تأثیر جنگ بر معنای معماری کویت

نویسنده : ایلاف غزالی(ورودی ۱۳۹۵ مهندسی معماری)
چکیده : رابطه بین جنگ و معماری مسئله ای بس پیچیده است. دفاع و حفاظت در مقابل حملات دشمن، انگیزه قوی برای ساختن و محافظت از شهرها و روستاها است، در عین حال جنگ همیشه منبع اصلی تخریب ساختمان ها و کالبد شهرها بوده است. در طول قرن بیستم، شهرهای مختلفی در اروپا، آسیا و آفریقا تحت تاثیر تجاوزات جنگی قرار گرفتند. با این حال، آن چه نابود می شود نه تنها ساختمان ها و ساختارها، بلکه معماری و مکان هایی است که معنای آن را برای شهروندان و مردم به ارمغان می آورد. همانطور که بوان می گوید، "علاوه بر جنگ ملت ها، همیشه جنگ دیگری علیه معماری در حال وقوع بوده است". او شکنجه، کشتار جمعی، اردوگاه های کار اجباری بوسنی در یوگسلاوی سابق و انزوای مساجد، سوزاندن کتابخانه ها و سقوط پل ها را به یک اندازه تکان دهنده می داند. (Bevan، 2006: 8).
رابطه بین جنگ و معماری مسئله ای بس پیچیده است. دفاع و حفاظت در مقابل حملات دشمن، انگیزه قوی برای ساختن و محافظت از شهرها و روستاها است، در عین حال جنگ همیشه منبع اصلی تخریب ساختمان ها و کالبد شهرها بوده است. در طول قرن بیستم، شهرهای مختلفی در اروپا، آسیا و آفریقا تحت تاثیر تجاوزات جنگی قرار گرفتند. با این حال، آن چه نابود می شود نه تنها ساختمان ها و ساختارها، بلکه معماری و مکان هایی است که معنای آن را برای شهروندان و مردم به ارمغان می آورد. همانطور که بوان می گوید، "علاوه بر جنگ ملت ها، همیشه جنگ دیگری علیه معماری در حال وقوع بوده است". او شکنجه، کشتار جمعی، اردوگاه های کار اجباری بوسنی در یوگسلاوی سابق و انزوای مساجد، سوزاندن کتابخانه ها و سقوط پل ها را به یک اندازه تکان دهنده می داند. (Bevan، 2006: 8).
برای واندربیلت، جنگ، گسترش معماری به روش های دیگر است. تأثیر جنگ بر معماری فراتر از حضور فیزیکی خود است و معنای نمادین آن را به عنوان نماینده ای از هویت فرهنگی تحت تأثیر قرار می دهد. نابودی مرکز تجارت جهانی نیویورک در 11 سپتامبر 2001، نشان دهنده ی معنای نمادین معماری به عنوان یک هدف برای زمینه سازی جنگ است. در واقع برج های تجارت جهانی توسط مهاجمان به عنوان نمادی از سلطه ی امپریالیسم که باید نابود شود، مورد توجه قرار گرفتند.
از زمان تخریب کتابخانه اسکندریه به دست رومی ها، معماری همیشه هدف تجاوزات جنگی بوده است، و دلیل آن چیزی نیست جز تحقق از بین بردن دستاوردهای تمدن و فرهنگی که از سوی رژیم مخالفت غبطه می خورده و از آن متنفر بوده اند. به طور متناقض، جنگ راه را برای ساخت و ساز جدید هموار می کند. برای مثال نابودی شهرهای اروپایی در جنگ جهانی دوم، تلاش های ساخت و ساز ساختمان های عظیم برای بازسازی شهرهای ویران شده را به دنبال داشت.
اما داستان کویت، داستانی غنی و طولانی است که در طول زمان بسیار کوتاهی نوشته شده است. این داستان روستای عربی بی نظیر و کویری ارگانیک است که به شکل یک طرح کاغذی هندسی به یک کشور کامل و پرجمعیت در برنامه ریزی علمی و امور جهان تبدیل شده است (صبا جرج شیبر).
جنگ سال 1973 در خاورمیانه باعث افزایش شدید قیمت ها و درآمدهای نفتی کویت شد که مرحله دوم توسعه و نوسازی را به همراه داشت. در حالی که کویت به طور مستقیم از جنگ تحت تأثیر قرار نگرفت، اما به دنبال تحریم نفت، از افزایش قیمت آن، که برای تأمین منابع مالی طرح های ساخت و سازش ایده آل بود، بهره برد. وضعیت تا جایی پیش رفت که کویت در دهه 1980 به عنوان "جواهر خلیج فارس" توصیف شد. این نقطه اصلی ورود مدرنیزه به کشورهای دیگر خلیج بود. برای مثال، اولین مدرسه و اولین بیمارستان ساخته شده در دبی توسط دولت کویت تأمین می شود. همچنین کارکنان حرفه ای از مصر و سایر کشورهای عربی پیش از رفتن به کشورهای دیگر خلیج فارس از مسیر کویت گذر می کنند. در واقع کویت برای سه چیز شناخته شده بود: نفت، ثروت و موقعیت حساس آن در جنگ خلیج فارس-خلیج عربی. ثروت بزرگی که بدون عواقب ناشی از آن نبود.
در حالی که کویت از افزایش شدید قیمت های نفت پس از جنگ 1973 در خاورمیانه به منظور تأمین مالی برنامه های مدرن سازی و ساخت و ساز سود می برد، نشانه های معماری، ساختمان های دولتی و خصوصی آن، هدف تخریب و خرابکاری در جنگ دوم خلیج در سال 1991 قرار گرفت.
حادا الصرف اظهار داشت که مناقشات خلیج فارس تأثیر زیادی بر اقتصاد کویت، محیط زیست، زیرساخت های خدمات، صنایع و مؤسسات فکری، فرهنگی و دانشگاهی داشته است. هزینه ی بازسازی و تعمیر آسیب به کویت در طول اشغال حدود 25 تا 30 میلیارد دلار تخمین زده شده است. انتظار می رود هیچ پروژه ی طراحی جدیدی در این دوره به اجرا در نیامده باشد، زیرا تأکید بیشتر در راستای جبران خسارت ناشی از ساختمان های موجود به کار گرفته می شود. اگر چه معماران می توانند در برخی از ظرفیت های بازسازی پس از جنگ تلاش کنند، اما بازار ساخت و ساز کویت پس از جنگ، عمدتاً به خدمات حرفه ای بازرسان ساختمانی، مهندسین مدنی و مدیران ساخت و ساز داخلی نیاز دارد (البهار، 1991).
پس از آزادسازی کویت توسط نیروهای متحد توسط ایالات متحده در 26 فوریه 1991، برنامه های بازسازی و بهسازی اعلام شد. این برنامه ها شامل رسیدگی به چاه های نفتی آتش گرفته شده، پاکسازی معادن از انهدام و انفجار و همچنین تعمیر ساختمان های عمومی و زیرساخت ها بود. الزامات بازسازی پس از تهاجم باعث گردید خدمات معماری کاهش یافته و عدم توجه به اهمیت رشته طراحی معماری منجر به ایجاد محیطی با کمبود معماری و تخصص شود. همچنین این اقدامات، اجرای برنامه دوم ثانویه را متوقف کرد و با طرح برنامه ای جدید برای بیش از یک دهه و با ادامه ی اعمال خصومت آمیز رژیم عراق در دهه نود، امکان وجود یک سطح امنیتی برای توسعه سریع را اجازه نمی داد. هرچند از بین رفتن این رژیم در سال 2003 فضایی خوش بینانه تر برای توسعه و ساخت و ساز ایجاد کرد.
در این سال ها، معماران شروع به جستجوی هویتی گمشده از معماری کویت کردند که در دهه هفتاد ساخته شده بود. علاقه به ایجاد یک معماری معتبر کویتی که از معماری موجود در کویت قبل از کشف نفت حاصل می شد. به گفته ی الدیایج، "معماری جدیدی در تداوم معماری پست مدرن ظهور یافت که امروزه به طور گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرد و تأکید بر اصول منطقه ای بودن دارد".
معمار کویت، صالح الموتاوا، نمونه ای از معماران است که به شیوه ای بسیار مستقیم از ساختمان های معماری سنتی کویتی استفاده می کند. همانطور که توسط گودوین توضیح داده شده است، "هنگامی که صالح شروع به ساختن کرد، کاملاً تنها بود؛ مانند یک کودک که به فکر پرواز بادبادک خود در برابر باد ایستادگی می کرد. اما پس از دوازده سال و با طراحی چهل ساختمان معتبر، بادهای مخرب معماری سنتی و هویت محلی را تحمل کرده اند".

شناسنامه نشریه