شهرِ بی حاشیه!

نویسنده : فاطمه رجبی پور(ورودی ۱۳۹۳ مهندسی معماری),محدثه عمرانی(ورودی ۱۳۹۳ مهندسی معماری)
چکیده : با خاتمه ی قرن بیستم و ورود به قرن بیست و یک، جمعیت شهرهای جهان به ویژه شهرهای درحال توسعه، به گونه ای بی سابقه افزایش یافت. پیامدهای رشد بی رویه جمعیت در کشورهای درحال توسعه، فقر، بیکاری، مسکن نا به هنجار، حاشیه نشینی و... بوده است. مناطق زاغه نشین، آلونک نشین، کپر نشین و در مفهوم کلی تر "حاشیه نشین" بخش های مورد غفلت واقع شده ای از شهر هستند که شرایط زندگی و مسکن در آن ها به شدت پایین و نامناسب است. قسمت عمده ای از زاغه ها در همجواری مناطق صنعتی یا در محیط های تجاری قرار گرفته اند. تحقیقات انجام شده نشان می دهد که هر چه میزان فعالیت های صنعتی در محلی بیشتر باشد، تعداد زاغه نشینان هم در آن مکان بیشتر خواهد بود.
با خاتمه ی قرن بیستم و ورود به قرن بیست و یک، جمعیت شهرهای جهان به ویژه شهرهای درحال توسعه، به گونه ای بی سابقه افزایش یافت. پیامدهای رشد بی رویه جمعیت در کشورهای درحال توسعه، فقر، بیکاری، مسکن نا به هنجار، حاشیه نشینی و... بوده است. مناطق زاغه نشین، آلونک نشین، کپر نشین و در مفهوم کلی تر "حاشیه نشین" بخش های مورد غفلت واقع شده ای از شهر هستند که شرایط زندگی و مسکن در آن ها به شدت پایین و نامناسب است. قسمت عمده ای از زاغه ها در همجواری مناطق صنعتی یا در محیط های تجاری قرار گرفته اند. تحقیقات انجام شده نشان می دهد که هر چه میزان فعالیت های صنعتی در محلی بیشتر باشد، تعداد زاغه نشینان هم در آن مکان بیشتر خواهد بود.
اغلب این سکونتگاه ها بر روی اراضی حاشیه ای شهر که ارزش بسیار کمی دارند واقع شده اند، مناطقی مانند دامنه تپه های اطراف شهر، زمین های مرطوب و مردابی، زمین های اطراف محل انباشت زباله های شهری، زیر کابل های فشار قوی، حاشیه رودخانه ها و نیز مکان هایی که در معرض خطر سیل بوده و سیلاب های موسمی در آن جا رخ می دهد. نکته جالب توجه اینجاست که متوسط سن افراد شهر در حال افزایش است در حالی که در حاشیه ها در حال کاهش می باشد؛ بنابراین جوان بودن جمعیت دردناک تر از شرایط بد زندگی در این مکان هاست (هادیزاده بزاز، 15:1382).
در کشورهای مختلف برای حاشیه نشینی اصطلاح های مختلفی به کار می رود و این اصطلاح ها نشانگر وضعیت این قشر در جامعه و شرایط زندگی و تفاوت های فرهنگی و اجتماعی در جوامع خودشان است. حاشیه نشینی مربوط به دوره ی خاصی نیست بلکه ریشه در گذشته داشته و شامل کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه می باشد. از نگاه جامع تر و ساختاری، حاشیه نشینی معلول مسائل نظام جهانی است که با توجه به اوضاع تاریخی خاص، ظهور یافته است. بنابراین بررسی تاریخی به وجود آمدن و رشد حاشیه نشینی مسئله ای ضروری است (نقدی، 1392: 21).
طبیعی است که هدف بیشتر مطالعات مربوط به حاشیه نشینی، ممانعت یا کاستن از میزان حاشیه نشینی در آینده (پیش گیری) و یا سامان دهی و ارتقای کالبدی و اجتماعی حاشیه های موجود است (درمان) (همان، 1392: 21). بررسی هایی که در سطح جهانی به عمل آمده حاکی از آن است که درصد زاغه نشینی و حاشیه نشینی به جمعیت شهرهای مهم دنیا متغیر می باشد. به طور متوسط در حدود 22 درصد جمعیت شهرهای بزرگ به صورت حاشیه نشینی و زاغه نشینی زندگی می کنند.
در کشورهای مختلف قاره آسیا واژه های مختلفی برای اصطلاح حاشیه به کار می رود و نشانگر حالت های مختلف و نابسامان قشر فقیر جامعه، شرایط بد زندگی در سکونتگاه های آن ها و تفاوت های فرهنگی و حقوقی ساکنان این مناطق است. این واژه های مختلف بیانگر وضعیت زندگی خانواده های فقیر در جامعه ی شهری و مشکلاتی که آنها با آن مواجه هستند، می باشند (هادیزاده بزاز، 21:1382).
انسان حاشیه نشین، شخصیتی است که از حاصل برخورد با پیوند دو نظام فرهنگی متفاوت و احیاناً متخاصم ظهور می کند چنین موجود دو رگه ای در زمان واحد نسبت به هر دو نظام فرهنگی احساس بستگی و تعلق خاطر دارد و در عین حال خود را نسبت به هیچ کدام متعلق و متمایل نمی داند (صالحی و خدائی، 1392: 37).
مردم این مناطق علاقه خاصی به قانون شکنی دارند، بی علاقگی ساکنان این گونه محلات در راه اصلاح شرایط ناهنجار محیط از ویژگی های بارز آن هاست غالب مردم محلات حاشیه نشین از روی ناچار یا علاقه گوشه گیر بوده و تن به زندگی به صورت جدایی گزینی داده اند. این جدایی گزینی و انزوا عامل مهمی در ایجاد سوء ظن در بین آنها نسبت به سایر مردم شهر گردیده است. تظاهر به بزرگی و قدرت، و علاقه به وارد شدن در جریانات هیجان انگیز از مشخصات این افراد است. خرید و فروش مواد مخدر، مشارکت در انواع نزاع های خیابانی، خیابان گردی و گذراندن شب در بیرون از خانه، صرف مشروبات الکلی، باج گیری و... از روش های رایج برای بزرگ نمایی می باشد (حق پناه، ارغان و ابوذری، 1392: 5).
در میان جوامع حاشیه نشین، کم کاری و بیکاری پنهان رواج دارد که علت آن در کشورهای توسعه نیافته می تواند رشد ناهمگون یا ناهماهنگ بخش سوم اقتصاد و کاهش یافتن رشد و توسعه در بخش کشاورزی و صنعتی باشد که در نهایت به مهاجرت روستائیان به شهرها برای یافتن کاری مناسب می انجامد. اما به علت رشد بی رویه جمعیت شهری و عدم تولید مشاغل مولد معمولاً در این جهت نیز به درِ بسته می خورند، به عبارتی نه راه پس دارند و نه راه پیش(خانباشی، 5).
اکثر این خانواده ها شغل رسمی برای تأمین معاش خود ندارند و چون این افراد عموماً فاقد مهارت و تخصص و سرمایه گذاری می باشند به مشاغل کاذب و بعضاً مجرمانه روی می آورند (همان، 3).
بخش عمده ای از تحقیقاتی که درباره حاشیه نشینی به عمل آمده، علت این پدیده را از عواملی چون نابودی کشاورزی، رشد شتابان جمعیت، ناهمگونی صنعتی شدن و شهر گرایی، عنوان کرده اند. هنگام مطالعه عوامل فوق، علت های دیگری در ذهن ظاهر می شود که خود آن علت ها معلول علت های دیگر است (مهاجرین، 1387: 43). از نگاه دیگر حاشیه نشینی، تنها راه چاره برای قشر فقیر جامعه و گروه های کم درآمد محسوب می گردد و سرمایه گذاری انجام شده در مناطق حاشیه به طور قابل ملاحظه ای به اقتصاد شهری کمک می کند (هادیزاده بزاز، 42:1382).
در کنار این عوامل که به صورت کلی بیان شد، عوامل عمده ای که در ایجاد و گسترش پدیده ی حاشیه نشینی در شهرها مؤثر می باشند را در چند مورد ذیل خلاصه نموده اند:
الف) عوامل دافعه در نواحی روستایی
ب) عوامل جاذبه در مقصد شهرها (امیری، موسوی و صادقی، 1392: 122)
پ) سطح پایین درآمد خانوار و بالا بودن بهای زمین و هزینه ی ساخت و ساز رسمی و گرانی اجاره بها
ت) قطعه بندی زمین ها که موجب افزایش قیمت زمین شده است.
ث) فقدان منطقه بندی و کاربری نامناسب زمین (خانباشی، 2)
ج) مهاجرت (هادیزاده بزاز، 45:1382).
چ) خط مشی ها و عملکرد دستگاه های مسئول دولتی و عمومی (خانباشی، 2)
حاشیه ها را می توان به دو دسته ی حاشیه های درون شهری و حاشیه های برون شهری طبقه بندی کرد. حاشیه های درون شهری معمولاً در بخش های قدیمی تر شهر دیده می شوند و به مناطق مسکونی گفته می شود که وضعیت نابسامانی دارد. حاشیه درون شهری در واقع، آن قسمت از شهر است که در گذشته وضعیت مطلوب و سامان یافته ای داشته ولی به تدریج شرایط آن نامناسب شده و ساکنان آن به نقاط بهتر و جدیدتری از شهر رفته و در آن جا سکنی گزیده اند (هادیزاده بزاز، 15:1382). چنین محدوده هایی با وجود آن که در درون کلان شهرهاست اما از سایر مناطق با خط قرمزی جدا شده است گویی ساکنین این مناطق، حاشیه نشین هایی هستند که با فاصله از متن شهرها زندگی می کنند (مهاجرین، 1387: 31). اما حاشیه های برون شهری یا سکونتگاه غیرقانونی (عدوانی) را می توان به عنوان یک منطقه مسکونی تعریف کرد که بدون مطالبه ی قانونی برای دریافت زمین و یا اجازه از سوی مقامات مربوطه برای ساختن خانه توسعه یافته است. این تصرف کنندگان غیرمجاز افرادی هستند که نه مالک زمین هستند و نه بابت زمینی که بر روی آن سکونت دارند اجاره ای پرداخت می کنند. آن ها تنها مالک ساختمانی هستند که خودشان بر روی زمین های غیرقانونی ایجاد کرده اند (هادیزاده بزاز، 17:1382). این سکونتگاه های غیرقانونی تحت عنوان سکونتگاه های خودرو نیز شناخته می شوند و می توان آن ها را سکونت بدون برنامه ای دانست که معمولاً مهاجران با منشأ روستایی در کنار شهرها ایجاد می کنند (صالحی و خدائی، 1390: 72) .
حاشیه نشینی با آسیب پیوند مستقیم دارد و نوعی از آن را در حاشیه های شهرها به ویژه کلان شهرها می توان دید (امیری، موسوی و صادقی، 1392: 124). بطور کلی عمده ترین آسیب هایی که پدیده ی حاشیه نشینی می تواند بر شهرها وارد نماید را می توان به شرح زیر دسته بندی نمود:
آسیب های اجتماعی مانند اعتیاد به مواد مخدر و یا پخش و فروش آن (داداش پور، 1390: 39)، رواج بزهکاری و آدم کُشی، رواج روسپیگری، رواج پدیده الکُلیسم و یا پخش و فروش مشروبات الکلی، گسترش انواع برخوردهای فیزیکی و ضرب و جرح ها و ... (حق پناه، ارغان و ابوذری، 1392: 7).
آسیب های فرهنگی مانند بی سوادی فرهنگی، کاهش علاقه به آموزه های فرهنگی (داداش پور، 1390: 39)، کاهش سطح سواد، افزایش روند بی سوادی و... (حق پناه، ارغان و ابوذری، 1392: 7). اولین و بیشترین قربانیان زندگی حاشیه نشینی، کودکان می باشند که به دلیل وارد شدن به بازار کار و عدم دسترسی به مدارس و عدم توانایی مالی، از تحصیل محروم شده و یا درصد ناچیزی از آنان به مقطع ابتدایی و یا راهنمایی و دبیرستان راه می یابند ( خانباشی، 7).
آسیب های فیزیکی- کالبدی مانند تشکیل بافت مسکونی در هم و بی قاعده، فرسودگی ساختمان ها، فرم ناهنجار نمای ابنیه ها و تأثیر نامطلوب آن بر منظر و سیمای شهری، تشدید ترافیک و... (داداش پور، 1390: 39-40) و (حق پناه، ارغان و ابوذری، 1392: 7).
آسیب های بهداشتی نظیر دفع زباله ها و فاضلاب خانگی در سطح محله و ایجاد بوی تعفن و شیوع انواع بیماری ها در پی آن، افزایش آلودگی صوت و هوا و... (داداش پور، 1390: 40) و (حق پناه، ارغان و ابوذری، 1392: 7).
آسیب های اقتصادی مانند افزایش فقر، گسترش مشاغل غیر رسمی، افزایش بیکاری های دائمی و فصلی در شهرها (داداش پور، 1390: 40)، رواج دستفروشی و دوره گردی، افزایش تکدی گری، افزایش پدیده ی نزول خواری و... (حق پناه، ارغان و ابوذری، 1392: 7).
آسیب های سیاسی و امنیتی مانند عکس العمل سریع حاشیه نشینان به نا آرامی های سیاسی و گرایش زیاد این افراد به شرکت در تظاهرات، راهپیمایی ها و شورش های خیابانی در ظاهرِ امر برای استیفای حقوق شهروندی خویش، رواج تجاوز به اموال و ناموس ساکنین سایر نقاط شهر و تأثیرات آسیب های اجتماعی بر امنیت شهر (همان).
در ایران نیز با توجه به روند شتابان شهرنشینی، حاشیه نشینی بدون نظارت مدیران شهری و ناهماهنگی میان ارگان های ارائه خدمات شهری شکل گرفته و در سال های اخیر افزایش یافته است. در این راستا شهر تهران نیز بالاترین آمار حاشیه نشینی را در میان شهرهای ایران داراست (حق پناه، ارغان و ابوذری، 1382: 1).
در اولین سرشماری شهر تهران که در سال 1246، توسط عبدالغفار نجم الملک انجام شد، حدود 17 هزار نفر از سکنه تهران خارج از حصار شهر زندگی می کردند. اولین اجتماعات آلونک نشین در سال 1311 در تهران شکل گرفت. در سال های 1330 تا 1332 با توجه به رتبه سیاسی و اقتصادی که منجر به افزایش شدید جمعیت تهران گردید، از مرز یک میلیون نفر رد شد. مسئله مسکن و داشتن سرپناه روز به روز به نیاز عمومی و اساسی تر بدل شد و محلات تازه ای در خارج از محدوده ی قانونی شهرها از هر سو با رشد بی رویه و غیر معمولی پدیدار شد (صالحی و خدائی، 1392: 347). پس از بروز انقلاب نیز بر اثر تحولات صورت گرفته در این دوران از جمله تبعات ناشی از انقلاب، پدیده ی جنگ، مسائل و مشکلات اقتصادی ناشی از تبعات جنگ و خشکسالی و... در کنار عوامل قبلی، باعث تشدید معضل حاشیه نشینی شد (حق پناه، ارغان و ابوذری، 1392: 2).
با مروری بر عوامل مهاجرت ساکنین از مبدأ متوجه می شویم که انگیزه مهاجرت اکثر آن ها کمبود تسهیلات زندگی (همان، 1392: 11) و بیکاری بوده است. درکنار فقر فرهنگی و اقتصادی، ساکنین، علت انتخاب مناطق حاشیه نشین برای سکونت را ارزانی زمین و مسکن و پایین بودن اجاره بهاء عنوان کرده اند. مجموعه ی این عوامل موجب جذب مهاجران و شکل گیری و گسترش حاشیه نشینی در تهران می شود. بنابراین می توان گفت وضعیت فرهنگی و اقتصادی خود ساکنین این منطقه عامل اصلی شکل گیری حاشیه نشینی می باشد (حق پناه، ارغان و ابوذری، 1392: 17-18).
فهرست منابع:
* امیری، مجتبی؛ پورموسوی، سیدموسی و صادقی، منصوره. (1392). مطالعه آسیب های اجتماعی ناشی از حاشیه نشینی در منطقه 19 شهرداری تهران از دیدگاه مدیران شهری. فصلنامه اقتصاد و مدیریت شهری، شماره 5.
* توسلی، غلامعباس و نورمرادی، سکینه. (1391). ﺑﺮرﺳﯽ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﻋﻠﻞ ﮔﺴﺘﺮه آﺳﯿﺐ ﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ در ﺑﯿﻦ ﺣﺎﺷﯿﻪ ﻧﺸﯿﻦ ﻫﺎی ﺷﻬﺮ ﺗﻬﺮان، ﻣﻮرد ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﭼﻬﺎر (ﺧﺎک ﺳﻔﯿﺪ). مجله مطالعات توسعه اجتماعی ایران، سال چهارم، شماره 3.
* حق پناه، یعقوب؛ ارغان، عباس و ابوذری، پانته آ. (1392). تحلیلی بر علل اصلی شکل گیری مناطق حاشیه نشین درکلانشهر تهران (نمونه موردی: دره فرحزاد). اولین همایش ملی جغرافیا، شهرسازی و توسعه پایدار، اسفند ماه 92، تهران، ایران.
* خانباشی، محمد. حاشیه نشینی، مشکلات و راهکارها.
* داداش پور، هاشم و علیزاده، بهرام. (1390). اسکان غیر رسمی و امنیت تصرف زمین. تهران: آذرخش.
* صالحی امیری، سیدرضا و خدائی، زهرا. (1390). حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی، چالش ها و پیامدها. تهران: ققنوس.
* مهاجرین، رضا. (1387). تأثیر حاشیه نشینی بر میزان بزهکاری در کلانشهرها. تهران: جاودانه.
* نقدی، اسدالله. (1392). حاشیه نشینی (تئوری ها، روش ها، مطالعات موردی). تهران: جامعه شناسان.
* هادیزاده بزاز، مریم. (1382). حاشیه نشینی و راهکارهای ساماندهی آن در جهان. مشهد: شهرداری مشهد.

شناسنامه نشریه