بررسی و تبیین تأثیر مؤلفه هویت فرهنگی بر عملکرد معماری پس از انقلاب در ایران (نمونه موردی مسجد ولی عصر(عج) تهران)

نویسنده : سیدمحمدرضا کیش بافان(ورودی ۱۳۹۴ مهندسی معماری),مهدی شیخ اسدی(ورودی ۱۳۹۳ مهندسی معماری)
چکیده : هویت از لفظ «هو» گرفته شده که اشاره به غایت و درباره ی خدای تعالی است. فرهنگ معین هویت را "آن چه موجب شناسایی شخص باشد یعنی آن چه تمایز یک فرد از دیگری باشد" تعریف کرده است. فرهنگ عمید واژگان "شخصیت، ذات، هستی و وجود" را، هم معنی هویت آورده است. در فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی "هویت اشاره به ذات و تشخص و این همانی موجودات" است و نیز ذکر شده که "واژه عربی هویت دارای کاربرد فلسفی است که عبارت است از دو چیز که با هم در وجود و حقیقت یکی باشند هرچند که دارای وجوه افتراق باشند." (گودرزی و آرین منش، 2:1396)
هویت از لفظ «هو» گرفته شده که اشاره به غایت و درباره ی خدای تعالی است. فرهنگ معین هویت را "آن چه موجب شناسایی شخص باشد یعنی آن چه تمایز یک فرد از دیگری باشد" تعریف کرده است. فرهنگ عمید واژگان "شخصیت، ذات، هستی و وجود" را، هم معنی هویت آورده است. در فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی "هویت اشاره به ذات و تشخص و این همانی موجودات" است و نیز ذکر شده که "واژه عربی هویت دارای کاربرد فلسفی است که عبارت است از دو چیز که با هم در وجود و حقیقت یکی باشند هرچند که دارای وجوه افتراق باشند." (گودرزی و آرین منش، 2:1396)
هویت یکی از پیچیده ترین مفاهیم در حوزه ی علوم انسانی و اجتماعی به شمار می رود؛ پدیده ای چند وجهی که از مناظر مختلف، مبانی و معانی گوناگونی را نمایان می سازد. در یک نگاه کلی می توان هویت را حاصل دیالکتیک نظام ذهنی و ساختار اجتماعی و فرهنگی قلمداد نمود. اما وقتی از هویت فرهنگی سخن می گوییم نسبت هویت با مفاهیم پیچیده ای چون فرهنگ و ملّیت، کلافی در هم تنیده را پدیدار می سازد که مفهوم هویت را با رویکردهای نظری گوناگون مواجه می سازد. این معنا در مورد ایران از اهمیت والایی برخوردار است زیرا منابع هویتی ایرانی، اسلامی و غربی هرکدام در دوره ای و به نحوی در انباشت هویتی ایرانیان تأثیر گذاشته و هویت فرهنگی ایرانی معاصر را پدید آورده اند (آشنا و روحانی، 1:1389).
قابل استنادترین واگویه از فرهنگ، تشریح مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی است. بر اساس این تعریف «نظام واره ای از باورها و مفروضات اساسی، ارزش ها، آداب و الگوهای رفتاری ریشه دار دیرپا و نیز نمادها و مصنوعات که ادراکات، رفتار و مناسبات جامعه را جهت و شکل می دهد و هویت آن را می سازد، فرهنگ نامیدهمی شود». کارکردهای عمومی فرهنگ از نظر دانشمندان مختلف بر اساس چهار رکن انسجام بخشی، قالب ریزی شخصیت، سازگاری و هویت بخشی تعریف می شود (بنیانیان 1392). با این تعریف هر جامعه ای دارای فرهنگی است که مجموعه ای از ارزش ها و باورهای آن جامعه را تبیین می کند. "به تبع این اصل، جامعه اسلامی نیز واحد فرهنگی است که در صورت سلامت بایستی مبانی و معیارهای آن از تعالیم اسلامی منبعث شده باشد. به عبارت دیگر در جهت معرفی اصول فرهنگ جامعه اسلامی، توجه به اصول ثابت دینی به عنوان میزان، یک ضرورت است (نقی زاده، 102:1385).
معماری و شهرسازی به عنوان یک بستر فرهنگی نقش بسیار مهمی در توسعه و ترویج فرهنگ هر جامعه ای دارد. معماری وسیله واقعی سنجش فرهنگ یک ملت بوده و هست. هر بنایی بعنوان جزئی از فرهنگ معماری این وظیفه را دارد که یک اندیشه ی ذهنی را از طریق فرم ظاهری خود عینیت ببخشد و به این ترتیب نمودی خواهد بود بر این فرهنگ (یورگ کورت گروتر، 53:1383). از آنجا که معنا نهفته ترین جنبه یک فعالیت است، یعنی این که معنا چیزی نیست که به "عملکرد" اضافه شود، بلکه خود معنا یک عملکرد بسیار مهم است، به تعبیری که شکل محیط به آن واکنش نشان می دهد (Rapaport 2005:48).
یکی از مهم ترین وجوه توسعه فرهنگی کشور در حوزه ی معماری و شهرسازی تحقق می یابد. چون ساختمان ها و فضاهای شهری به عنوان بستر اصلی زندگی انسان ها به صورت مستقیم در شکل گیری و یا اصلاح فرهنگ جامعه بر اساس مبانی دینی و اعتقادی آن جامعه تأثیرگذار است. الزامات طراحی با مبنای فرهنگ ایرانی و اسلامی منجر به شکل گیری الگوهای به روز و متناسب با فرهنگ متعالی در حوزه ی معماری و شهرسازی خواهد شد. فقدان اینگونه الگوهای مناسب، طراحان را به سمت نمونه های بیگانه که برگرفته از فرهنگ غیر ایرانی می باشد، هدایت خواهد کرد. (معروفی، 5:1395)
ایران معاصر در برزخی بین بومی ماندن و جهانی شدن، در برزخی بین سنت و مدرنیته به سر می برد و این در حالی است که هنوز بسیاری، درک و تصور روشنی از این مفاهیم ندارند و این مسأله باعث گردیده نه فرهنگ ایرانی در روندی نامنقطع، استمرار یابد و به دیگر فرهنگ ها به طور کامل شناخته شوند. به گفته رامین جهانبگلو، از دو وجه مدرنیته یعنی عقل ابزاری و عقل انتقادی، ایرانیان به عقل ابزاری پرداخته، از نتایج تولیدات فکری و ابزار جهانی بهره برده ولی به معانی و اندیشه های در پس آن توجهی نداشته یا آن را مورد تحلیل قرار نداده اند (جهانبگلو، 403:1384).
سنت به عنوان یک پل در طول زمان و فضا، یک پارادایم با چندین نقطه تماس در گذشته، حال و آینده است. سنت منجر به اصلاح مداوم و تفسیر مدل های فرهنگی، استانداردها و شیوه های مادی است که عناصر مختلف را در ترتیب های متعدد ترکیب می کنند. این ترتیب ها بسته به کاربرد آنها در یک زمینه خاص فضایی و زمانی در آگاهی فرهنگی غالب یا غرق می شود چنین فرایندهایی برای تکامل فرهنگ حیاتی است، به ویژه در دوران معاصر، که طی آن آگاهی فرهنگی به طور فزاینده ای تحت تأثیر تنش های مدرنیزه شدن قرار می گیرد. در نتیجه گفتگوها و برخورد های بین فرهنگی، تعدادی از واقعیت ها و هویت های فرهنگی در حال ظهور را ممکن می سازند (Apostos 2016: 193).
برکسی پوشیده نیست که امروزه با رسالتی که انقلاب اسلامی بر دوش دارد، مسجد بعنوان جایگاه والایی برای دفاع از ارزش های فرهنگی، علمی و سنت های ارزشمند اسلامی، جلوه ای بس ویژه در جامعه ی اسلامی پیدا کرده و در جهان کنونی، حیاتی نو یافته است. هرجا که سخن از معماری اسلامی در میان بوده است، مسجد بعنوان سمبل و معرّف این معماری مطرح شده است. درواقع مسجد میعادگاه و محل تجمع و نقطه ی شروع حرکت های انقلابی و از همه مهم تر، مکانی مقدس برای شکرگزاری و سجده گاه مؤمنین است (زمرشیدی، 9:1388). مسجد مکانی است برای عبادت (نماز)، مرکز فرهنگی، تجمعات عمومی، دادخواهی، مدرسه و دانشگاه (دهقان، 18:1389). با توجه به این که اسلام دینی چند بعدی است و تنها شامل عبادت و پرستش و آداب و رسوم نیست و حوزه ی نفوذ احکام آن شامل همه ی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی است، مسجد نیز تنها فضای مختص عبادت نبوده است (مقصودی، 101:1387).
امروزه سبک های معماری متنوعی برای طراحی مساجد وجود دارد. حامیان مکتب احیاگری خاورمیانه باید قبول کنند که اگرچه ممکن است اسلام در آن منطقه متولد شده باشد، این واقعیت هرگز نمی تواند تا به عنوان عاملی برای حمایت شدید از انحصاری کردن مکتب و سبک مذکور تنها برای اسلام باشد. شاید هم بتوان نتیجه گرفت که اسلام به دلیل برخورداری از اعتقادات و اصول مذهبی مخالف با تبعیضات نژادی یا تنگ نظری ها و محدودیت های فکری، اجازه ی خلق الگوها و سبک های معماری گوناگون را می دهد. سبک متنوع، گواهی است بر سازگاری اسلام با فرهنگ ها و نظام های اعتقادی گوناگونی که هدف اصلی آن تنها تمرکز بر عبادت پروردگار یکتاست (دهقان، 57:1389).
مکانی که شخص پیوندی تعاملی با آن دارد در شناخت وی از خود و نحوه ی معرفی خود به دیگران نقش دارد. یکی از ملزومات این همانی با فضا (هویت مکانی) استمرار ارتباط با فضا و تکرار آن در زندگی فرد است. زمانی که استفاده از یک فضا عادت روزمره فرد باشد احساس این همانی قوّت می گیرد و هویت فراهم می شود (گودرزی و آرین منش، 4:1396).
هویت به واسطه استمرار ارتباط افراد با یک محیط، در گذر زمان دستخوش تغییر و یا ثبات آن می شود. چه بسا مساجدی که امروزه نیز با عناصری نظیر گنبد و مناره شناخته می شوند، در نمونه های اولیه فاقد این موارد بوده اند و بعدها به کالبد مساجد اضافه شده اند (نگارنده).
بدون تردید معماری تنها به لحاظ فرمی و حتی عملکردی حائز اهمیت نبوده، بلکه نقش معماری در تداعی معانی و انتقال مفاهیم نیز جایگاه ویژه ای دارد. یکی از مباحث مهم در خصوص معماری مسجد، ضرورت انتقال مفاهیم عالی معنوی به شهروندان از طریق حضور کالبدی بنایی با عملکرد مذهبی در سطح شهر می باشد. این امر اهمیت فرم معماری مسجد را در بعد خاص ادراک و انتقال معنا مطرح می کند و هدف معماری مسجد را به عنوان وسیله ی انتقال پیام و تأثیرگذاری مثبت فرهنگی آن عنوان می نماید (خصم افکن نظام و کوکبی، 2:1396).
نتایج مطالعات پیشین نشان داده است که «تکرار» در هر زمینه ای پس از مدتی منجر به بی تفاوتی افراد نسبت به موضوع تکرار شده می شود. به عبارت دیگر ساخت مساجد در «موقعیت های مختلف» و در مقابل «مخاطبان گوناگون» عمدتاً در یک شکل و عملکرد ثابت، نتوانسته به نیازهای ساکنان محل پاسخ دهد و در نهایت مورد استقبال کمتر اهالی قرار گرفته اند (همان، 1:1396).
هر چند توجه به حس خاطره جمعی مخاطبان یک فضای معماری در حفظ هویت آن تأثیر بسزایی دارد و نشانه ها و نمادهای ثابت یک اثر معماری به پایداری هویتی آن کمک می کند اما نباید از این موضوع غافل شد که هویت در بستر فرهنگی آن جامعه معنا پیدا می کند؛ فرهنگ هر جامعه ای در قالب زمان و مکان شکل های متفاوتی به خود می گیرد و دارای مفهومی منعطف می باشد که در طی گذر زمان دستخوش تغییر می شود. از آنجا که هویت بر مبنای فرهنگ نمود پیدا می کند وابسته به فرم و کالبد بنا نمی باشد و این معنا و مفاهیم موجود در یک بنا هستند که هویت آن را شکل می دهند.
فهرست منابع:
* زمرشیدی، حسین. 1374. مسجد در معماری ایران. تهران: کیهان.
* گودرزی، سروش؛ محمد مهدی و بهادر آرین منش. 1396. تحلیل عنصر ورودی در معماری اسلامی با توجه به مقوله هویت اسلامی. نخستین کنفرانس ملی به سوی شهرسازی و معماری دانش بنیان، تهران.
* آشنا، حسام الدین؛ روحانی، محمدرضا. 1389. هویت فرهنگی ایرانیان از رویکردهای نظری تا مؤلفه های بنیادی. فصلنامه تحقیقات فرهنگی 3(4): 157-185.
* نقی زاده، محمد. 1385. معماری و شهرسازی اسلامی مبانی نظری. اصفهان: راهیان.
* معروفی، ناصر. 1395. ضرورت تهیه پیوست فرهنگی در معماری و شهرسازی. اولین کنفرانس ملی معماری اسلامی، میراث شهری و توسعه پایدار. تهران.
* جهانبگلو، رامین. 1384. بین گذشته و آینده. تهران: نشر نی.
* خصم افکن نظام؛ عرفان، کوکبی، افشین. 1396. تحلیل مکان شناسی فضاهای مذهبی در معماری شهرها بوسیله تحلیل الگوی استقرار مسجد. نخستین کنفرانس ملی به سوی شهرسازی و معماری دانش بنیان. تهران.
* دهقان، فرید. 1389. معماری اماکن مذهبی. تهران: یزدا.
* مقصودی، غلامرضا. 1387. سیر تحول معماری مساجد و مصلاها از صدر اسلام تا کنون. تهران: شهیدی.
* معلمی، محسن. 1387. هویت شهری، هویت مسکونی، مفاهیم گمشده امروزی. مجله معمار 6(23): 141-142.
* Rapaport, amos. 2005. Culture, Architecture, and Design. Chicago. Locke Science.
* Apostos, Michelle. 2016. Architecture, Islam, and Identity. New York. Routledge.

شناسنامه نشریه