رویکرد سازنده گرایی در مدارس

نویسنده : فریبا قلعه نوی(ورودی ۱۳۹۶ روانشناسی تربیتی)
کلمات کلیدی : سازنده گرایی
چکیده : سازنده گرایی از نظریه های جدید و منحصر به فرد یادگیری می باشد. سازنده گرایی از نظر فلسفی در نقطه مقابل رفتارگرایی و شناخت گرایی قراردارد که هر دو دارای زیر بناهای فلسفی عینیت گرایی هستند. عینیت گرا ها معتقدند که واقعیت، خارج از ذهن وجود حقیقی دارد و هدف آموزش، انتقال ساختار این واقعیت به ذهن فراگیر است. در مقابل، فلسفه زیر بنایی سازنده گرایی، نسبیت گرایی است. بر طبق این فلسفه، واقعیت روانشناختی و اجتماعی ساخته می شوند و اینکه افراد مختلف آن را به شیوه ای متفاوت می سازند. در حقیقت نسبیت گرایان، به بود یا نبود واقعیت هستی خارج از ذهن کاری ندارد (نه آن را نفی می کنند و نه اثبات( بلکه واقعیت روانشناختی را برداشت انسان از محیط می دانند. سازندگی یک رویکرد در روانشناسی یادگیری است که براساس کار پیاژه وویگوتسکی است که از یک شکل انتقالی ازمعلم محوری به فراگیر محوری حمایت میکند. تئوری سازندگی عقیده دارد که یادگیری رشد است وجذب، انطباق وساختن، فرایندهای عملگرپایه در یادگیری هستند.
سازنده گرایی از نظریه های جدید و منحصر به فرد یادگیری می باشد. سازنده گرایی از نظر فلسفی در نقطه مقابل رفتارگرایی و شناخت گرایی قراردارد که هر دو دارای زیر بناهای فلسفی عینیت گرایی هستند. عینیت گرا ها معتقدند که واقعیت، خارج از ذهن وجود حقیقی دارد و هدف آموزش، انتقال ساختار این واقعیت به ذهن فراگیر است. در مقابل، فلسفه زیر بنایی سازنده گرایی، نسبیت گرایی است. بر طبق این فلسفه، واقعیت روانشناختی و اجتماعی ساخته می شوند و اینکه افراد مختلف آن را به شیوه ای متفاوت می سازند. در حقیقت نسبیت گرایان، به بود یا نبود واقعیت هستی خارج از ذهن کاری ندارد (نه آن را نفی می کنند و نه اثبات( بلکه واقعیت روانشناختی را برداشت انسان از محیط می دانند. سازندگی یک رویکرد در روانشناسی یادگیری است که براساس کار پیاژه وویگوتسکی است که از یک شکل انتقالی ازمعلم محوری به فراگیر محوری حمایت میکند. تئوری سازندگی عقیده دارد که یادگیری رشد است وجذب، انطباق وساختن، فرایندهای عملگرپایه در یادگیری هستند.
در سازنده گرایی ، فرد مرکز فرایند اجتماعی است که تمرکز آن بریادگیری به جای تدریس است. تئوری بیان می کند که روش های متفاوت برای فهمیدن دانش است، واقعیت توسط یک فرد ایجاد می شود ودانش از تفاسیر شخصی از تعامل باجهان ایجاد می شود. در نگرش سازندگی یادگیری فرایند فعال ادراک حاصل از تجربه است وبسیار تحت تاثیر معرفت قبلی قرار دارد و درنتیجه در هر موقعیت تدریس یادگیری سطح اشتراک معلم ودانش آموز میزان وکیفیت یادگیری را تعیین می کند. در سازندگی یادگیری حاصل تعامل وتعبیر وتفسیر خود فرد است. بنابراین به معلمان توصیه می شود فراگیران را در مباحثه استدلالی که عمل تعامل وتعبیر وتفسیر را تسهیل میکند درگیر سازند.
سازنده گرایی بیان می کند که فراگیر باید در محیط یادگیری فعال باشد. مهارت های اجتماعی وبین فردی را در خود ایجاد کند. از یادگیری لذت برد، از محتوای آموخته شده درک داشته باشد ویاد بگیرد که به شیوه موثر فکرکند. دانستن چگونه فکر کردن، تصمیم گیری فرد را در موارد دنیای واقعی افزایش می دهد و باعث ایجاد مهارت های اجتماعی وبین فردی می شود. در چشم انداز سازندگی، معلمان نیاز دارند که یادگیری فعال را تسهیل کنند وبا فراگیران تعامل اجتماعی داشته باشند.
از نظریه های معروف سازنده گرایی می توان به سازنده گرایی روانشناختی پیاژه ، سازنده گرایی اجتماعی ویگوتسکی و سازنده گرایی رادیکال اشاره کرد. با این حال "سازنده گرایی اجتماعی، شناخته شده ترین و پذیرفته ترین نوع سازنده گرایی است".(معتمدی برآبادی، نوروز زاده، 1396)
آسیب شناسی وضع موجود یادگیری آموزشگاهی در مدارس
با توجه به مبانی نظری مطرح شده از نظریه یادگیری سازنده گرایی، می توان گفت که به تازگی برخی از مدارس در تکاپو و تلاش هستند تا خود را در راستای سازنده گرایی قرار دهند. برخی مدارس نوپدید مانند مدارس طبیعت، منحصرا در جهت یادگیری سازنده گرایی تاسیس شده اند. تعداد این مدارس رو به افزایش است اما هنوز با توجه به حجم بالای دانش اموزان در سطح کشور، تعداد این مدارس بسیار محدود است. اما نکته مهمی که وجود دارد ما درون یک شبکه در هم تنیده از نظام اموزشی هستیم که موسسین و دست اندرکاران آن، کسانی هستند که با نظام اموزشی تربیت شده اند که صرفا تاکید بر حفظ اطلاعات و به خاطر سپاری آنها بود. تصور اشتباهی که هنوز هم در مدارس بسیاری شاهد آن هستیم. در این خصوص باید به سه منبع اصلی توجه کرد.
1-صاحبان قدرت و مسئولین نظام آموزشی
2-طراحان محتوای درسی
3-معلمان و مربیان
اگر به این سه منبع نیک بنگریم خواهیم دید سیستم به گونه ای طراحی شده که تمام این سه منبع در راستای یادگیری رفتاری و تا حدودی شناختی ( صرفا به خاطر سپردن و پیاده سازی تمام آموخته ها یه صورت طوطی وار) حرکت می کنند. اگر قرار به تغییر در کم و کیف یادگیری باشد باید در هر سه این منابع تغییر اساسی و بنیادی صورت گیرد. نظام اموزشی در حال حاضر، یک نگاه از بالا به پایین دارد که باید یکسری محتوای آموزشی توسط معلم به شاگرد آموزش و منتقل داده شود. دانش آموز هم وظیفه دارد این محتوا را دریافت و به حافظه بسپارد و در ارزشیابی نهایی بر روی کاغذ پیاده نماید. این فرایند آموزشی کاملا عاری از رنگ و بوی سازندگی است. البته منکر این موضوع نخواهیم بود که در برخی مدارس تلاش های ارزشمندی در جهت یادگیری سازنده گرایی و فعال بودن دانش آموزان در امر یادگیری صورت می گیرد اما بسیار محدود و در برخی مدارس صورت می گیرد. گام ارزشمندی که در این راستا برداشته شده مدارس طبیعت هستند که در آن، خود کودک مسئول یادگیری خویش است و محیط هم در این جهت کمک رسان مناسبی برای یادگیری و کشف و سازندگی است.
اگر بخواهیم به صورت موردی، نقاط ضعف سیستم موجود را بیان کنیم میتوان گفت که:
1-نگاه از بالا به پایین و یک طرفه در یادگیری
2-تاکید صرف بر روش سخنرانی در تدریس معلمان
3-کمبود چالش های محیطی بر سر راه فراگیران
4-تاکید صرف بر ارزشیابی ملاکی
5-عدم استفاده از تاثیر همسالان در یادگیری
6-قائل شدن نقش منفعل برای فراگیران
7-محدود بودن فراگیران برای طرح سوال
8-ترس فراگیران از مواجهه با ابهام
9-اعتقاد صرف بر دانش خود معلم و اینکه هر انچه معلم بگوید صحیح است و جز این نیست.
10-تاکید بر حفظ مطالب موجود و نه یادگیری چگونه آموختن
11-تعاملات پایین بین معلم و فراگیران و یا بین فراگیران
12-بی توجهی معلم به سوالات چالشی فراگیران
13- وجود معلمانی که هنوز آشنایی با سازنده گرایی در یادگیری ندارند.
14-کتابهای درسی که اهمیت چندانی برای تفکرو تامل و ابهام قائل نیست.
15-تکالیف معلم از کیفیت لازم جهت بر هم زدن ساخت شناختی دانش آموزان برخوردار نیست.

توصیه به مدیران جهت بهبود یادگیری با رویکرد سازنده گرایی
1-تغییر چیدمان صندلی های کلاسی به صورت دایره ای یا در قالب گروه های 4 نفره
2-الزام معلمان به استفاده از محیط های طبیعی در تدریس به صورت برنامه ثابت در هر کلاس
3-برگزاری کارگاه های اموزشی برای معلمان و استفاده از تجارب مربیان مدارس طبعیت
4-اردوهای علمی با حضور والدین ، فراگیران و مربیان به صورت یک یا دوبار در ماه
5-برگزاری کلاس های رفع اشکال توسط دانش اموزان قوی تر برای هم کلاسی ها
6-نظارت هر چه بیشت بر کمیت و کیفیت تکالیف ارائه شده توسط معلمان
7-توجیه معلمان در خصوص آزادگذاری دانش آموزان و خودگویی هایشان به هنگام انجام تکالیف
8-کاهش تعداد دانش آموزان در کلاس های پر جمعیت
9-انتخاب معلمانی هر چه شایسته تر به لحاظ دانش تخصصی و تجربه کاری در خصوص یادگیری سازنده گرایی
10-برگزاری جلسات ماهیانه برای معلمان و بازگویی تجارب آنها در خصوص یادگیری سازنده گرایی( بیان راهکارها، تجارب خاص و ..)
11-قدرت و اختیار دادن به دانش آموزان رای رسیدن به فهم خودشان
12-الزام و اموزش معلمان برای تربیت دانش آموزانی که جستجوگر باشند نه تقلید کننده
13-الزام معلمان به کاربرد ارزشیابی تکوینی به جای ارزشیابی تراکمی و دوری از ارزشیابی ملاکی صرف
14-ایجاد فرصتهایی برای بحث و گفتگوهای علمی و مناظره علمی بین دانش اموزان در مدرسه
15- الزام و آموزش معلمان در تلاش برای تغییر نقش فراگیران از مصرف کننده دانش به سازنده و ناخدای دانش
16-برگزاری دوره های پرورش تفکر نقاد و خلاق برای معلمان، والدین و دانش آموزان به طور جداگانه در مدرسه
17- حمایت مادی و معنوی از دانش اموزان مبتکر و خلاق
18-کمک به گسترش یادگیری در فراگیران در محیط هایی به جز مدرسه مانند خانه و اجتماع از طریق هاهنگی با والدین
19-الزام و آموزش معلمان در بکاربردن محیط های یادگیری پیچیده
20-الزام و اموزش معلمان در خصوص اهمیت و کاربرد مذاکره اجتماعی در کلاس درس

منابع
-سیف، علی اکبر( 1386). روانشناسی پرورشی نوین. تهران: نشر دوران
-معتمدی برآبادی، حوا؛ نوروز زاده، رضا(1396). بررسی نظریه های یادگیری و کاربرد آنها در آموزش، مطالعات روانشناسی و علوم تربیتی، (26)3، 97-83

شناسنامه نشریه