته است که در ادامه به این پتانسیل اشاراتی خواهیم داشت.
1- هامون خشک، خشکیدن امید مردم سیستان
شرق و جنوب شرق ایران و شهرهای مرزی سیستان و بلوچستان دارای موقعیت ژئواکونومیکی و ارزش زیست محیطی ویژه ای هستند. این منطقه از دیرباز به دلیل جایگاه ویژه جغرافیایی، اقلیمی، همجوار بودن با رود هیرمند و تالاب هامون، همسایگی با افغانستان به عنوان کشوری که مدت طولانی است که مورد توجه قدرت های بزرگ است. اشراف آن به دریای عمان و اقیانوس هند و دسترسی به آب های آزاد بین المللی بیرون از تنگه هرمز و امکان ارتباط با کشورهای آسیای خاوری، هند، شیخ نشین های عرب و بازارهای آفریقایی، بر اهمیت این منطقه افزوده است (خلیلی و منشادی، 1390: 88). ناحیه سیستان با 8117 کیلومتر مربع، با مرکزیت شهرستان زابل عمدتا دشت پهناوری است که در شمال شرقی استان سیستان و بلوچستان و در شرق ایران واقع است.
مهم ترین و با اهمیت ترین رودخانه ی تامین کننده آب سیستان، رودخانه هیرمند است. خشک سالی شدید سال های 1350- 1349، قطع جریان آب هیرمند و به دنبال آن خشک شدن هامون طمه ای جبران ناپذیری بر دام داری و کشاورزی منطقه وارد کرد.
در منطقه سیستان خشکسالی علاوه بر تاثیرپذیری از نقصان بارش، ناشی از فعالیت های سد سازی در بالادست حوضه ی آبخیز هیرمند در کشور افغانستان و عدم رعایت حقابه ایران است. این عوامل باعث تغییرات گسترده ای در کاربری ها شده است. تبدیل اراضی کشاورزی و مستعد، به اراضی رها شده، تخریب مراتع، خشک شدن تالاب ها و... موجب خشکسالی دیگری تحت عنوان خشکسالی اقتصادی- اجتماعی را در منطقه سیستان به وجود آورده است و نتیجه آن بیکاری، فقر، مشاغل کاذب و قاچاق بوده است. علاوه بر این موارد، خشک شدن دریاچه هامون، آن را به عنوان مرکز طوفان های شن معرفی می کند. همچنین اراضی رها شده در اثر خشکسالی نیز از مناطق مستعد برای فرسایندگی باد هستند. بنابراین یکی از خصوصیات اصلی منطقه سیستان پس از خشکسالی، طوفان های شن و گرد و غبار است که به دلیل خشک سالی های متوالی و بستن آب سد کجکی که باعث خشک شدن هامون شدت این طوفان ها به مراتب بیشتر شده است. به سبب این امر بسیاری از زمین های کشاورزی باعث انتقال ذرات خاک شده اند و یا خود زیر ماسه ها دفن شده اند.
با توجه به وجود حوضه آبگیر هیرمند در خاک افغانستان، تردیدی نیست که آورد بیشتر هیرمند، صرفاً در چارچوب توسعه روابط سیاسی - اقتصادی با دولت افغانستان جهت فراهم آوردن زمینه های دوستی دو کشور در آینده و همکاری دولت افغانستان برای عرضه بیشتر آب امکان پذیر خواهد بود. همچنین با عنایت به این که امروزه در سطح جهان، مدیریت عرضه و تقاضای آب به طور همزمان مورد توجه می باشد و در این راستا، تأکیدهای بیشتر به سمت مدیریت تقاضای آب در حال تغییر است. بنابراین یکی از مهم ترین اقداماتی که در خصوص توسعه سیستان می توان انجام داد، گرفتن حقابه ایران از افغانستان است. به طوری که با تامین آب هامون که به عنوان بزرگترین تالاب آب شیرین کشور شناخته می شود، مردم سیستان قادر خواهند بود تا به زندگی خود ادامه دهند و از یک مهاجرت گسترده جلوگیری شود.
شهر سوخته، بهشت باستان شناسان
ریچارد فرای در بازدید از سیستان، در وصف این سرزمین گفته: «سیستان بهشت باستان
شناسان است»
در حالی که صنعت توریسم با رشدی بی سابقه وارد عصر جدید شده و انتظار میرود در سیستم اقتصاد جهانی بر اهمیت آن افزوده گردد، دست اندرکاران و مردم به صورت فزایندهای متوجه ارتباط مستقیم و مؤثر جهانگردی و آینده جوامع شده اند. در این بین ارتباط تنگاتنگی بین توریسم بویژه توریسم فرهنگی و توسعه پایدار مناطق وجود دارد که می تواند آینده روشن یک منطقه را به خوبی تضمین و ترسیم سازد.
شهر سوخته نام محوطه باستانی و سلسله تپه های به هم چسبیده گستردهای است که در حدود ۵۱ کیلومتری جاده زابل - زاهدان و جنوب شرقی شهر زابل واقع شده است. ارتفاع این تپه های شمالی- جنوبی بین ۱۲ تا ۱۸ متر از سطح زمینهای اطراف بوده و مساحت آنها با حدود ۱۵۱ هکتار وسعت از بزرگترین محوطه های باستانی دوران آغاز تاریخی فلات ایران به شمار میرود که ۵۲۰۰ سال قدمت دارد و از این نظر تنها شهر باستانی انگشت شماری چون شوش و تپه ملیان در ایران، موهنجودارو در پاکستان و گورستان سلطنتی اور در بین النهرین با آن قابل مقایسه هستند. این شهر در سال ۳۲۰۰ قبل از میلاد بنا و در حدود سال ۲۲۰۰ قبل از میلاد ناگهان از بین رفته است. اگر چه تاکنون کمتر از ۱۰ درصد از محوطه باستانی شهر سوخته مورد کاوش واقع شده، اما آثار مکشوفه از مناطق مسکونی و گورستان آن، اطلاعات زیادی از جمله نخستین جراحی مغز، نخستین انیمیشن و بسیاری از نخستین های دیگر را در اختیار کاوشگران قرار داده است. این شهر موجودیت خود را طی هزاره های چهارم و سوم پیش از میلاد مدیون رودخانه پر آب هیرمند و دلتای آن بوده است. باید گفت از وسعت ۱۵۱ هکتاری این شهر در حدود ۱۲۰ هکتار آن دارای آثار و بقایای باستانی امبت. بیش از نیمی از سطح شهر پوشیده از توده سفالهای شکسته و سنگ و فلز و خرده سنگهای نیمه قیمتی و سایر مواد منقول باستانی است. شهر قابل تقسیم به سه بخش اصلی و سه بخش فرعی میباشد که عبارتند از: منطقه بزرگ مرکزی شامل بخش های مسکونی شرقی، مرکزی و بناهای یادمانی، منطقه شمال غربی یا منطقه صنعتی و بخش جنوبی یا منطقه گورستان. آثارالمُعماری به دست آمده در بخش مسکونی نشان دهنده وجود نوعی نظم و ترتیب در تقسیم بندی ساختمانها و واحدهای مسکونی است (بزی، 1387: 31- 32). بنابراین سیستان در خود بهشت بستان شناسان را جای داده است که با رسیدگی به این امر و فراهم کردن فضای گردشگری و توریسم می توان به اقتصاد سیستان و آبادانی آن کمک ارزنده ای کرد.
تامین حقابه هیرمند نجات اقتصاد روستایی و کشاورزی
خشکسالی های پی در پی و همچنین عدم پایبندی افغانستان به تامین حقابه ایران بر اقتصاد روستایی سیستان تاثیر بسیار منفی و گسترده ای گذاشته است به طوری که در حال حاضر با قطع کامل جریان آب در رودخانه هیرمند، هامون نیز به کفه ی خشک تبدیل شده است. اثرات این پدیده بر معیشت و اقتصاد مردم منطقه تا حد بحران و فاجعه ی اکولوژیکی پیش رفته است. شغل اصلی مردم سیستان را می توان کشاورزی و دامداری دانست که با این وضعیت بخش زراعت و دامداری سیستان ضربه ای شدید خورده و بسیاری از مردم دچار خسارت های جبران ناپذیری شده اند که این امر خود به اقتصاد سیستان لطمه ای بزرگ وارد ساخته است. به طوری که در سال 1376مجموع اراضی زیر کشت محصولات زراعی سیستان حدود 119624 هکتار گزارش شده در حالی که این رقم در سال 1382 به حدود 25407 هکتار نزول یافته است (نوری و بذرافشان، 1384: 57). بنابراین کشاورزی و دامداری که از شغل های اصلی مردمان سیستان است در معرض نابودی قرار گرفته است و خطه سیستان که روزی انبار غله ایران بود به دست فراموشی سپرده شده است.
پی نوشت ها
فنی، زهره، (1375). شهرهای کوچک: رویکردی دیگر در توسعه منطقه ای، تهران: نشر آذرخش.
خلیلی، محسن و مرتضی منشادی، (1390). «بایسته های ژئواکونومیک جنوب شرق ایران»، فصلنامه روابط خارجی، سال سوم، شماره چهارم.
بزی، خدارحم، (1387). «شهر سوخته از نام و آوازه تا وضعیت گردشگری»، مجله ی فضای جغرافیایی، سال هشتم، شماره بیست و یکم.
نوری، هدایت الله و بذرافشان، جواد، (1384). «اثرات خشکسالی های 1377 - 83 بر اقتصاد روستایی سیستان و راهکارهای مقابله با آن»، مجله جغرافیا و توسعه، شماره پنجم.










شناسنامه نشریه