جغرافیای جهانی ایران باستان

نویسنده : محمدرضا مومنیان(ورودی ۱۳۹۵ آب و هواشناسی گرایش آب و هواشناسی شهری)
چکیده : جستار ادراک محیطی در جهت دهی به رسالت جهانی اندیشی و جهان کنشی بسیاری از گروه ها و ملت ها نقش تعیین کننده ای داشته به گونه ای که از دیرباز پیوند این دو سطح از سیاست (اندیشه) و سرزمین(کنش) در قالب دانش واژه ها،گفتمان ها و مقیاس های گوناگون کانون توجه حکوت گران و اندیشمندان بوده است.در این میان؛تصور ژئوپلیتیک به عنوان یکی از ابعاد ادراک محیطی؛برآیند برداشتی است که اشخاص و واحدهای سیاسی-فضایی در مقیاس خرد و کلان از منزلت خود و دیگر واحدهای سیاسی-فضایی دارند که این برداشت نقش مهمی در تولید واقعیت های فضایی-اجتماعی داشته است.


جستار ادراک محیطی در جهت دهی به رسالت جهانی اندیشی و جهان کنشی بسیاری از گروه ها و ملت ها نقش تعیین کننده ای داشته به گونه ای که از دیرباز پیوند این دو سطح از سیاست (اندیشه) و سرزمین(کنش) در قالب دانش واژه ها،گفتمان ها و مقیاس های گوناگون کانون توجه حکوت گران و اندیشمندان بوده است.در این میان؛تصور ژئوپلیتیک به عنوان یکی از ابعاد ادراک محیطی؛برآیند برداشتی است که اشخاص و واحدهای سیاسی-فضایی در مقیاس خرد و کلان از منزلت خود و دیگر واحدهای سیاسی-فضایی دارند که این برداشت نقش مهمی در تولید واقعیت های فضایی-اجتماعی داشته است.داده ها و یافته های موجود گویای آن است که تصور ژئوپلیتیک ایرانیان باستان که در قالب اسطوره و تاریخ(حکومت با یک پادشاه) نمود یافته،مقیاسی کلان گر و جهانی داشته است.این در حالی است که هر ناحیه و گروهی از آن ها می توانستند حکومت و سازمان جداگانه داشته باشند اما درون مایه اسطوره و تاریخ ایران باستان به ویژه هخامنشیان بر گونه ای حکومت واحد جهانی با فرمان روایی یک تن تاکید دارند.
سازه ها و فرهنگ های انسانی برآیند ذهنیت و جهان بینی پدیدآورندگان و ویژگی های مکانی و چشم اندازی همانند تاریخ،جغرافیا،بوم شناسی و... است که افراد در متن آن پرورش یافته اند.واژه ادراک نیز ناظر بر درک روابط میان همین اجزا به صورت یک کل سازمان یافته است و ویژگی های ساختاری محیط به عملکرد آن جهت می دهند.بدین مفهوم که الگوها و معیارهای رفتاری را تقویت و برخی دیگر تضعیف می کند.ادراک،فرآیند دریافت،تعبیر و تفسیر محرک های پیرامونی است که برخاسته از آن افراد پنداشت و برداشت هایی که از محیط خود دارند را تفسیر و معنا می کنند.از این رو،محیط ادراکی،بخشی از محیط واقعی است و تصویر ذهنی برخاسته از محیط پدیداری به شمار می رود.نتیجه آن که با گسترش قلمرو محیطی ادراکی،محیط کارکردی نیز گسترش می یابد و متناسب با افزایش درک افراد از محیط،رفتارهای سنجیده تری در آن جا اتخاذ می شود.تصور شخص از جهانی که می شناسد به نقشه ذهنی معروف است نقشه ذهنی،نقشه درونی فرد از جهان شناخته شده اوست.بخش هایی از جغرافیا ماهیت ذهنی و تصوری دارد که در پیدایش آن کشور و جهان زیست فرد نقش داشته اند که گاه این تصورات در تعارض باهم قرار دارند.جغرافی دانان به جستار نقشه ذهنی افراد و اینکه چگونه آن ها فضای پیرامون شان را سامان می بخشند علاقه مند هستند.پژوهش درباره نقشه ذهنی نشان می دهد که پوشش رسانه ای از مکان ها،تاثیر عمده ای بر ادراک افراد از جهان پیرامون دارد.مفهوم نقشه ذهنی تابعی از ادراک افراد و دیدگاه افراد از جهان زیست شناسان است.جستار نقشه ذهنی مورد توجه جامعه شناسان و جغرافی دانان نوگرا بوده است.بی گمان ،کارکرد و پوشش اخباری رسانه های فراگیر بر نقشه ذهنی جهان جغرافیایی افراد اثر مستقیم دارد.نقشه های ذهنی نمودی از آگاهی،از یک مکان یا یک محیط است که به عنوان نماینده سازمان یافته از واقعیت در مغز فرد بسط یافته و به عنوان نتیجه ای از اطلاعاتی که دریافت شده است محفوظ،قابل احضار و تاثیر گذار می باشد و در نهایت رفتار شخص را تعیین می کند.ادراک به عنوان منبع تمام اطلاعات محیطی،کانون هرگونه رفتار محیطی است.ادراک محیطی و جغرافیای رفتاری زیرمجموعه گسترده ای از جغرافیای انسانی است که رویکرد منسجمی در مطالعه فعالیت انسان در قالب فرهنگ و جامعه دارد و در این قالب،طیفی از رفتار انسانی،ادراک،نگرش ها،باورها،خاطرات،زبان،توجهات،استدلال و حل مسئله در چهارچوب مکان و فضا به جستار بینش معنا می بخشند.بینش محیطی به کنش و واکنش فردی و گروهی جهت می دهد و بنیاد عمل آن هاست.به باور بسیاری از جغرافی دانان در شکل گیری نقشه های ادراکی-ذهنی و واکنش فرد نسبت به محیط،افزون بر محیط عینی،تصور انسان(محیط ذهنی) و ابعاد روان شناختی اوضاع اجتماعی محیط او اثرگذار است به همین دلیل دانش جغرافیا به میزان زیادی با مفاهیم ذهنی افراد سر و کار دارد. هر کس از محیط جغرافیایی خود تصویر ذهنی دارد.در یک گروه فرهنگی،تصویر ذهنی درک شده تا حدود زیادی وجه اشتراک دارد.به منظور توصیف چنین تصاویر ذهنی جغرافی دانان از اصطلاح ادراک محیطی یاری جسته اند.پیروان مکتب ادراک محیطی بر این باور هستند که نوع انتخاب انسان در محیط بیش از آن که به ویژگی های کالبدی محیط وابسته باشد به نحوه ادراک و نگرش وی از محیط بستگی دارد.ادراک نیز به نوبه خود از آموزش های فرهنگی اثر می پذیرد.انسان محیط عینی را درک می کند این ادراک محیطی(یا محیط ذهنی) که با محیط عینی تفاوت دارد برای افراد مختلف،محیط متفاوتی ایجاد می کند.رفتار در محیط واقعی،واکنشی برخاسته از درک محیطی است که چشم انداز را تغییر می دهد.این تغییرات،محیط عینی و ذهنی را در گذار زمان دگرگون می کنند.
سرزمین ایران حدود 6000 سال تمدن شناخته شده دارد به گونه ای که آن را به گهواره تمدن تبدیل کرده است.اسطوره های این سرزمین خاستگاه هندوایرانی دارند.با این حال،ناهمگونی محیطی ایران و هند و فرهنگ متفاوت بومیان پیشاآریایی هر دو کشور،زمینه ناهمسانی اساطیر آن ها بوده و آن چه امروزه از اساطیر کهن ایرانی باقی مانده است ریشه در اوستا دارد.بر بنیاد اساطیر ایرانی جهان طی یک دوره دوازده هزار ساله آفریده شده است که این دوره خود به چهار دوره سه هزار ساله بخش می شود.در دوره نخست «دوره مینوی» جهان شامل دو هستی نور و تاریکی است.جهان بالایی نورانی و آن اهورا مزدا و جهان پایینی تاریک آن اهریمن است که میان این دو تهی است.بر بنیاد این اسطوره ها جهان آغازین بی کرانه است اما اگر جهان بی کرانه بماند اهریمن نیز جاودانه خواهد ماند که این با فرجام آفرینش اهورا مزدا سازگار نیست چون در اسطوره آفرینش ایران ،فلسفه هستی،نابودی همیشگی بدی است.از این رو،برای نابودی اهریمن،جهان باید کران مند شود تا در یک دوره مشخص دوازده هزار ساله نیروهای اهریمنی نابود شوند.در آغاز سه هزار سال دوم اهریمن به زمین می تازد هراس برخاسته از این تازش ،لرزش زمین و پیدایش پستی ها و بلندی ها را در پی دارد.برخاسته از بارش ایزد تیشتر که مایه آفرینش رودها و دریاهاست زمین به هفت بخش تقسیم می شود و هفت اقلیم شکل می گیرند(بند هش،بخش نهم،بند 75-74).این هفت اقلیم بر بنیاد اوستا(مهریشت ،بند 15 و 133)عبارتند از :آرزه در خاور،سوه در باختر،وروجرش و وروبرش در شمال،فرددفش و یددفش در جنوب و کشور خنیرت(خونیرس) که میانه آن هاست.در دوره سه هزار سال سوم،نخستین زوج بشر پدید می آیند که از آن ها نسل بشر رو به فزونی نهاد و در هفت اقلیم پراکنده شدند و پس از مدتی فرمان روایی بر پا کردند به گونه ای که در اسطوره های ایران از دو سلسله پیشدادی و کیانی نام برده اند.دوره باستان حکومت ایران اساسا به دو بخش تقسیم می شود:1-حکومت اساطیری-حماسی شامل دو سلسله پیشدادی و کیانی و 2-حکومت تاریخی شامل سلسله های :ماد،هخامنشی،اشکانی،ساسانی.در دوره حکومت اساطیری پیشدادی حکومت جهانی برقرار می شود.بدین معنا که یک تن بر جهان فرمان می راند.این پدیده در دوره تاریخی محدودتر و به سلسله هخامنشیان معطوف می شود.در دوره تاریخی یعنی پس از تشکیل دولت ماد با برپایی حکومت هخامنشیان،قلمرو حکومت در پرتو کشورگشایی و سیاست های پادشاهان هخامنشی،گسترش یافت و برای نخستین بار حکومت جهانی برپا شد و بر بیشتر جهان متمدن آن روزگار فرمان راندند.
بر بنیاد آموزه های اوستا زمین به هفت کشور تقسیم می شود.بخش میانی خونیرس نام دارد که همانند افسر(تاج) در میان شش کشور دیگر است(وزیدگی های زادسپرم،بخش 3،بند 35) به دیگر سخن،کانون جهان است و سرزمین «ائیرانیم وئجه» در مرکز آن قرار دارد.سرآغاز آفرینش در آن جاست و کیومرث و «گاو یکتا آفریده» در این مکان آفریده شده اند(بند هش،بخش دوم،بند 21).کوه های اساطیری مانند هوگر بلند،چگاد دائیتی که پل چینود بر فراز آن قرار دارد و رشته کوه تیرک البرز که چگاد دائیتی در میان آن است در این سرزمین هستند.همچنین رودهای مقدس:«دائیتی نیک،ارنگ،وه رود،اردوی»، همه یا در این سرزمین روان هستند یا آن را آبیاری می کنند(بند هش،بخش نهم،بند 78-77).دیگر آنکه این سرزمین در سنجش با سرزمین های دیگر از مدنیتی پیشرفته تر برخوردار بوده است به گونه ای که بیشترین شمار مردم در آن می زیند(همان،بند 76).در متن های اوستایی خونیرس با صفت «درخشان» آمده است(مهریشت،بندهای15و 133-رشن یشت،بند 15-وندیداد،فرگرد 19،بند 39).بنابراین،خونیرس ویژگی های همانند کانون جهان،پهناور،بلند و درخشان دارد که بلندی آن گویای نزدیکی به جایگاه ایزدان است و وجود رودها و کوه های مقدس و مهم آنجا بر والایی آن می افزایند و این سرزمین را شایسته مرکز شهریاری می کند.نخستین بار دعای «اهون ویریه» توسط زردشت در ایرانویج سروده شد(هوم یشت،هات 9،بند 14).در بند 21 هرمزد یشت به ایران ویج درود فرستاده شده است.از آنجا که خونیرس سرزمین پرفروغ و درخشان است ایران ویج نیز از این درخشش بهره مند است و همانند که یک بخش از هفت اقلیم است ایران ویج نیز سیمایی کوچک مقیاس از هفت اقلیم به شمار می رود.فضاهایی با کارکرد قدسی همانند نیایشگاه ها،کاخ ها و سرزمین اسطوره ای کانون آفرینش به شمار می آیند.این مکان ها محور جهان هستند که پیوستگاه مراتب قائم جهان هستی،یعنی آسمان(بهشت)،زمین و زیر زمین(دوزخ) پنداشته می شوند.آفرینش از مرکز می آغازد.زیرا مرکز خاستگاه هر واقعیت و نیروی زندگی است.برتری سرزمین ایران بر دیگر قلمروها از داستان فریدون-پس از آنکه قلمرو خود را میان سه فرزند بخشید آشکار است.فریدون مرکز قلمرو خود ایرانشهر و عراق را که از دیگر سرزمین ها آبادتر و بهتر بود به ایرج واگذارد.کاری که زمینه رنجش و رشک دو فرزند دیگر یعنی سلم و تور شد که در پایان،کشتن ایرج را در پی داشت.«و معموره عالم به ایرج[داد] بر اثر این تصمیم فریدون،سلم و تور به ایرج رشک بردند و درصدد قتل ایرج برآمدند و او را کشتند».در شاهنامه فردوسی هم مانند اوستا و متن های پهلوی،ایران بهترین کشور و ایرانیان بهترین مردم هستند.گزنفون به نقل از کوروش بزرگ چنین می گوید:«ما باید به این دعوی فرمان روایی کنیم که از مغلوبان خود بهتریم».جایگاه و والایی این سرزمین ایجاب می کند کسی که بر آن فرمان می راند شناسه ها و ویژگی هایی داشته باشد.بر پایه متن های اوستایی،پادشان پیشدادی و کیانی هنگامی به پادشاهی می رسیدند از ایزدان کامیابی می خواستند که شهریار بزرگ ترین کشورها شوند تا بر همه دیوان و مردمان و جاودان ،پریان،کوی ها و کرپ های ستمکار چیره شوند که ایزدان نیز آنان را کامیابی می دهند اما هنگامی که افراسیاب تورانی خواهان بهره مندی از فره ایرانی شد با مخالفت روبه رو شد(آبان یشت،بند 42).از این رو،هر کسی نمی تواند شایسته فره شاهی باشد چون در جامعه زردشتی شاه جانشین و نایب اهورا مزدا در جهان است و در حکم پرتو او بر زمین به شمار می آید همان گونه که اهورا مزدا جهان قدسی را سامان می بخشد شاه به عنوان قدرت واحد و متمرکز نیز بر زمین فرمان می راند.به همین دلیل شاه جانشین و نایب اورمزد در جهان است و باید در منش یادآور دادگری اورمزد باشد و در کنش نیز تدبیر و سامان مندی جهان آفریده او را به یاد آورد.اهورا مزدا انسان را می آفریند و او را دستیار خود قرار می دهد و به یاری انسان به نابودی اهریمن می پردازد.اندیشه جهانی که اهورا مزدا آن را می آفرید و سامان می بخشد بر بنیاد «اشه» و «نظم گیهانی» است و همه چیز در چهارچوب اشه معنا کاوی و علت کاوی می شود.بنابراین «کوشش مشترک خدا و انسان برای دست یابی به برقراری سلطنت راستی (اشه) بر زمین است».از ویژگی های اهورا مزدا مزدا «خشثره» است که به مفهوم «اقتدار معنوی» است که آن مزدا است(یسن 36،بند 1).اهورا مزدا این قدرت معنوی را از راه امشاسپندان به دیگران وا می گذارد:مزدا به وسیله ی وهومنه قدرت معنوی می بخشد(یسن 51،بند 21).
از دیدگاه تاریخی هخامنشیان نخستین فرمان روایی جهانی را تشکیل دادند.«آنان نخستین پادشاهانی بودند که وحدت جهان را به عبارت دیگر جهان متمدن و عناصر مختلف آن را تحت یک نظارت سیاسی که پیش از هخامنشیان پیشینه ای نداشت به هم مرتبط کردند،ایرانیان نه تنها شاهنشاهی جهانی بنا کردند بلکه موفق به ایجاد تمدنی جهانی با قلمرو نفوذ پهناور شدند». هگل درباره امپراطوری ایران می نویسد:از دیدگاه سیاسی ایران زادگاه نخستین امپراتوری راستین و حکومتی کامل است که از عناصر ناهمگن(به معنای نسبی) فراهم می آید،این امپراتوری نه همچون امپراتوری چین،پدرشاهی و نه همچون امپراتوری هند،ایستا و نه همانند امپراتوری مغول زودگذر و نه همچون امپراتوری ترکان بنیادش بر ستم کاری بود برعکس در اینجا ملت های گوناگون در عین آن که استقلال خود را نگه می داشتند،به کانون یگانگی بخش وابسته بودند که می توانست انسان را خشنود کند.فرمان روایی که از زمان کوروش پایه گذرادند هدفش تنها فرمان روایی بر ایران نبود بلکه فرمان روایی بر جهان بود.هر چند مفاهیمی همانند:«هفت کشور،هفت سرزمین،ایران ویج و سرزمین های ایران» که در اوستا آمده است بخشی از مفاهیم رایج این دوره نیست و در سنگ نوشته های هخامنشی نامی از آن ها نیامده و فقط واژه «آریایی» بیان شده است اما کوروش در منشور خویش،نخست خود را پادشاه انشان می نامد اما پس از گشودن سرزمین های دیگر«ماد،لیدی و بابل» خود را «شاه جهان» و «شاه چهار گوشه جهان» نامید:«من کوروش هستم،شاه جهان،شاه بزرگ،شاه دادگر،شاه بابل،شاه سومر و اکد،شاه چهار گوشه(جهان)».داریوش اول هم همین سیاست کوروش را دنبال کرد و خود را «شاه سرزمین بزرگ و دور و دراز » نامید:«من داریوش،شاه بزرگ،شاه کشورهای شامل همه گونه مردم،شاه در این زمین بزرگ و دور و دراز».هخامنشیان تقریبا بر سراسر دنیای متمدن آن زمان چیره شدند،هخامنشیان سراسر قلمرو خود را به صورت خشترپاون یا ساتراپی های نیمه مستقل در آوردند و آن ها را از حقوقی برابر برخوردار کردند که متظور آن ها از این کار یک دست کردن جهان از دید دادگری بود.
سیاست های هخامنشیان در نگهداشت حکومت دوره دیپلماسی:
1-سیاست رواداری:
هخامنشیان برای پایداری حکومت خود که بیش از دو سده دوام آورد کنش و منش رواداری را پیشه کردند.آنان گزینه «قدرت و مهربانی» را در برابر «قدرت و نابودگری» آشوری ها اختیار کردند،در میان پادشاهان هخامنشی کوروش جایگاه ویژه ای دارد،او حکومتی بر پایه مدارا و رواداری نسبت به هماوردان بنا کرد.در آجرهای شهر اور ثبت شده است که:کوروش شاه همه،شاه انشان،پسر کمبوجیه،خدایان بزرگ،همه سرزمین ها را در اختیار من قرار داد،سرزمینی که من با ساکنانی صلح جو ساختم».
2-داد و ستد فرهنگی:
از سیاست های حکومت هخامنشی ارج نهادن به اقوام تابعه و بهره گیری از توانایی های آنان در امور حکومتی بود به گونه ای که خط آرامی را به عنوان خط اداری پذیرفتند و کاتبان آرامی وظیفه مهم نوشتن و ترجمه مکاتبات درباری را در سراسر قلمرو به عهده داشتند و این باعث شد که خط آرامی «خط امپراتوری» هم نامیده شود.هخامنشیان در نوشتن کتیبه های خود سه زبان پارسی،عیلامی و بابلی را به کار بستند و با این کار هم خواندن کتیبه ها را برای اقوام مختلف آسان کردند و به نوعی هم اقوام تابعه شاهنشاهی را گرامی داشتند.هر چند در زمینه هنری این داد و ستد فرهنگی نیز گسترده بود اما هخامنشیان از هنر اقوام تابعه تقلید نکردند.آن ها هنر مورد نظر را گرفتند،بخش هایی به آن افزودند و اثری را به جای گذاشتند که با روح و فرهنگ ایران هماهنگ و دم ساز بود.
3-پرهیز از دروغ:
داریوش اول در کتیبه خود دروغ و دشمن و خشکسالی را نکوهش می کند و از اهورا مزدا می خواهد که کشورش را از این نمودهای اهریمنی بپا دارد:«اهورا مزدا،این سرزمین را از دشمن،از خشکسالی(سال بد)، از دروغ بپاید به این سرزمین میایاد،نه سپاه دشمن،نه سال بد،نه دروغ».در متون ایران باستان دروغ یا دروج به معنی نادرستی و فریب است و حتی ابعاد گسترده تری دارد.در مینوی خرد آمده است:آن کس شجاع تر است که با دروج(دیو) خویش بتواند ستیز کند و به ویژه آن که این پنج دروج را از تن دور دارد که عبارتند از :آز و خشم و شهوت و ننگ و ناخرسندی.بر پایه آموزه های اوستا بهشت جاودان آن کسی است که دروغ را در بند کند:«ای اهورا مزدا هنگامی که کیفر تو برای گناهان فرا رسد و هومن از فرمان تو،کشور جاودان (بهشت) را برای آنان بیاراید که دروغ را در بند کرده به دست راستی سپرده اند(اهونودگاه،یسن 30،بند 8)».دروغ در برابر راستی است اگر دروغ رواج یابد راستی نابود می شود پس باید در همه حال با دیو دروغ پیکار کرد و آن را از میان برد تا راستی در جهان بگسترد.

نتیجه گیری:

ساماندهی سیاسی فضا در مقیاس های خرد و کلان به فراخور دروندادها داخلی وبیرونی واحدهای سیاسی تابعی از ادراک محیطی و تصور ژئوپلیتیک اشخاص و واحدهای سیاسی از موقعیت و منزلت خود از جهانی است که در آن می زییند.داده ها و یافته های نشان می دهند که نمود فضایی تصور ژئوپلیتیک تاریخ اسطوره ای و باستانی ایران در شکل حکومت با مقیاس و کارکرد جهانی نمود داشته است و کانون این حکومت ایران ویج،سرزمینی فرهمند و مقدس است.رهبری جهان بر پایه نظم گیتی اهورامزدا و در چهارچوب «اشه» انجام می شود.در اندیشه اساطیری ایران شاه به عنوان فرمان روا قدرت معنوی خود را از اهورا مزدا می گیرد.از این رو کارکردی ملکوتی می یابد.او یاور اهورا مزدا است و هم زمان نابودگر اهریمن و گسترنده حاکمیت اشه بر جهان است.سرزمین ایران ویج چون از عنایت ایزدی برخوردار است کانون جهان است و شاه در فرمان روایی این کانون تا هنگامی که شایستگی پاسداشت فره ایزدی دادرد فرمان روای جهان است.هخامنشی ها در پرتو توانش مندی رهبری،قدرت جهان گشایی،تاثیرپذیری از باورهای اساطیری و رواداری فرهنگی-فضایی آن شکل از تصویر ژئوپلیتیک را به اجرا در آوردند که فرمان روایی آن ها را ماندگار و جهانی کرد.همین عوامل باعث شد که فرهنگ ایران باستان سرشتی سازگار،انعطاف پذیر و روادارانه بیابد.

پاورقی ها:

ژئوپلیتیک:علمی که درباره ی اوضاع جغرافیایی و سیاسی کشورها و ویژگی های ارضی و سوق الجیشی آن ها بحث می کند.
تیشتر:در منابع رزتشتی،ایزد باران دانسته شده است که هر سال پس از چیرگی بر اپوش(دیو خشکسالی) مخزن باران در دریای فراخکرد را می گشاید.
کیومرث:نام نخستین نمونه انسان در جهان شناسی اساطیری مزدیسنیان و نخستین شاه در شاهنامه است.
گاو یکتا آفریده:نخستین حیوان جهان،گاو سفید رنگ یکتا آفریده بود.بر پایه روایت زرتشتی،اهریمن این گاو را کشت و نطفه اش به ماه رفت،هنگامی که این نطفه کاملا پاک شد،گونه های فراوانی از حیوانات از آن پدید آمدند،همچنین آن بخش از نطفه که بر زمین ریخن مایه رستن گیاهان متعدد شد.این گاو بر کرانه وه دئیتی(وه رود) می زیست که از دریای فراخکرد به خاور روان بود.
اهون ویریه:مهم ترین و مشهورترین نیایش مزدا پرستان است که از نخستین واژه های آن گرفته شده است.این نیایش در سراسر اوستا پیوسته تکرار می شود و همواره بر سر زبان پیروان دین مزداست.
اشه:در دین زرتشتی اشه مفهوم گسترده ای دارد به قولی چکیده دین زرتشت است.اشه به معنی راستی و درستی است اما معنی ژرف تر آن قانون ازلی و ابدی اهورا مزدا است که بر بنیاد آن هر کنشی،واکنشی را در بر دارد و هر کار نیک یا بدی پاداش خود را در پی دراد.به گونه نظم موجود در طبیعت که بن مایه راستی دارد را اشه می گویند.
خشثره:نخستین آفریده اهورا مزدا و یکی از بزرگترین ایزدان مزدیسناست.در عالم روحانی نماد اندیشه نیک،خرد و توانایی خدواند است.



منابع:

1-حافظ نیا،محمدرضا،اصول و مفاهیم ژئوپلیتیک،مشهد،پاپلی،1385
2-دوست خواه،جلیل،کهن ترین سرودها و متن های ایرانی،تهران،1370
3-ثاقب فر،مرتضی،تاریخ هخامنشیان،تهران،ققنوس،1384
4-علیخانی،بابک،بررسی لطایف عرفانی در نصوص عقیق اوستایی،تهران،هرمس،1379


شناسنامه نشریه