موراکامی در سرزمین عجایب!

نویسنده : رضا قرالو
چکیده : مموراندا یک محصول برای ترکیب ادبیات و بازی است

مموراندا از آن دسته بازی‌هاست که جمله‌ی «همه چیزش به همه چیزش می‌آید» حسابی به تنش نشسته است! البته نباید قصه را از زاویه‌ی دید منفی نگاه بکنیم. قضیه این است که مموراندا یک پکیج کامل از چیزی است که باید باشد؛ یک محصول که گویی از ابتدا قرار بوده همین باشد و همین‌طور خلق شود و به‌غیر این، موجودیتش ناقص و بی‌در و پیکر می‌نمود. اما مموراندا چجور بازی‌ای است؟
مموراندا یک محصول برای ترکیب ادبیات و بازی است

مموراندا از آن دسته بازی‌هاست که جمله‌ی «همه چیزش به همه چیزش می‌آید» حسابی به تنش نشسته است! البته نباید قصه را از زاویه‌ی دید منفی نگاه بکنیم. قضیه این است که مموراندا یک پکیج کامل از چیزی است که باید باشد؛ یک محصول که گویی از ابتدا قرار بوده همین باشد و همین‌طور خلق شود و به‌غیر این، موجودیتش ناقص و بی‌در و پیکر می‌نمود. اما مموراندا چجور بازی‌ای است؟
میزوکی شخصیت اصلی بازی مموراندا هفده روز است که نخوابیده؛ چون یک ملوان یک چشم کوتاه قامت پیر سمج نمی‌گذارد که بخوابد! میزوکی در شهر راه می‌افتد و آدم‌ها و شخصیت‌های مختلفی را می‌بیند که مشکلات خودشان را دارند؛ فیلی که از سیرک فرار کرده و آرزویش این است که روی یک مبل راحتی پیپ بکشد! گربه‌ی آوازخوانی که ستاره‌ی اپرای شهر است، مردی که اسپاگتی می‌پزد و دانشمندی با سر پرنده که معجونی برای تبدیل کردن حیواناتی که سر حیوان و بدن انسانی دارند به انسان کامل و برعکسش را ساخته است. البته میزوکی به خاطر کم‌خوابی به سرش نزده و چرت و پرت نمی‌بیند و دنیایی هچل هفت و بی‌در و پیکر را تجربه نمی‌کند! او یکی از شخصیت‌های رمان‌های هاروکی موراکامی است! یکی از چندین شخصیت و موقعیت فراواقع‌گرایی (سوررئال) شهری عجیب که شاکله‌ی رمان‌های موراکامی در جای جای آن تنیده شده است. مموراندا، یک بازی در ستایش آثار موراکامی و دنیای مملو از فانتزی و رئالیسم جادویی اوست.
با این اوصاف باید بدانید که با چه‌جور بازی‌ای روبه‌رو هستید؛ یک بازی ماجرایی اشاره و کلیک با کلی شخصیت جالب و عجیب در دنیایی جادویی که البته از کاریکاتور فاصله‌ی زیادی دارد. آدم‌های قصه‌ی موراکامی، همان‌قدر که واقعی هستند، عجیب و غیرقابل توصیف‌اند. خود میزوکی، دختری که از همسرش جدا شده و نمی‌تواند بخوابد و توی شهر راه می‌افتد و با هدفی بدون هدف (!) معما حل می‌کند و به این و آن کمک می‌رساند، نمونه‌ی کاملی است از دنیایی که بازی با کمک شخصیت‌های داستان‌های موراکامی خلق کرده است.
طراحی هنری جذاب و شاد و رنگارنگ بازی (که البته رنگ‌ها از آن بیرون نمی‌زنند و یک جور فیلتر محو، رنگ‌های آن را برای ایجاد موقعیت کمی تا قسمتی افسرده‌ی حالات روحی میزوکی، تلطیف کرده) دنیای بازی را بیش از پیش به شاکله‌ی رمان‌های موراکامی نزدیک کرده است. البته اگر این رمان‌ها را خوانده باشید، با دیدن شخصیت‌ها، مکان‌ها، دیالوگ‌ها و موقعیت‌هایی که در جای جای بازی وجود دارند، علاوه بر لذت بردن از خود بازی، حسابی کیف خواهید کرد. با این حال، طراحی هنری و طراحی خود بازی به شکلی است که قطعا، اگر از خوانندگان آثار موراکامی هم نباشید به اندازه‌ی کافی از بودن در این دنیای فانتزی و غریب لذت خواهید برد. صداپیشه‌های بازی نیز عالی هستند و خیلی حرفه‌ای دنیای مموراندا را پر از صوت‌های دل‌انگیز و فانتزی کرده‌اند. موسیقی و صداگذاری هم به درآمدن فضای کار کمک بزرگی کرده و به قول معروف بسته را کامل‌تر کرده است.
همان‌طور که اشاره شد، بازی یک معمایی اشاره و کلیک کلاسیک است. بازی‌های معمایی هم یک سری مکانیک دارند که طراحان معمولا به ترکیبش دست نمی‌زنند و تا دنیا دنیا است از آن‌ها در ساخت بازی‌های‌شان استفاده خواهند کرد. مموراندا نیز از این قضیه مستثنی نیست؛ کوله‌پشتی، آیتم‌هایی که از گوشه و کنار جمع می‌کنید، معماها، ماموریت‌ها، راهنمایی‌ها، نقشه و یک دفترچه که میزوکی اهداف خودش را داخل آن می‌نویسد تا مدیریت کارها و معماهایی که قرار است حل بکنیم را در یاد داشته باشیم و قاطی‌شان نکنیم.
معماها، شکل‌های مختلفی از نظر درجه‌ی سختی دارند؛ برخی آسان هستند و برخی سخت! البته سخت بودن برخی از معماها، به‌دلیل منطق بی‌منطقی مورد نیاز برای حل کردن‌شان است! همان‌طور که اشاره شد، رئالیسم جادویی دنیاهای خلق شده توسط موراکامی در همه‌ جای اثر مشهود است، پس تعجبی ندارد که این خصیصه را در معماها هم ببینیم! گاهی معمایی چنان منطق هچل هفت و بی‌در و پیکری دارد که رسیدن به جوابش نیازمند درست فکر نکردن است! مکانیک همه چیز را روی همه چیز امتحان کن هم از همین‌جا پا می‌گیرد و یقه‌ی کاربران بازی را می‌چسبد. چون وقتی به جوابی نمی‌رسید مجبورید همه چیز را روی هم امتحان کنید که البته مکانیک حوصله سر بر امتحان پس داده‌ی نفرت برانگیزی است! با این وجود بازی کردن مموراندا اصلا سخت نیست؛ غوطه خوردن در دنیایی فانتزی مملو از شخصیت‌های جذاب که برای دیدن و سرک کشیدن در بخش‌های مختلفش نیاز به حل کردن معما دارد. دسترسی به بخش‌های مختلف بازی ساده و روان است و از صفحه‌ی بارگذاری هم خبری نیست. به همین خاطر حتی اگر به نقشه برای سفر سریع هم مراجعه نکنید، با چند بار کلیک بر روی مکان‌های مشخص شده می‌توانید به مکان مورد نظرتان برسید. نکته‌ی جالب این است که این روش حرکت دادن شخصیت در داخل محیط بازی با این‌که ممکن است وقت بیش‌تری بگیرد، برای من یکی که بسیار آرامش‌بخش و مانند یک مکانیک جذاب عمل می‌کرد. درباره‌ی این‌که چرا این حرکت و مکانیک پیش پا افتاده بیش از سایر مکانیک‌های بازی برایم جذاب بود، شاید به طراحی نقشه‌های بازی و روان بودن انتقال از محیطی به محیط دیگر ربط داشته باشد. اصلا دو دل بودم که این قضیه را داخل متن بیاورم یا نه، چون احساس می‌کنم یک تجربه‌ی شخصی از بازی است. ولی حالا به این نتیجه رسیده‌ام که دیدن محیط‌های بازی با آن طراحی‌های جذاب و فانتزی و تغییر از قابی به قاب دیگر مثل یک ملودی جذاب عمل کرده که این لذت بنده از این بخش را توجیه می‌کند. یا شاید من هم مثل میزوکی در دنیای فانتزی اثر گیر افتاده‌ام و مغزم دارد افسانه و حس و حال من درآوردی تولید می‌کند!
با تاکید بر جمله‌ی ابتدایی متن، مموراندا یک پکیج کامل است که بازی کردنش شدیدا توصیه می‌شود. ایرادهای کوچک و شاید از دید بسیاری بزرگ بازی را من هم دیدم ولی حس و حال اثر به‌شکلی است که خیلی راحت می‌توانم فراموش‌شان بکنم و با اعتماد به نفس بالایی بگویم، مموراندا یک بازی کامل و درجه یک معمایی است که با نمونه‌های خارجی‌اش رقابت که هیچ، بر آن‌ها آقایی هم می‌کند.
امتیاز 9 از 10
رضا قرالو

شناسنامه نشریه