به بهانه یک تغیــــــــــیر

نویسنده : ابوالفضل عباسی(ورودی ۱۳۹۵ اقتصاد انرژی)
چکیده : نگاهی دوباره به اصـــــــل و جهــــــــت تغییرات
شنیدن خبر تغییرات در نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، بهانه‌ای شد تا دوباره نگاهی به راهی که دانشگاه در کشور ما از ابتدا تا به حال طی نموده است بیندازم و به نقش بازیگران اصلی، علی الخصوص اصلی‌ترین آن، یعنی نهاد رهبری بپردازم. بررسی سیر تطور نهاد دانشگاه در ایران امری است حاجتمند به وقت و فرصت زیاد، اما به طور کلی سیر دگرسانی دانشگاه در ایران به چهار دوره تقسیم می شود.
1) در دوره اول سعی بر تولید دانش بر محوریت آموزش بود. این دوره را دوره آموزش محوری نهاد دانشگاه در ایران می‌نامند و از شاخص‌های آن نمره‌محوری و شیوه‌ی آموزش بر اساس استاد و کلاس است.
2) دوره دوم بر محوریت پژوهش چرخید و شاخص‌هایی چون تعداد مقالات مورد توجه قرار گرفت. محوریت آموزش بر اساس تخصصی‌تر شدن دروس و آزمایشگاه و پژوهش قرار گرفت.
3) در دوره سوم خواستیم که دانشگاه کارآفرین باشیم و انسان‌هایی خلاق و پیشرو تولید کنیم، اما نشد و هر چه توانستیم فارغ‌التحصیل بیکار وارد جامعه کردیم. عده ‌ای گفته‌اند عدم توفیق ما ناشی از بحران هویت شدید ما، مخصوصاً در بخش دانشگاهی و هم‌چنین غربی بودن اصالت نهاد دانشگاه در ایران بوده است که نتوانسته با معیارهای بومی و زیستی ما تطابق پیدا کند.
4) حالا هم داریم بر سر دوره چهارم سیر دگرگونی دانشگاه بحث می‌کنیم و با خود درگیریم که دانشگاه نسل چهارم باید چه دانشگاهی باشد؟ عدّه‌ای دانشگاه نسل چهارم را دانشگاه سیاستی (و نه دانشگاه سیاسی یا سیاست زده) دانسته‌اند و خواسته‌اند که دانشگاه فراتر از نگاه حاکمیت بر جامعه نگاه کند و با رویکرد نقّادانه برای دولت‌ها سیاست‌گذاری نماید. عدّه‌ای هم دانشگاه نسل چهار را دانشگاهی اجتماعی دانسته‌اند که مسائل خود را برای پرداخت دانش‌گونه، از عین به ذهن می‌آورد و به دنبال راه حل برای دردها و آلام جامعه است. این عده دانشگاه را بخشی از جامعه و نه پادوی دولت و جناح‌های سیاسی دانسته و بیان می‌کنند اگر دانشگاه چنین دانشگاهی باشد، این دولت‌ها هستند که به سراغ ایشان می‌آیند.
هر چه باشد غرض این نوشتار، صرفاً طرح چند سئوال از نقش یکی از مهم‌ترین نهادهای دانشگاهی که بهره‌مند از زیرساخت‌های نرم‌افزاری لازم به منظور تحول نهاد دانشگاه به سمت نسل بعدی، در بستر فرهنگ ایرانی و اسلامی، است. گزینش فردی جوان، از جرگه‌ی روحانیت دانشگاهی که سابقه‌ی کاری خوبی در مسئولیت‌های مختلف دانشگاهی دارد، همگی نشان از هدف گزینشگر برای تغییر شاخص‌های دانشگاه امروز ما (که هنوز رنگ و بوی نسل اول و دوم را دارد) به سمت الگوی مطلوب یک دانشگاه شایسته است. سند دانشگاه اسلامی به عنوان یک سند بالادستی که اصلی ترین بیان‌نامه از تحول در دانشگاه‌هاست، بر اساس نیازهای امروز جامعه مبتی بر اصولی است که همگی منجر به ایجاد دانشگاهی اجتماعی و سیاستی و در یک کلام دانشگاه اسلامی خواهد شد. برخی از اصول حاکم بر این سند عبارتند از: «داشتن پیوند با واقعیت های جامعه و توجه به جنبه های علمی و کاربردی اندیشه های نظری»، « داشتن آگاهی از مسائل و مباحث فکری و اجتماعی در عرصه سیاسی جامعه و مشارکت در صحنه زندگی اجتماعی و ایفای نقش در آن» و «شناخت سنت ها و مفاهیم اخلاقی، ارزشی و فرهنگی جامعه». در این سند دانشگاه اسلامی دانشگاهی تعریف می‌شود که در آن «افراد در پرتو معارف اسلامی با احساس تعهد و مسئولیت نسبت به رشد و تعالی جامعه و تحقق اهداف و ارزشهای اسلامی در فعالیتهای اجتماعی مشارکت می جویند». طرح چند سئوال و نکته در این زمینه، شاید راهگشا باشد:
مطابق سند دانشگاه اسلامی، در زمینه جذب اساتید، نظر به حضور نمایندگانی از نهاد رهبری در هیئات جذبِ وزارت‌خانه‌های آموزشی، آیا درسالیان گذشته جذب هیئت علمی بر اساس «گزینش استادان شایسته از نظر علم، ایمان،‌ تقوا،‌ تعهد و آگاهی و پایبندی به مبانی و آرمانهای نظام جمهوری اسلامی ایران» صورت گرفته است؟ آیا روند گذشته‌ی جذب هیئت علمی که دانشگاه را در اختیار یک جناح خاص سیاسی قرار می‌داد و شاخص‌های جناحی افراد، بعضاً بر شاخص‌های علمی و تعهد آنان مقدم بود، اصلاح گردیده است؟ آیا نهاد رهبری، بر اساس وظیفه اساس‌نامه‌ای خود که «حمایت از نیروهای متخصص و متعهد در دانشگاه» می‌باشد، از بازنشسته کردن و کنار گذاشتن اساتید تأثیرگذار و متعهد دانشگاه، توسط بخش تمامیت‌خواه و جناحی آن جلوگیری نموده است؟
در زمینه ارتباط با تشکل‌های دانشجویی، مطابق اساسنامه نهاد رهبری و سند اسلامی شدن دانشگاه و اصول حاکم بر دانشگاه اجتماعی، «حمایت و هدایت فکری تشکلهای دانشجوئی و دانشگاهی» از وظایف این مجموعه می‌باشد. آیا نهاد رهبری با ایجاد تشکل‌های موازی، خود را تبدیل به رقیب سایر تشکل‌ها نموده و یا به عنوان پدر معنوی مجموعه‌های دانشگاهی به فعال نمودن این تشکل‌ها که بستر تربیت انسان‌های متعهد و متخصص برای نقش‌آفرینی در آینده کشور هستند، پرداخته است؟ هم‌چنین با توجه به حضور نماینده نهاد در هیئت نظارت دانشگاه، آیا نهاد رهبری با هدف ترویج فعالیت‌های اجتماعی، به سمت گسترش مشارکت اجتماعی و عرصه‌سازی برای حضور دانشجویان در فعالیت‌های اجتماعی رفته و در مقابل کسانی که «نمی‌خواهند دانشگاه سیاسی باشد»، ایستادگی نموده است؟
بر اساس یک تخمین، در بهترین حالت، حجم فعالیت‌های دانشجویی، نزدیک به صدهزار نفر ساعت در سال، کم تر از حجم کلاس‌های معارف اسلامی در دانشگاه است. آیا این حجم از در اختیار قرار گرفتن وقت دانشجویان در کلاس درس، منجر به بهره‌مندی بیش‌تر آنان از معارف اسلامی و انقلابی گردیده است؟
«توجه به حفظ عفاف» از بندهای سند دانشگاه اسلامی و «بسط فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر» از بندهای اساسنامه نهاد رهبری است. آیا در سال‌های گذشته این مجموعه دانشگاه در این جهت حرکت نموده است؟
آیا نهاد رهبری، با در اختیار داشتن یکی از بزرگ‌ترین انحصارگران در بازار چاپ و توزیع کتاب، کمک به شکستن انحصار از طریق چاپ کتب دانشمندان متعهد دانشگاهی نموده است؟

شناسنامه نشریه