آسیب شناسی آموزش و پرورش با تاکید بر دوره متوسطه

نویسنده : مجتبی دهدار
کلمات کلیدی : آسیب شناسی
چکیده : مدارس نمی توانند دانش آموزان را برای زندگی اجتماعی آماده کنند مگر اینکه عملا در درون خود شرایط زندگی اجتماعی را فراهم کنند. این در شرایطی است که مدارس ما مدارس زندگی نیستند.
با توجه به تحولات گسترده در امر تعلیم و تربیت در دنیای امروزه نیاز شدیدی به ایجاد تغییرات بنیادی در آموزش و پرورش بیمار ما احساس می شود و شاید این سوال پیش آید که ما حرکت به سوی تغییر و تحول را با سند تحول بنیادین و برنامه درسی ملی آغاز کرده ایم و تغییراتی ظاهری در پوسته و بدنه آموزش و پرورش را هم شاهد بوده ایم از جمله : تغییر سیستم آموزشی به نظام ( 3-3-6) و تغییر کتب درسی و ..... حال این پرسش وجود دارد چرا با وجود این چنین تغییراتی نظام آموزش و پرورش ما کارایی لازم را ندارد ؟ چرا بی انگیزگی شدیدی در بین دانش آموزان وجود دارد؟ چرا نظام آموزشی ما نمی تواند به طور موثر در بحث آسیب های اجتماعی مداخله کند و نقش موثر و مفیدی را ایفا کند ؟ چرا دانش آموزان ما نسبت به کتب درسی و فضای مدارس بی علاقه هستند ؟ این پرسش ها و صد
اولین نگاه و انتقاد به مدارس و روح خسته مدارس ما بر می گردد. مدارس به عنوان مهمترین مکان نظام تعلیم و تربیت فاقد جذابیت و نشاط لازم برای دانش آموزان می باشد چرا که نوع معماری ، رنگ و نقوش بکار رفته در طراحی و رنگ آمیزی و همچنین نحوه چیدمان صندلی ها تاثیر بسزایی در روحیه دانش آموزان و ایجاد پویایی و نشاط را دارد که این مهم به شدت مورد غفلت قرار گرفته است و از دو جنبه قابل بحث می باشد : 1- از لحاظ کیفی همانطور که در بالا اشاره شد می توان با معماری نوین و مدرن به ساخت مدارس پرداخت و در طراحی و رنگ آمیزی از نقوش و رنگ هایی استفاده نمود که بیشترین شور و نشاط را در روحیه دانش اموز امروزی القا کند و همچنین در طراحی چیدمان صندلی های کلاس این نکته را مدنظر قرار دهیم که صمیمیت و مشارکت فعال را باعث شود و تعاملی پویا و دوسویه بین معلم و دانش آموزان و همچنین دانش اموزان با یکدیگر را باعث شود. 2- از لحاظ کمی : سرانه فضای آموزشی به ازای هر دانش آموز با توجه به روند رشد افزایشی دانش آموزان به درستی رعایت نشده است و با توجه به اضافه شدن پایه ششم در مدارس ابتدایی به شدت این کمبود فضا احساس می شود و در مدارس متوسطه هم با توجه به مقتضیات سنی دانش آموزان و وجود روحیه جستجوگری و فعالیت و تحرک زیاد این مورد به غفلت گرفته شده است. و با توجه به مجموعه این دلایل در مدارس ما شادابی های انسانی و روابط صمیمی و دوستانه بین معلمان و دانش آموزان وجود ندارد و مدارس در نگاه کلی فاقد روحیه شاداب ، امیدوار کننده و پرنشاط هستند.

معلمان:
علیرغم نحوه اموزش و تربیت معلمان و دبیران با شیوه های نوین باز هم در مدارس شاهد روش تدریس به شیوه سنتی و قدیمی هستیم و این گرایش در اکثریت معلمان دیده می شود که به سه دلیل عمده می باشد : 1- تجربه کم و عدم آگاهی و مهارت کافی در زمینه اجرای روش های نوین تدریس . 2- بی انگیزگی کلی حاکم بر اندیشه و نگاه معلمان ناشی از اختلاف زیاد شرایط مالی ، رفاهی ، اجتماعی و... خود با دیگر کارمندان در سطح جامعه که بعضا بر نحوه کارکرد و بازخورد کاری آنان تاثیر منفی گذاشته است. 3- نبود امکانات و شرایط لازم جهت استفاده و اجرای روش های نوین تدریس .
جان میلر : ما باید روح معلم را مورد توجه قرار دهیم زیرا در فرایند یاددهی – یادگیری مهمترین عامل اموزش سرزنده و پر احساس روحیه معلم است و روحیه دانش آموز هم منوط به روحیه معلم است زیرا جایی که روح در فعالیت است عامل نواوری و عشق است . در حالی که متاسفانه بعلل مختلف این روح کمتر در معلمان ما حاکم است .

دانش آموزان :
دانش آموزان در نظام اموزشی ما در حد یک مصرف کننده اطلاعات می باشند که به صورت منفعلانه عمل کرده و اطلاعات و آگاهی ها را در ذهن خود انباشته و فقط در موقع ارزشیابی از آن استفاده و به باد فراموشی می سپارند و چون گسست عمیقی بین آموزه های نظام تعلیم و تربیت و زندگی واقعی دانش اموز وجود دارد عملا شاهد کاربرد آن در زندگی نیستیم و چون برخاسته از نیاز واقعی دانش آموزان امروزی نمی باشد و برای آنها جذابیت و کاربرد لازم را ندارد لذا در یادگیری شاهد پردازش عمیق اطلاعات و مهارتهای حل مساله ، تفکر انتقادی ، تحلیل و دیگر موارد آموزش های روز دنیا نیستیم و در مجموع به این نکته واقف هستیم که نظام های آموزشی پیشرفته و توسعه یافته دنیا به دنبال تربیت شهروند و مهارت آموزی ( مهارتهای : اجتماعی ، شهروندی ، رسانه ای ، ارتباطی و ...) می باشند لذا ما هم در نگاه اول باید به تربیت یک شهروند آگاه و با مهارتهای لازم برای زندگی در سطح جامعه ملی ، محلی باشیم و در نگاه بعدی تربیت شهروندی جهانی که بتواند همگام با تحولات دنیای مدرن مهارت و توانایی لازم برای زیست در جهان و جامعه ای غیر از ایران را داشته باشد.
آزمایشگاه ها و کارگاه های مدارس:
با توجه به تغییرات کتابهای درسی و جنبه عملی پیدا کردن مفاهیم کتاب و توجه به این مهم که انجام آزمایشات و مباحث کتب درسی به صورت عملی و نمایشی توسط دانش آموز موجب یادگیری عمیق و پایدار خواهد شد باید آزمایشگاهها و کارگاههای مدارس از امکانات و تجهیزات لازم و کافی با توجه تراکم جمعیتی مدارس برخوردار باشد تا دانش آموزان با اسودگی خاطر مبادرت به انجام آزمایشات و کارهای عملی لازم بپردازند تا ارتباط و نزدیکی بیشتر و عمیق تری با اموزه های کتاب برقرار کنند که خود موجب یادگیری عمیق و پایدار خواهد شد به دلیل اینکه دانش آموز با دست ورزی و کار عملی خود دست به کشف و یادگیری زده است و خود شاهد ماجرا بوده است. ولی متاسفانه مکان های نامبرده در مدارس ما به انبار تجهیزات فرسوده مدارس تبدیل شده است و انگیزه و مهارت لازم هم در معلمان و دبیران ما وجود ندارد و جود و فعال بودن چنین مکان هایی در مدارس موجب تقویت مهارتهای عملی دانش آموزان هم خواهد شد و باعث تنوع در روند اموزش می شود.
کتابخانه مدارس :
سرانه پایین مطالعه در کشور ما نشان از بی اهمیتی به کتاب و فرهنگ کتابخوانی در سطح جامعه اعم از خانواده و مدارس و دیگر نهاد های مرتبط با این امر می باشد و مدارس برای تقویت و نهادینه کردن این مقوله تاثیر بسزایی می توانند داشته باشند و وقتی این روحیه و توان در وجود معلم ما تقویت بشود و با اطلاعات و آگاهی به روز شده در کلاس درس حضور پیدا کند و اینکه معلم نقش الگو برای دانش اموز دارد لذا می تواند این مهارت و علاقه را در دانش آموزان تقویت کند و خود مدرسه هم با برگزاری جشنواره کتابخوانی در مدارس و در اختیار گذاشتن رایگان کتاب به دانش اموزان به تقویت فرهنگ کتاب و کتابخوانی بپردازند و کتاب های غیر درسی بخشی از برنامه روزانه دانش آموزان قرار بگیرد و در متن اصلی برنامه و کارهای مدارس قرار داشته باشد تا برای دانش آموز اهمیت پیدا کند و کم کم علاقه مندی به این مهم پیدا کند و کتابخانه در مدارس فقط در حد یک اسم نباشد و در زندگی و برنامه دانش آموز جاری و ساری باشد و این تحقق پیدا نمی کند مگر با همت والدین ، مدارس و جامعه و تغییر نگرش کلی نسبت به این موضوع تا روزی کتاب تبدیل به کالایی مهم ، کاربردی و ارزشمند و همچنین ضروری در زندگی ما تبدیل شود چرا که کتاب سرمایه فرهنگی بسیار مهمی می باشد و باید در سبد خانوار جایگاه داشته باشد.
بنابراین باتوجه به تمام موارد ذکر شده برای عبور از از دریای متلاطم امروز و رسیدن به ساحل دلپذیر تعلیم و تربیت راهی جز جایگزینی نظام آموزشی مبتنی بر تفکر انتقادی و خلاق که مهارت ذهنی و عملی ارمغان آن است وجود ندارد و به طوری که اسیتوارد (1991) می گوید : در هیچ زمانی اهمیت قدرت مغز و اندیشه به اندازه امروز نبوده است . لذا نیاز به یک جراحی بزرگ در نظام آموزشی احساس می شود و یک تغییر نگرش عمیق و کلی در وزارت آموزش و پرورش چراکه آموزش زیر بنای توسعه پایدار هر کشور می باشد و این تغییرات و پیشرفت باید از نظام تعلیم و تربیت و مدارس ما آغاز شود و شاهد پویایی ، نشاط ، شادابی و پیشرفت در این حوزه باشیم.

شناسنامه نشریه