در دالانِ دندان قروچه!

نویسنده : سیاوش شهبازی
چکیده : آخرین باری که یک بازی فکری فیزیکی، یک سرگرمی رقابتی، یا یک بازی سخت و مشکل را به جمع خانواده برده و همه را گرفتار کردید، به خاطر بیاورید. آن لحظه را به خاطر بیاورید که در مرحله‌ای گیر کرده بودید و در خلال صحبت‌هایتان، گوشی را از جیب بیرون کشیده و از دیگران خواسته‌اید در حل مرحله‌ای سخت از یک گیم شما را کمک کنند. لحظات جذابی است، نه؟
آخرین باری که یک بازی فکری فیزیکی، یک سرگرمی رقابتی، یا یک بازی سخت و مشکل را به جمع خانواده برده و همه را گرفتار کردید، به خاطر بیاورید. آن لحظه را به خاطر بیاورید که در مرحله‌ای گیر کرده بودید و در خلال صحبت‌هایتان، گوشی را از جیب بیرون کشیده و از دیگران خواسته‌اید در حل مرحله‌ای سخت از یک گیم شما را کمک کنند. لحظات جذابی است، نه؟
حالا آخرین باری که آدامس شوخی دست دوستتان دادید و شاهد گزیده شدن ناخنش با فنر آن بودید، آخرین باری که اپلیکیشن لوس شبیه‌ساز شکستن ال.سی.دی را روی گوشی نصب کردید و دادید دست پدر یا مادر بی‌گناه از همه‌جا بی‌خبر تا اذیتشان کنید یا آن لحظه که الکی به مخاطب خاص خود پیام دادید «باشه، بای!» را به یاد بیاورید. با پارادوکس می‌توانید از این لحظات بسازید، نه سوسول‌بازی‌های پاراگراف اول!
صادقانه بگوییم، پارادوکس قیافه ندارد. ظاهری ساده، با گرافیک پیکسلی سیاه و سفید برای آن در نظر گرفته شده که هر که از دور ببیند، مانند خون‌آشامی که آب مقدس دیده، سگرمه‌هایش توی هم می‌رود. منوی آن به شدت ساده است و اگر خوشبینانه و دارک سولز-طوری به آن نگاه کنید، می‌توان قشنگ حس کرد که پا در دالان نمور و تنگ و تاریکی گذاشته‌اید که در هر سوراخش یک خطر کمین کرده تا بابای آدم را در بیاورد.
اما از شوخی گذشته، با اثری طرفیم که ساخته و پرداخته ذهن یک نفر است. تجربه هم نشان داده که وقتی پروژه‌ای توسط یک نفر ساخته می‌شود، می‌تواند در بعضی بخش‌ها خیلی خوب و در بعضی بخش‌ها متوسط یا حتی ضعیف باشد. اگر روی ظاهر آن چشم ببندیم (که متاسفانه انگار مخاطبان آن در کافه‌بازار این لطف را در حق این گیم روا نداشته‌اند) با گیم‌پلی خوبی روبه‌رو هستیم. کنترل‌ها پخته هستند و به موقع پاسخ می‌دهند که واقعا برای چنین گیمی حیاتی است و منطق خاص و عجیب و غریب‌کشی هم در این گیم جاریست.
ماجرای گیم‌پلی هم از این قرار است که در هر مرحله، یک صحنه‌ی تقسیم شده به دو نیمه روبهروی شما قرار می‌گیرد. نیمی سیاه و نیمی سفید. در هر طرف هم یک شخصیت وجود دارد که عملا مانند قرینه شخصیت روبه‌رویش عمل می‌کند. اگر می‌گویید از این سبک که زیاد هست، می‌گوییم «آفرین! چه نظر سازنده‌ای!» ما هم می‌دانیم از این نمونه‌ها فراوان است. ولی نمی‌توان گفت بازار این سبک اشباع شده است. چه بسا در بازار اشباع هم باز بعضی عناوین ارزش امتحان دارند.
در مسیر هرکدام از دو شخصیتی که می‌بینید، یک سری موانع و واکنش‌های خطرناک وجود دارد که با کوچک‌ترین خطایی جانشان را می‌گیرند. شما باید به نحوی دو کاراکتر را حرکت داده و به موقع از موانع رد کنید که هر دو سالم به مقصد برسند و در این راه، بر اساس کیفیت عملکرد، مهارت و سرعت، به شما امتیاز تعلق می‌گیرد.
مراحل بازی، که بدون هیچ اغراقی تا آنجا که نگارنده توانسته پیش برود، دمار از روزگارش درآورده‌اند، یک وجه تمایز با خیلی از عناوین موجود دارند. آن هم این است که مراحل پارادوکس، تنها آزمایش سرعت عمل شما نیست. بلکه هر مرحله – بعضی از مراحل به طرز ناجوانمردانه‌ای بیش‌تر – در اصل یک معمای منطقی هم هستند و هرچقدر هم سرعت به خرج بدهید و هرچقدر هم «رپ گاد» را روی ریپیت بگذارید، افاقه نخواهد کرد و بازنده خواهید بود. راز حل این مرحله‌ها، در کشف روابط منطقی بین موانع و حرکت شخصیت‌هاست و گاهی مثلا لازم است که حتی یکی از شخصیت‌ها را جا گذاشته، آن یکی را تا انتهای مرحله ببرید و سپس آن دیگری را حرکت بدهید!
واقعا توصیه می‌کنم نسخه رایگان این بازی را دانلود کنید و اگر خوشتان آمد، نسخه پولی و کامل آن را هم بخرید. دیدن قیافه سرسام گرفته دوست و آشنا در تلاش برای حل چالش‌های پارادوکس واقعا دیدن دارد.

امتیاز: 6.5 از 10
سیاوش شهبازی

شناسنامه نشریه