اندیشه سیاسی ایرانشهری به چه معناست؟

نویسنده : روح اله اسلامی شعبجره
چکیده : منظور از شاخص های ایرانشهری همان مولفه هایی است که از منابع اصلی اندیشه ایرانی از خرد مزدایی تا شیعی تداوم داشته است و عناصر اصلی اندیشه ایرانشهری به حساب می‏آیند که در زیر به صورت مختصر و سریع تحلیل می‏گردد.
منظور از شاخص های ایرانشهری همان مولفه هایی است که از منابع اصلی اندیشه ایرانی از خرد مزدایی تا شیعی تداوم داشته است و عناصر اصلی اندیشه ایرانشهری به حساب می‏آیند که در زیر به صورت مختصر و سریع تحلیل می‏گردد.
آرمان گرایی: ایرانیان دارای نظام فلسفه معناگرای آرمانی هستند. در این نظام که تجمیع امشاسبندان است جهان آنگونه که در روایت پوزیتیویستی تفسیر می‏گردد مورد نقد قرار می‏گیرد. عالم خلق شده توسط وجودی مقدس است که دارای غایت می‏باشد. به یک معنا جهان پدیداری آرمانی از نوع خرد مزدایی دارد و ماهیت و محتوای مادی توسط اهورامزدای برتر جهت دهی می‏گردد. راستی، وفای به عهد، آبادانی و مهر از آرمان های غیر قابل نقض ایرانیان است که در اوستا بر آنها تاکید شده است.
فلسفه تاریخ و جغرافیای قدسی: آرمان گرایی روایتی شکل می‏دهد که در آن خدایان نیک به رهبری اهورامزدا و خدایان شر به رهبری اهریمن رو در روی یکدیگر قرار می‏گیرند. با خلق کیومرث و شروع شدن تاریخ اسطوره ای انسان اختیار محض دارد که جبهه خیر یا شر را انتخاب کند و هر گونه پیروزی خشکسالی، دشمن یا دروغ نشان دهنده ضعف تلاش انسان ها به حساب می‏آید. ایران مرکز عالم است و ایران ویچ دارای فلسفه و تاریخی است که برآمده اساطیر و روایت های قدسی است. بار متافیزیکی زمان تاریخی و مکان جغرافیایی ایران را خاص ساخته است تا از ابتدای آفرینش تا ظهور سوشیانس را ترسیم نماید.
تداوم ایرانشهری: ایران به معنای سرزمین نیکی ها، خوبی ها و پاک نهادها تداومی به اندازه تاریخ تمدن بشر دارد. همه عناصر اندیشه ایرانشهری از واژه ایران گرفته تا شاخص های ماهوی و ظاهری آن در تاریخ تداوم داشته است. انسان آرمانی، ارض ملکوت، انتظار، هستی شناسی اندوهبار، متافیزیک اشراقی در تاریخ ایران همیشه وجود داشته است. این شاخص ها در خرد مزدایی سامان دهی می‏شوند و با آنکه چندین حمله ویرانگر در تاریخ به لحاظ نظامی و سیاسی ایران را از شکل می‏اندازد اما فرهنگ و اندیشه ایرانی در خرد شیعی، اشراقی، باطنی و ... تداوم پیدا می‏کند.
فرهمندی: کاملا طبیعی است که از تاریخ، فلسفه، جغرافیا و روایت قدسی متافیزیکی آنچه برای هرم حاکمیت تجویز می‏گردد انسانی کامل است که به نیروی خرد و توانمندی و بر اثر کارآمدی و تایید الهی سرنوشت جامعه را به دست می‏گیرد. در اندیشه ایرانی به چنین کارگزار حکومتی انسان فرهنمند می‏گویند. فردی که نژاد، تبار، تربیت و تایید الاهی و مردمی را دارد و سعادت شهر به او گره خورده است. اندیشه ایرانی همیشه در تمام طول تاریخ خردی کیهانی داشته است که در آن ولی، امام، شاهنشاه، سلطان یا پادشاه بر مسند سیاست گذاری کلان جای داشته است.
چرخه عدالت: اساس حکمرانی ایرانی بر عدالت است. عدالت به معنای کنار هم قرار گرفتن شاخص هایی است که رابطه علت و معلولی با یکدیگر دارند. در نگاه محافظه کار و واقع گرای ایرانی هدف حکومت ایجاد امنیت و شکل دهی به دولتی قدرتمند است. این دولت تنها با داشتن ارتش نیرومند و منظم می‏تواند جان رعیت را حفظ نماید. سپاه و ارتش سامان مند به خزانه سرشاری برمی‏گردد که از مالیات های مردم گرد آمده است. این مالیات ها به زمین های آباد، رونق تجارت و شکوفایی اقتصاد ربط دارد و همه به عدل سیسام قضایی و دادستایی رعیت بازخواهد گشت. این چرخه دارای تکنیک های جزئی در امر سیاسی و اجرایی است که در رساله های اندرزنامه نویسی تحلیل شده است.
نظام خویشکاری: جامعه یکجانشین و تولید کننده ایرانی برای اینکه بتواند روال، رویه و قواعد یکسان سیستمی در جامعه ایجاد کند. در این نظام طبقات مختلف دربار، وزیران، سفیران، قضات، خزانه داران به عنوان کارگزاران حکومتی وجود دارد. همینطور مغان و دبیران و طبقات صنعت کار، تاجر و دهقان نیز در جای خود کارویژه تخصصی داشتند. امکان تحرک طبقاتی اندک بود و به خصوص لایه های سیاسی و عادی از یکدیگر جدا بودند. این خویشکاری کارآمدی اجتماعی را شکل می‏داد و نظام تربیت نظری و عملی را خودجوش تداوم می‏بخشید.
تکنیک های عقل معاش: در اندیشه ایرانشهری علاوه بر وجوه متافیزیکی و صورت های معرفت آرمانی امور معاش و توجه به امر روزمره بسیار تاکید شده است. هدف اصلی آبادانی دنیا و ساختن شرایطی است که قلعه، قنات، نظامیه، مسجد، راه، کاروانسرا، ... برپا باشند. بر همین اساس ایرانیان در اندرزنامه ها متون کاربردی و اجرایی و فنون و تکنیک های واقع گرای پیچیده ای طراحی کرده اند تا ایران کشوری آباد گردد. این عقلانیت سر در آسمان ها ندارد بلکه زمین را می‏نگرد و راجع به مالیات ستانی، خزانه گردانی، برقراری امنیت، سیستم اطلاعاتی و جاسوسی، نظام جنگ، تشریفات حکومتی ... فنون جایگاهی دارد.
همراهی دین و دولت: گزاره مبنایی همزادی دین و دولت جز شاخص های اصلی اندیشه ایرانشهری که در عین بدیهی بودن در اجرا سطح پیچیده ای دارد. در اندیشه ایرانی دین و دولت یکدیگر را حمایت می‏کنند به گونه ای که دینداران بدون حمایت دولت نمی‏توانند شایست و ناشایست را تشخیص دهند و از سوی دیگر حکمرانی بر مردم بی اعتقاد و بی دین امکان پذیر نیست. علاوه بر این گزاره های شرطی اصل اندیشه ایرانی چنین است که دولت بر دین برتری دارد و هسته سیاست چنان مغناطیسی دارد که هیچ دستگاه معرفتی نمی‏تواند از آن بالاتر برود.
اشه و سلسله مراتب: هدف غایی اندیشه ایرانی شکل دهی به جامعه اشه مند است یعنی جامعه ای که در آن فضیلت، سعادت و اخلاق وجود دارد و هر چیز در جای خود است. اشون بودن معنایی خیالی و توهمی نیست بلکه همنوایی با طبیعت یا همان اندیشه اشراقی است که از عهد زرتشت تا سهروردی طراحی گردیده است. فردوسی به عنوان یکی از حکیمان سیاسی اندیشه ایرانشهری با تاکید بر شاهنشاه فرهمند، چرخه عدالت و نظام خویشکاری، اشه از دست رفته روزگار باستان را آرزو می‏کند. اشه با تشریفات، ادب، حفظ جایگاه ها و سلسله مراتب ارتباط دارد و هر گونه عوام گرایی و خارج سازی غیرتخصصی امور سیاسی از جریان عادی نوعی بحران محسوب می‏گردد.
شاخص های اندیشه سیاسی ایرانشهری
شاخص های ایرانشهری تعریف و کاربرد
آرمان گرایی تفسیر معنوی و آرمانی از هستی داشتن و رویکرد متافیزیکی به تاریخ
فلسفه تاریخ و جغرافیای قدسی دیالکتیک تاریخی خیر و شر و انتظار ظهور منجی در پایان تاریخ
تداوم ایرانشهری فرهنگ ایرانی از خرد مزدایی تا خرد شیعی تداوم داشته است
فرهمندی پدیدار سیاسی ایرانیان در مورد مشروعیت حکمران
چرخه عدالت وابستگی قدرت به سپاه، به خزانه، به رعیت و به دادگری و مولفه های عینی کارکردی آنها
نظام خویشکاری تقسیم مشاغل و اصناف و نظام کاستی طبقاتی
تکنیک های عقل معاش یکجانشینی و داشتن عقلانیت معاش جهت آبادانی دنیا
همراهی دین و دولت نزدیکی شاه و مغان به یکدیگر و مشروعیت مذهبی حکومت
اشه و سلسله مراتب پادشاه فرهمند و مشروعیت سلسله مراتبی جهت ایجاد نظم اشون

شناسنامه نشریه